
استان گیلان
قبل از مهاجرت اقوام آریائی به ایران صفحات شمالی ایران ، یعنی نواحی جنوب دریای مازندران ، مسکن اقوامی مانند کادوسیان ، آماردها کاسپیان و تپوریها و ... بود . قدیمی ترین سندی که از قوم کاسی ها یاد می کند مربوط به سده 24 قبل از میلاد و متعلق به (پوزوراین شوشیناک) است هرودوت مورخ یونانی این قسمت را حاکم نشین پانزدهم بر شمرده که ساس ها و کاسپی های ساکن آن دویست تالان خراج به داریوش می پرداختند . استرابن که در 40 ق . م تا 40 میلادی می زیست اقوام گلامی ، کادوس ، ماردی و بعضی قبائل گرگانی را ساکنان نواحی شمال کوه البرز دانسته اند . در گذر زمان اعراب کادوسیان را طیلسان خواندند . بعدها این نام نیز تغیر یافت و امروزه آنها را تالش یا تالشیان می نامند . (پلوتارک) مورخ یونانی درباره جنگ کادوسیان با اردشیر ساسانی در 384 میلادی سخن گفته است . پیرنیا با توجه به نوشته های کتزیاس درباره کادوس ها می گوید مادها ابتدا گیلان و حوالی آن را در اختیار داشتند ولی در اواخر دوره مادها به سبب پاره ای اختلافات آن را از دست دادند چنانکه در اواخر عصر هخامنشی نیز کادوسی ها به صورت نیمه مستقل می زیستند نزاع میان مادها و کادوسیان از وقایع مهم اواخر حکومت مادها است . موقعيت جغرافيايي استان گيلان با پهنهاي به مساحت 14711 كيلومتر مربع در ميان رشته كوههاي البرز و تالش در ساحل درياي خزر و شمال ايران قرار گرفته است . براساس آخرين تقسيمات سياسي و اداري سال 1375 ، شهرستانهاي استان گيلان عبارتند از : آستارا ، آستانه اشرفيه ، بندر انزلي ، رشت ، رودبار ، رودسر ، شفت ، صومعه سرا ، طالش ، فومن ، لاهيجان و لنگرود . شهر رشت مركز استان گيلان است . استان گيلان با استانهاي اردبيل در غرب ، مازندران در شرق ، زنجان در جنوب و كشور تازه استقلال يافته آذربايجان و درياي خزر در شمال هم مرز و همسايه است . جمعیت استان اين استان در سال 1375 ، حدود 2241896 نفر جمعيّت داشته است كه 83/۴۶ درصد آن در نقاط شهري و 15/53 درصد بقيه در نقاط روستايي سكونت داشتهاند . ناهمواريهاي استان از غرب به شرق شامل : طالش ، ماسوله و پشته كوه و رشته كوه البرز است كه از سه بخش غربي ، مركزي و شرقي تشكيل شده است . البرز غربي مانند حصاري استان گيلان را در بر گرفته است و بلندترين قله آن در گيلان فك يا دلفك (آشيانه عقاب) نام دارد . جلگههاي استان گيلان در ميان دريا و كوهستان تا ارتفاع يكصد متري سطح دريا گسترش يافتهاند كه به سه قسمت عمده تالش ، گيلان غرب و گيلان شرق تقسيم ميشوند . تاريخ گيلان تا شش قرن پيش از ميلاد ، يعني تا زماني كه تاريخ نگاران يونان ، گوشههايي از تاريخ ايران را روشن كردهاند ، تاريك و مبهم است و تنها با تكيه بر پارهاي كاوشهاي باستان شناختي ميتوان گوشههايي از آن را روشن كرد .آثار به دست آمده از سرزمينهاي سواحل جنوب درياي خزر به دوره پيش از آخرين يخبندان (بين 50 تا 150 هزار سال پيش) تعلّق دارند . پيشينه تمدن گيلان به چند هزار سال پيش از ميلاد مسيح ميرسد . در آن دوره «كاسي»ها براي دستيابي به زمينهاي بهتر به نواحي ديگر مهاجرت كردند . در همين زمان ، گروهي از قومهاي مهاجر از جمله آرياييها به علّت تغيير آب و هوا و افزايش سرماي قطبي به اين منطقه كوچ كردند و از آميزش مهاجران و ساكنان بومي منطقه ، چندين قوم جديد تشكيل شد كه در اين ميان دو قوم «گيل» و «ديلم» اكثريت داشتهاند . در سده ششم پيش از ميلاد ، گيلانيان با كوروش هخامنشي متفق شدند و دولت ماد را سرنگون كردند . زمانيكه سلسله هخامنشي سرنگون شد ، كشور به تصرف اسكندر و سپس سلوكيها در آمد . در زمان سلوكيان ، فرمانروايان محلي گيلان ، با استقلال كامل حكومت ميكردند . در زمان ساسانيان ، گيلان تا اندازهاي استقلال خود را از دست داد . در زمان خلفاي عباسي ، علويان در كوهستانهاي ديلم زندگي ميكردند و ميكوشيدند دست خلفاي عباسي را از ديگر نقاط ايران كوتاه كنند . چنين بود كه بناي اتحاد ديلميان و علويان پيريزي شد . در حدود سال 290 هجري قمري ، مردم گيلان و ديلم به مذهب شيعه روي آوردند . از همين دوره در تاريخ ايران سلسلههايي با منشاء گيلاني و ديلمي پديد آمدند . يكي از مهمترين اين سلسلهها «آل بويه» بود . در قرن هشتم هجري «اولجايتو» مغول موفق شد به طور موقت بر اين سرزمين پيروز شود . گيلانيان در روي كار آمدن خاندان صفوي نقش مهمي ايفا كردند ولي در زمان سلطنت شاه عباس اوّل ، گيلان استقلال خود را از دست داد . در سال 1071 هجري قمري شماري از قزاقان روس به قصد غارت به گيلان هجوم برده و دست به چپاول زدند . نادر شاه به علّت علاقه زياد به افزايش قدرت نيروي دريايي ، گيلان را مورد توجه جدي قرار داد . گيلكها در پيروزي انقلاب مشروطه نيز سهي عمده داشتند و آنان در سال 1287 ه.ق پس از دو روز پيكار عليه قزاقان محّمد عليشاه ، تهران را فتح كردند . نقش مردم گيلان در نهضت مشروطه و جنبش ميرزا كوچك خانجنگلي از نمونههاي درخشان تاريخ اين خطه است . استان گيلان از نظر فرهنگي نيز يكي از مناطق ويژه ايران است كه مجموعهاي از سنن ديرين و باستاني را پديد آورده است . زبان مردم گيلان نيز تحت تأثير تنوع قومي ، گويشهاي گوناگون دارد كه مهّمترين آنها گيلكي ، تالشي و ديلمي است . درباره نژاد اقوام ساکن گیلان قبل از ورود آریائی ها نظریه های مختلفی وجود دارد . اغلب پژوهشگران از جمله (هنری فیلد) بر آنند که سومری ها مظاهر تمدن خود را از ناحیه جنوب شرقی دریای مازندران که در آنجا گنجینه ای از اشکال و سفال سومری کشف شده با خود به جلگه بین النهرین آورده اند . در پهلوان نامه گیل گمش از قول پروفسور آمده است : این گونه می توان گفت که ریشه نژادی سومریان با آریائی های کوهپایه نشین کوهستان های خاوری همگن باشد و افسانه های کهن این مردم نیز اشاره به کوچ آنان از فرازهای سخت به سوی آبرفت های زندگی بخش بین النهرین می کند زبان گویش گیلکی وابسته به زبانهای آریائی است که قرنها و هزاره ها در برابر نفوذ فرهنگ اقوام بیگانه موجودیت خود را حفظ کرده است . گویش گیلکی خود به دو شاخه کلی گیلکی رشتی و لاهیجانی تقسیم می شود . شاید بتوان رودخانه سفید رود را مرز مشخص کننده محدوده های این دو گویش محسوب کرد . مردم گیلان در آغاز به خدایان متعدد اعتقاد داشتند و در زمان ساسانیان بیشتر مردم گیلان زرتشتی شدند . در روزگار قباد گروهی از گیلانیان به این ایین گرویدند . جنگهای خونینی بین دیلمیان و اعراب باعث شد تا مردم گیلان کم کم با اعتقادات اعراب آشنا شوند و به دین اسلام بگروند . اقليم سرزمين گيلان به آب و هواي معتدل خزري معروف است . كوهستان تالش با جهت شمالي ، جنوبي و كوهستان البرز با امتداد غربي - شرقي ، مانند سدي از عبور بخار آب درياي خزر و بادهاي مرطوب شمال غربي به داخل ايران جلوگيري ميكند و به علّت ارتفاع زياد موجب بارندگيهاي فراوان در استان گيلان ميشود . تبخير گسترده درياي مازندران ضمن افزايش رطوبت هوا در تابستان و كاهش آن در زمستان ، ميانجامد . از اين رو ، يخ بندان زمستاني در نواحي كنارهاي دريا بسيار كم گزارش شده است . ميزان بارندگي در استان گيلان به بادهاي مرطوبي بستگي دارد كه در زمستان از شمال غرب در بهار از شرق و در تابستان و پاييز از غرب ميوزند . اين بادها ، هواي مرطوب دريا را به سوي جلگه گيلان ميرانند و موجب بارندگيهاي فراوان و طولاني ميشوند . در سال 1375 ، ميزان بارندگي در رشت ۴/1015 ميليمتر و تعداد روزهاي يخبندان سالانه آن 20 روز و روزهاي باراني آن 156 روز گزارش شده است . متوسط حداقل دماي رشت 3/۶ درجه سانتيگراد و متوسط حداكثر دماي آن 9/20 درجه ثبت شده است .

