عضویت در خبرنامه

سیستم پکیج همکاران

تبدیل تاریخ

تورهای داخلی

تورهای خارجی

معرفی ایران

استان کردستان

استان کردستان

استان گیلان

استان گیلان

استان اصفهان

استان اصفهان

استان خوزستان

استان خوزستان

استان چهارمحال و بختیاری

استان چهارمحال و بختیاری

استان زنجان

استان زنجان

استان کردستان

استان کردستان

کردستان با گستردگی 28٬203 کیلومتر مربع در غرب ایران قرار دارد . این استان که در دامنه‌ها و دشت‌های پراکنده سلسله جبال زاگرس میانی قرار گرفته است ، از شمال به استان‌های آذربایجان غربی و زنجان ، از شرق به همدان و زنجان ، از جنوب به استان کرمانشاه و از غرب به کشور عراق محدود است . مرکز این استان ، شهر سنندج است . استان کردستان براساس آخرین تقسیمات کشوری در سال 1375 دارای 8 شهرستان ، 12شهر ، 21 بخش ، 78 دهستان و 17۶۵ آبادی دارای سکنه بوده است . شهرستان‌های این استان عبارتند از : بانه ، بیجار ، دهگلان ، دیواندره ، سروآباد ، سقز ، سنندج ، قروه ، کامیاران و مریوان . کردستان متشکل از دو کلمه «کرد» و پسوند «ستان» به معنی مکان می‌باشد . کردستان مکان و سرزمین کردها می‌باشد . ناحیه‌ای است در ایران واقع شده است . کلمه کردستان برای اولین بار بطور رسمی در دوره سلجوقی بکار برده شد و از آن پس ثبت گردید .استان کردستان با مساحت 28203 کیلومتر در غرب ایران مجاور کشور عراق بین 34 درجه و ۴۴ دقیقه تا 36 درجه و 30 دقیقه عرض شمالی و ۴۵ درجه و 31 دقیقه تا 48 درجه و 16 دقیقه طول شرقی از نصف النهار گرینویچ قرار دارد که این مساحت 1٫7 درصد از مساحت کل کشور را شامل می‌شود و از نظر وسعت رتبه 16 را در کشور دارا است . از شمال به استانهای آذربایجان غربی و قسمتی از زنجان و از جنوب به استان کرمانشاه و از شرق به استان همدان و قسمتی دیگر از استان زنجان و از غرب به کشور عراق محدود می‌باشد . از لحاظ اقلیمی و طبیعی استان کردستان منطقه‌ای کوهستانی می‌باشد که دشت‌های مرتفع و دره‌های پهن نیز در پهنه منطقه گسترده شده‌اند . اختلاف ارتفاع بین بلندترین و پست‌ترین نقاط استان به حدود 2۴۰۰ متر می‌رسد . کوه شاهو با ارتفاع 3300 متر بلندترین و منطقه آلوت در بانه با ارتفاع حدود 900 متر کم ارتفاع‌ترین نقطه استان می‌باشد . که این اختلاف ارتفاع خود باعث به وجود آمدن اقلیم‌های متفاوت می‌گردد . کردستان با دریا فاصله اش زیاد است ، اما از طریق دره‌های عمیق درهم تنیده ، به آب‌های آزاد جهان در جنوب و دریاچه‌های شمالی نظیر دریای خزر و دریاچه ارومیه راه دارد . سرچشمه بسیاری از رودخانه‌های بزرگ در کوه‌های کردستان واقع شده‌اند .