استان اردبیل
استان اردبيل با 18050 كيلومتر مربع وسعت در شمال غرب فلات ايران قرار دارد . اردبيل ، خلخال ، مشكين شهر ، گرمي ، بيلهسوار و پارسآباد از شهرهاي مهم استان و شهر تاريخي و مذهبي اردبيل ، مركز آن است . از استان اردبيل ۵/282 كيلومتر با جمهوري آذربايجان مرز مشترك دارند . در 159 كيلومتر از مرز مشترك رودهاي ارس و بالهارود جريان دارند . دو نقطه اصلاندوز و بيله سوار مغان با جمهوري آذربايجان ارتباط زميني دارد . محور اردبيل - آستارا (گردنه حيران) نزديكترين راه ارتباطي استان با مركز كشور است . اين راه شهرستانهاي استان اردبيل را از راه رشت و قزوين به تهران وصل ميكند . قله سبلان با 4811 متر ارتفاع بلندترين نقطه اين استان است و در شمال غربي شهرستان اردبيل واقع شده است . استان اردبيل در سال 1375 حدود 011/168/1 نفر جمعيت داشته است كه 7/48 درصد آن شهرنشين ، 1/۵1درصد آن روستانشين و 2/2 درصد ديگر آن غير ساكن و عشاير بودهاند . تاريخ استان اردبيل با تاريخ سرزمين آذربايجان در آميخته است . بسياري از مورخان اسلامي بناي شهر اردبيل را به فيروز پادشاه ساساني (489 - 457 م) نسبت ميدهند و بر همين اساس شهر اردبيل بيش از 1500 سال قدمت تاريخي دارد . اردبيل در زمان هخامنشيان اهميت سياسي و نظامي مهمي داشت و مركز استقرار اردوي ايران جهت حفظ و نگهداري مرزهاي شمالي ايران بود . به روايت اوستا ، زردشت پيامبر ايراني در كنار رود «دائييتا» كه امروزه ارس ناميده ميشود به دنيا آمده و كتاب خود را در كوهستان سبلان تحرير كرده و براي ترويج دين خود به شهر اردبيل روي آورده است . در زمان حمله عربها به ايران (22 هجري قمري) اردبيل بزرگترين شهر آذربايجان بود كه به دست سپاهيان اسلام افتاد . بين سالهاي 267 تا 317 ه. ق اين شهر مركز حكمراني طايفه بني ساج بود كه حكومت را از مراغه به اردبيل انتقال داده بودند . اردبيل تا حمله مغول مركز حكومت آذربايجان بود . شاه اسماعيل براي تشكيلحكومت واحد ايراني از اردبيل قيام كرد و تبريز را در سال 906 ه.ق پايتخت رسمي ايران قرار داد . در دوره صفوي اردبيل از لحاظ سياسي و اقتصادي سرآمد شهرهاي ايران بود . اين شهر در مسير شاهراه تجاري ايران و اروپا قرار داشت و ابريشم و مال التجاره وارده از گيلان از طريق اردبيل به اروپا صادر ميشد . علاوه بر اهميت جاذبههاي طبيعي و تاريخي كه زمينه مناسبي را براي توسعه اقتصادي - اجتماعي استان اردبيل فراهم آوردهاند ، موقعيت استراتژيك اين استان بويژه از نظر توريسم عبوري و بازرگاني ، اين شهر را در اهميت درجه اول قرار داده است . گرايشهاي قومي و فرهنگي اخير كه مابين آذربايجان ايران و جمهوري آذربايجان بوجود آمده جريان توريستي دائمي مابين اين جمهوري و استان اردبيل را گسترش داده است . شهرستان اردبيل از ارتفاعات كوهستانهاي سبلان ، طالش و بزغوش ، متأثر است . بيشتر نواحي اردبيل بيش از 3 هزار متر از سطح دريا ارتفاع دارد . قله سبلان با ارتفاع 4811 متر در شمال غربي اين شهرستان واقع شده و در اعتدال هواي آن نقش عمدهاي دارد . شهرستان اردبيل از مناطق سردسير ايران است و بين ۵ تا 8 ماه در سال سرد است . زمستانهاي بسيار سرد و تابستانهاي معتدل از ويژگيهاي آب و هوائي اردبيل است .

استان کرمانشاه
پیشینه تاریخی شواهد و مدارک باستان شناختی نشان می دهد این منطقه از اولین زیستگاههای انسان به شمار می رفته و یکی از مراکز مهم جمعیتی در زاگرس میانی محسوب می شده است تمامی ادوار زندگی انسان از عهد حجر تا دوره های تمدنی پیش از تاریخ و سپس تا تشکیل حکومتهای بزرگ سیر تحول خود را در این محدوده طی کرده است . در هزاره چهارم ق . م استان کرمانشاه یکی از مراکز مهم تجاری و بازرگانی است . بازرگانان این منطقه با بازرگانان شوشی و بین النهرینی داد و ستد و تبادل کالا داشتند . در دوره ساسانی ، استان کرمانشاه بیش از هر دوره دیگری از اعتبار و رونق خاصی برخوردار بود . شهر یاران ساسانی به علت نزدیکی این منطقه به پایتخت آنها یعنی تیسفون ایام تابستان را در قصرهای ییلاقی این منطقه می گذراندند . موقعيت جغرافيايي استان كرمانشاه با مساحتي معادل 434,24 كيلومتر مربع در غرب ايران واقع شده است . براساس آخرين تقسيمات اداري و كشوري در سال 1375، شهرستانهاي استان كرمانشاه عبارتند از : اسلام آباد غرب ، پاوه ، جوانرود ، سرپل ذهاب ، سنقر ، صحنه ، قصر شيرين ، كرمانشاه ، كنگاور ، گيلان غرب و هرسين . اين استان از شمال به استان كردستان ، از جنوب به استانهاي لرستان و ايلام ، از شرق به استان همدان و از غرب به كشور عراق محدود شده است . جمعیت استان براساس سرشماری عمومی نفوس و مسکن سال 1375 ، جمعیت استان کرمانشاه بالغ بر 1778596 نفر است و حدود سه درصد از جمعیت کل کشور را تشکیل می دهد . از این تعداد 35/59 درصد در نقاط شهری و 30/39 درصد در نقاط روستایی زندگی می کنند و بقیه غیر ساکن هستند . از جمعیت این استان 14/4 درصد در گروه سنی 65 ساله و بیشتر قرار دارند . 14/55 درصد بین 15 تا 64 ساله و 71/40 درصد کم تر از 15 ساله هستند . تاريخ و فرهنگ اقوام مهاجر "گوتي يا كاسي" در هزاره سوم و چهارم قبل از ميلاد در كوهساران زاگرس سكونت داشتند و سرانجام بين النهرين را تصرف كردند . به استناد كتيبههاي بابل ، آشور و عيلام ، طوايفي به نامهاي لولوبي ، گوتي ، فايري ، آمودا و پارسفوا نيز در دامنههاي زاگرس ساكن بودهاند . لولوبيها يا لولوها اجداد لرها محسوب ميشوند و در زمانهاي گذشته در ذهاب ، شهرزور و سليمانيه زندگي ميكردهاند . براي نخستين بار نام ماد به صورت "آمادهاي" در حملات آشوريان به نواحي كردستان فعلي ذكر گرديده است . بنابراين ميتوان دريافت كه از هزار سال قبل از ميلاد قوم ماد در دامنههاي زاگرس سكونت داشته است . غير از مادها ، دو طايفه ديگر به نام پارسها و كردها نيز در شمار ساكنان دامنههاي زاگرس ذكر شده است . ساخت شهر كرمانشاه به بهرام ، شاه ساساني منسوب است كه در روزگار پدر فرمانروايي ايالت كرمان را داشت و بدين جهت به «كرمانشاه» لقب يافته بود . كرمانشاه پس از شكست ايرانيان در نهاوند به تصرف عربها درآمد . در قرن چهارم هجري قمري سلسله كوچكي از اكراد به نام حسنويه در ولايت غرب استقلال يافتند . مؤسس اين سلسله ، نزديك 50 سال حكمفرمايي كرد و قلعه بزرگ سرماج را در مجاورت دينور به عنوان مقر و محل دفاين و نفايس خود قرار داد . در سال 441 ه . ق سلطان طغرل سلجوقي صد هزار سپاهي به تسخير قلعه سرماج فرستاد و پس از 4 سال آن را تسخير كرد . در دوره سلجوقيان ، كرمانشاه شهري آباد بود و خليفه عباسي براي مقابله با مسعود سلجوقي بدين شهر لشكر كشيد . در دوره مغول و در حمله هلاكو به بغداد ، اين شهر آسيب فراوان ديد . اين منطقه در دوره تيموريان ، در شمار بلاد همدان به شمار ميآمد و در قرون نهم و دهم هجري ، بارها مورد تهاجم عثمانيها قرار گرفت . به گفته سياحان خارجي ، در روزگار صفويه ، كرمانشاه شهري پرنعمت و آباد بود و كاروانسراها و پلهاي متعدد داشت . خاصه آن كه به علّت علاقه شديد صفويه به اماكن متبركه و اهميّت ارتباطي آن با كربلا و نجف ، اين شهر رونق فراوان يافت . در زمان حكومت نادر ، قلعه قديمي شهر ويران و قلعهاي ديگر ساخته شد . كريمخان زند ، كرمانشاه را تصرف كرد و بالاخره كرمانشاه در عهد قاجار مركز ولايات غرب و والينشين شد . محمّد علي ميرزاي دولتشاه ، فرزند فتحعليشاه ، براي مقابله با عثمانيها در شهر كرمانشاه استقرار گرفت . مردم استان كرمانشاه همانند ديگر شهرهاي ايران ، در جنبش مشروطيت ، نقش فعالي داشتند . كرمانشاه در جنگهاي جهاني اوّل و دوم به تصرف قواي بيگانه درآمد . كرمانشاه امروزي استاني آباد است و مركز آن شهر كرمانشاه ميباشد . استان كرمانشاه از مناطق كردنشين سرزمين ايران است . زبان كردي از خويشاوندان نسبي زبان فارسي است و مشابهتهاي فراوان با قواعد دستوري و ديگر خصوصيات زبان فارسي دارد . زبان كردي گويشهاي متفاوتي دارد كه از مهّمترين آنها ميتوان به گويشهاي كلهري ، اورامي ، سوراني (جافي) ، لكي و گويش فارسي اشاره كرد . نژاد مردم استان كرمانشاه آريايي است . بر بستر خصوصيات قومي ، نژادي ، زباني و باورهاي مذهبي مردم كرمانشاه نظام فرهنگي مردم استان شكل گرفته و شاعران و نويسندگان مشهوري از آن برخواستهاند . نژاد کردهای کرمانشاه همچون کردهای کردستان آریایی تبار و از ساکنان قدیم فلات ایران هستند . در متون سومری و آشوری برخی از ساکنان زاگرس را (کرتی) (کارتی) و (کارد) یاد کرده اند و در منابع ارمنی واژه (کردوخ) بر آنها اطلاق شده است . برخی نیز بر این اعتقادند که این قوم یکی از شعبه های نژاد آریایی است که در هزاره دوم ق . م وارد ایران شدند و در کوه های زاگرس سکنی گزیدند . زبان اهالی کرمانشاه کردی است . زبان کردی که شاخه ای از زبان شمال غربی ایرانی میانه است . به دلیل داشتن ادبیات مکتوب اهمیت خاصی دارد . با این حال از زبانهای دیگر از جمله زبانهای عربی ، ارمنی ، ترکی و فارسی لغات بسیار در آن راه یافته است . سابقه تاریخی کردها موجب پیدایش گویشهای بی شماری شده است که برخی از آنها عبارتند از : گویش کردی کلهری ، گویش کردی اورامی ، گویش کردی سورانی ، گویش لکی مذهب اکثر قریب به اتفاق جمعیت استان کرمانشاه را مسلمانان شیعه تشکیل می دهند و در صدر نیز خواهران و برادران اهل تسنن هستند . گروهی نیز زیر پوشش بدعتهای دینی با نام اهل حق با حفظ آداب و مناسک و معتقدات دین کهن ایران باستان یعنی زردشتی و همچنین با التقاطی از اسلام به حیاط دینی خود ادامه میدهند . آب و هوا استان كرمانشاه در معرض جبهههاي مرطوب مديترانهاي قرار دارد كه در برخورد با هواي سرد ارتفاعات زاگرس ، به برف و باران تبديل ميشوند . در استان كرمانشاه چهار اقليم متفاوت قابل تشخيص است اوّل : "زمستان ملايم و تابستان گرم و خشك" كه شهرستانهاي قصرشيرين ، سرپل ذهاب و دهستان از گله در جنوب غربي جوانرود را شامل ميشود . دوّم : "زمستان و تابستان خنك" كه شهرستانهاي پاوه و جوانرود و بخش كرند از توابع شهرستان اسلامآباد غرب را در بر ميگيرد . سوم : اقليم "نيمه خشك و استپي خنك" كه شهرستانهاي سنقر و دهستان پشت دربند از توابع شهرستان كرمانشاه را در برميگيرد . چهارم : اقليم "نيمه خشك و استپي گرم" كه شهرستانهاي كنگاور صحنه و هرسين را شامل ميشود . به طور كلي استان كرمانشاه از نظر آب و هوايي به دو منطقه گرمسير (غرب) و سردسير در ساير نواحي تقسيم ميشود بادهاي مهّم استان كرمانشاه عبارتند از : "بادهاي غربي" كه رطوبت نسبي اقيانوس اطلس و مديترانه را به قلمرو اين استان منتقل ميكند و موجب بارندگي ميشود . اين باد بيشتر در فصلهاي زمستان و بهار ميوزد . "بادهاي شمال" كه در فصل تابستان ميوزند و در اعتدال آب و هواي بخشي از استان و كاهش گرماي آن مؤثراند و "باد سام يا سموم" كه تنها در منطقه نوار مرزي ميوزد و هواي آن را در تابستانها بسيار گرم و غير قابل تحمل ميسازد و زيانهاي بسياري به بار ميآورد .

استان چهارمحال و بختیاری
استان چهارمحال و بختياري با 28559 كيلومتر مربع وسعت و در قلمرو مركزي رشته كوههاي زاگرس بين پيشكوه هاي داخلي و استان اصفهان استقرار يافته است . اردل ، بروجن ، شهركرد ، فارسان و لردگان 5 شهرستان اين استان ميباشند . شهركرد مركز استان چهارمحال و بختياري است . استان چهارمحال و بختياري در سال 1375 حدود 761168 نفر جمعيت داشته است كه 45 درصد آن شهر نشين ، 8/54 درصد روستانشين و بقيه غير ساكن (كوچ رو) بوده است . نسبت جنسي جمعيت استان 102 نفر ميباشد . تاريخ سرزمين چهارمحال و بختياري با تاريخ ايل بختياري در هم آميخته است . بختياريها شاخهاي از طوايف لر هستند كه در تاريخ ايران به «لر بزرگ» مشهور شدهاند . ايل بختياري به دو دسته بزرگ هفت لنگ و چهار لنگ تقسيم ميشود . قلمرو تابستاني يا ييلاقي چهار لنگها در شمال منطقه و هفت لنگها در جنوب آن واقع است . منطقه بختياري گاهي جزء استان فارس و زماني جزء حكومت خوزستان بود . حيات عشايري بختياريها و ويژگيهاي ناشي از اين نوع زندگي اجتماعي باعث شده است كه آثار تاريخي و باستاني اندكي در استان بوجود آيد ، ولي زيباييهاي طبيعي آن كم نظير و جالب توجه است ، بطوريكه هر بينندهاي را مجذوب ميسازد . تالابهاي دلانگيز و زيبا ، تفرجگاههاي مصفا ، حواشي سرسبز رودخانهها ، گلزارهاي بي نظير ، چشمههاي آبگرم و معدني ، آبشارهاي فرحبخش ، ارتفاعات بلند ، برف فراوان زمستان و دهها عنصر طبيعي ديگر ، جلوههاي بسيار زيبا و ديدني فراهم آورده و زمينههاي مساعدي را براي بهره برداريهاي گردشگاهي و ورزشهاي زمستاني بوجود آورده است . استان چهار محال و بختياري از لحاظ آداب و رسوم و كنشهاي فرهنگي يكي از جالبترين مناطق عشايري ايران است . مراسم ويژه عشايري در ارتباط با زندگي كوچ و كوچ نشيني ، انجام مراسم ويژه در اعياد ملي و مذهبي ، نحوه ازدواج و همسرگزيني ، چگونگي انجام سوگها و عزاهاي خصوصي و مذهبي ، موسيقي و رقص بومي ، نوع پوشش زنان و مردان و ... از جمله جاذبههاي فرهنگي منطقه محسوب ميشوند . استان چهارمحال و بختياري در ناحيه مركزي سلسله جبال زاگرس كه از شمال غربي به جنوب شرقي امتداد دارد واقع شده است . بلندترين استان در ناحيه غربي با 4548 متر ارتفاع در قله زردكوه بختياري و پستترين نقطه آن در ناحيه شرقي چهارمحال است . كوههاي استان سرچشمه اصلي رودخانههاي دائمي زاينده رود و كارون و در سراسر سال پوشيده از برف هستند و جزو حوزههاي آبگير دائمي ايران به شمار ميروند . به دليل شيب ارتفاعات بختياري كه از شمال غربي به جنوب شرقي كشيده شدهاند ، همچنين به دليل بلندي عوارض طبيعي ، موقعيت جغرافيايي و توپوگرافي ، آب و هواي استان نسبتاً سرد است . در ارتفاعات بالاي 2000 متر كه مساحت عمده استان را در برميگيرد ريزش برف و باران از اواسط پاييز تا فروردين ادامه دارد ، ولي در مناطق پست با بيش از 40 درجه حرارت در تابستان ، حجم نزولات جوي كمتر است . فصل سرما از اواسط آبان آغاز و 4 تا 5 ماه ادامه پيدا مييابد . سردترين ماههاي سال ، دي و بهمن است . متوسط درجه حرارت استان 3/10+ درجه سانتيگراد ، حداكثر مطلق درجه حرارت 2/35+ و حداقل مطلق آن 6/15- درجه سانتيگراد ميباشد . ميزان بارندگي سالانه 426 ميليمتر و تعداد روزهاي يخبندان 127 روز است . از ارديبهشت تا آبان جزو ماههاي خشك و ماههاي آذر ، دي ، بهمن و اسفند جزو ماههاي يخبندان به شمار ميرود .

استان البرز
استان البرز سی و یکمین استان ایران است . در جلسهٔ هیئت دولت در تاریخ 12 بهمن 1388 لایحهٔ تأسیس این استان تصویب و به مجلس شورای اسلامی فرستاده شد . در ادامه با تصویب نمایندگان مجلس شورای اسلامی در تاریخ 1389/۴/7 استان البرز بطور رسمی شکل گرفت . در این طرح پیشنهادی کرج به عنوان مرکز استان درنظر گرفته شده است . این شهر در 20 کیلومتری غرب تهران و در حوزهٔ استحفاظی استان تهران قرار گرفته بود که با جمعیتی بالغ بر 1٬614٬626 نفر ، چهارمین شهر پرجمعیت ایران پس از شهرهای تهران ، مشهد و اصفهان محسوب میگردد . همچنین محمود احمدینژاد رئیسجمهور در تاریخ 22 مرداد 1389 در نامهای به وزارت کشور قانون تأسیس استان البرز که در جلسهٔ علنی دوم تیر 1389 به تصویب مجلس شورای اسلامی رسیده بود و شورای نگهبان نیز آن را تأیید کرده بود ، جهت اجرا ابلاغ کرد . نام این استان از رشته کوه البرز گرفته شده است که بخش مهمی از آن از شمال این استان میگذرد . در تاریخ 22 شهریور 1389 با حضور وزیر کشور ، استانداری البرز رسماً شروع به فعالیت نمود . عیسی فرهادی به عنوان نخستین استاندار البرز انتخاب شده بود . در آبان 91 پخش آزمایشی شبکه استانی البرز با روزانه 3 ساعت برنامه آغاز بکار کرد و با شروع سال 92 به روزانه 8 ساعت رسید . شبکه استانی البرز در روز چهارم خرداد 92 بصورت رسمی و با روزانه 10 ساعت برنامه بصورت رسمی افتتاح گردید . به دلیل اینکه در استان البرز از همه اقوام ایرانی ساکن هستند ، این شبکه به شبکه وحدت و همدلی لقب گرفت .

استان تهران
منطقه تهران که در شمال غرب فلات مرکزی ایران قرار گرفته از زمان های دور و ادوار پیش از تاریخ منطقه ای مسکونی بوده و رد پای فرهنگهای پیش از تاریخی را در گوشه و کنار آن می توان سراغ گرفت . دشت تهران حراقل از نیمه دوم هزاره دوم تا به امروز مسکونی بوده است . از زمانی که شهر تهران در سال 1200 ه.ق توسط آقا محمدخان قاجار به پایتختی ایران برگزیده شد تا به امروز حوادث بی شماری را به خود دیده است . استان تهران با 18956 كيلومتر مربع مساحت در شمال فلات مركزي ايران قرار گرفته است . اين استان از شمال به استان مازندران ، از جنوب به استان قم ، از شرق به استان سمنان و از غرب به استان قزوين محدود شده است . ابر شهر تهران مركز شهرستان و مركز استان تهران و پايتخت جمهوري اسلامي ايران است . براساس آخرين تقسيمات كشوري ، شهرستانهاي تهران ، دماوند ، ري ، ساوجبلاغ ، شميرانات ، شهريار ، ورامين ، اسلامشهر و كرج مجموع شهرستانهاي استان تهران را تشكيل ميدهند . بلندترين نقطه استان تهران قله دماوند با 5678 متر ارتفاع و پستترين قسمت آن با 790 متر ارتفاع از سطح دريا ، دشت ورامين در جنوب شرقي استان است . رشته كوه البرز ، در شمال سوادكوه و فيروزكوه در شمال شرقي ، لواسانات ، قره داغ و شميرانات ، كوههاي حسن آباد و نمك در ناحيه جنوب و بي بي شهربانو و القادر در جنوب شرقي و ارتفاعات قصر فيروزه در شرق قرار گرفتهاند . جمعیت استان تهران در سال 1379 در حدود 11.647.103 نفر برآورده شده است . از این تعداد 10.159.768 نفر در نقاط شهرری (23/87 درصد کل استان) و 1.487.335 نفر در مناطق روستائی (77/12 درصد کل استان) زندگی می کنند . نرخ رشد جمعیت بین سالهای 70 تا 73 در کل استان 7/2 درصد ، در مناطق شهری ، 8/3 درصد و در مناطق روستایی 7/3 درصد بوده است . در توزیع شهرستانی جمعیت ، بیش از نیمی از جمعیت استان در شهرستان تهران ساکن هستند (73/57 درصد جمعیت کل استان) و شهرستان کرج با 1.120.543 نفر (62/9 درصد کل جمعیت استان) در مرتبه دوم قرار دارد . بالاترین نرخ رشد جمعیت بین سالهای 70 تا 73 را شهرستان شهریار با 8/11 درصد داشته است . فرهنگ و تاريخ تهران امروزي كه در رديف بزرگترين و پرجمعيتترين شهرهاي جهان قرار دارد ، فراز و نشيبهاي تاريخي فراوان داشته است . «طهران» كه زماني قريهاي بيش نبود ، امروز به تهران بزرگ با بيش از يازده ميليون نفر جمعيت تبديل شده است . اين شهر در سال 1200 هجري قمري به پايتختي ايران برگزيده شد . از آن تاريخ به بعد به مركز سياسي ، اداري ، اقتصادي ، فرهنگي و هنري كشور تبديل شد . در طول 200 سال گذشته دانشمندان ، نويسندگان ، هنرمندان و شاعران بزرگي در تهران زندگي ميكنند يا زندگي كرده و مرحوم شدهاند . در هر حال تهران امروزي به مركز بزرگ تحولات تاريخي و فرهنگي تبديل شده است . نژاد تمدن هایی که در حوزه استان تهران از دیرباز وجود داشته اند نشانه هایی از سکونت و پیدایش تمدنهای این منطقه را نشان می دهند در این میان (چشمه علی) ری که مربوط به 6200 سال قبل است از اهمیت ویژه ای برخوردار است . گروهی که بیش از 6000 سال پیش در این حوزه ساکن بودند از اولین اقوام و نژادهای بومی منطقه محسوب می شوند تمدنی که توسط این اقوام در چشمه علی ری متولد شد و رشد کرد بسیار قدرتمند بود و با نفوذ به خارج از حوزه چشمه علی مانند ساکنان تپه سیلک ، قره تپه شهریار ، موشلان تپه اسماعیل آباد ، تپه حصار دامغان و تپه آنو و نمازگاه در ترکستان و شرق ایران تا بلوچستان ، کم کم توانست بر دیگر اقوام تأثیر گذارد و آنها را جذب قدرت و عظمت خود نماید . زبان اصلی مردم تهران و استان تهران ، فارسی است . اما در بعضی نقاط زبانهای محلی نیز دیده می شود که در مجموع از لهجه های فارسی محسوب میشوند . به طور کلی زبان و گویشهای دیگری مانند آذری ، گیلکی ، لری ، مازندرانی و .... نیز به دلیل مهاجرت ها به ان افزوده شده است . براساس سرشماری 1365 در حدود 1/98 درصد از جمعیت استان به زبان فارسی تکلم می کنند که این نسبت در نقاط شهری 3/98 و در نقاط روستایی 8/96 درصد است . آثار پیدا شده از عهد قدیم در ری و پهنه تهران بزرگ نشان دهنده اعتقادات مزداپرستی و زردشتی گری ساکنان منطقه و آداب و رسوم رایج در میان آنهاست . با ظهور اسلام و فتح ری در سال 22 ه . ق اندک اندک مردم منطقه به دیانت اسلام گرایش یافتند و از همان آغاز با پیدایش فرق و مذاهب گوناگون در اسلام شیعه و سنی در کنار هم زندگی کرده اند . استان تهران در نواحي كويري و جنوب گرم و خشك ، در نواحي پايكوهي سرد و نيمه مرطوب و در نواحي مرتفع سرد با زمستانهاي طولاني است . گرمترين ماههاي سال در مرداد و شهريور با متوسط دماي 30-28 درجه و سردترين ماه سال دي ماه با يك درجه سانتي گراد گزارش شده است . دماي شهر تهران در زمستان معتدل و در تابستان گرم است بخش شمال تهران و شميرانات در تابستان نيز معتدل است . ميانگين بارندگي سالانه استان تهران در حدود 400 ميلي متر گزارش شده است . بيشترين بارش سالانه در ماههاي زمستان روي ميدهد بطور خلاصه ميتوان گفت سراسر ماههاي بهار و تابستان و حتي در ماه پاييز دامنههاي جنوبي البرز بويژه در نواحي كوهستاني ، درهاي ، رودخانهاي و سواحل درياچههاي پشت سدهاي بزرگ امير كبير ، لتيان و لار و درياچههاي طبيعي جابان و تار از ارزش تفرجگاهي قابل توجهي برخوردار است . همچنين در تمام طول زمستان نواحي شمالي استان تهران به علت پوشش برفي سنگين به ويژه در دامنهها و شيبهاي البرز جنوبي ، شرايط مساعدي را براي ورزشهاي زمستاني از جمله اسكي فراهم ميآورد .