استان کردستان بخشی از سرزمینی است که به وسیله مادها حکمرانی می شده است . مرز تاریخی سرزمینهایی که بوسیله مادها اداره می شده ، در شمال به اورارتو ، در غرب به آشور و در جنوب و جنوب غربی به ایلام و سومر منتهی می‌شد . در ابتدا قبایل نژاد آریایی در شرق و غرب دریاچه ارومیه اسکان یافتند . تعدادی از آنان در شرق دریاچه مقیم شدند و آن را «آمادای» نامیدند و قسمتی که در غرب دریاچه ارومیه بود را پارسوا (پارسوما) نامیده می‌شد . اولین گروه دولت مادها را بنیان نهاد و دومین گروه سلطنت قدرتمند هخامنشیان را به وجود آورد . با توجه به متن نوشته داریوش در پرسپولیس و بیستون ، دولت شاهنشاهی مادها در ناحیه هخامنشی در ۵۵0 قبل از میلاد واقع شده و سرزمین مادها یکی از ایالات دولت هخامنشی شد . از زمان سلطنت هخامنشیان ، در نواحی پارسها و ساسانیها ، ایالت مادها بعنوان یکی از ایالات ایران باستان بنام «ماه» شناخته می‌شد . این ایالت شامل دو بخش «ماه پایین» یا رازی ماه و «ماه بالا» یا نهاوند ماه بود . در دوران قبل از اسلام سرزمین مادها ، «مای» یا «ماه» نامیده می‌شد . ناحیه استان کردستان (اردلان) در دوره صفویه شامل 9 شهر عمده بود : سنه ، گروس ، الکا ، زرین کمر ، تقامین ، خورخوره ، جوانرود ، اورامان ، الکای بانه ، قالازالام و پالانگان . دولتمردان مستقل برای قبایل بزرگ منصوب می‌شدند . بنا به پیش نویس شماره 1275 در 1316/9/9، ایران به شش بخش تقسیم شده بود . استان غربی شامل شهرهای کردستان ، کرمانشاه ، گروس ، باوندپور (کلهر) ، پشت کوه ، لرستان ، بروجرد ، همدان ، ملایر ، خرمشهر ، آبادان ، خوزستان و کهگیلویه بود . در سال 1337 با توجه به فرمان شورای وزرا کردستان از پنجمین استان جدا شد و استان کردستان را تشکیل داد . شهرهای استان ، سنندج ، گروس ، سقز و قروه بودند .استان کردستان یکی از استان‌های کردنشین در غرب ایران است ، اکثریت ساکنان این استان ، کرد زبان هستند که به لهجه‌های مختلف تکلم می‌کنند . زبان کردی در استان کردستان و همچنین در استان‌های ایلام ، کرمانشاه ، همدان ، قزوین ، آذربایجان غربی و شمال خراسان و دیگر کشورها لهجه‌های گوناگونی دارد اما مهمترین ، پر تکلم‌ترین و یا به عبارتی لهجه رسمی و ادبی دو شاخه کرمانجی و سورانی است ، شاخه سورانی در استان کردستان لهجه رایج در ادبیات مکتوب است . علاوه بر زبان کردی در بیجار اقلیتی کم نیز در قسمتی از بخش کرانی ترکی آذربایجان صحبت می‌کنند که قادرند به زبان کردی نیز تکلم کنند و بخش مرکزی شهرستان قروه به زبان ترکی آذربایجانی و همچنین در بخش چهار دولی شهرستان قروه به زبان لکی تکلم می‌کنند اقلیت‌های ارمنی و یهودی نیز به تعداد اندک در برخی شهرهای استان یافت می‌شوند .مشاهیر استان کردستان : آیت الله سید محمد حسینی شاهرودی نماینده ولی فیه در استان کردستان ، آیت الله شیخ مهدی شهابی از علمای استان ، مرحوم حاج ماموستا عبدالله محمدی امام جمعه سقز ، بها الدین ادب مهندس معماری ، نالی - محوی شاعر ، امیر نظام گروسی سیاستمدار - ادیب و خوشنویس ، بابا مردوخ روحانی ، ابراهیم یونسی نویسنده ، بهمن قبادی کارگردان ، مستوره اردلان اولین تاریخ نگار زن جهان ، کامکارها نوازنده و موسیقی دان ، پیر شالیار شاعر ، امان الله خان اردلان حاکم مشهور کردستان در عهد قاجار ، حمیدرضا اردلان موسیقیدان ، سلیمان خان اردلان موسس شهر سنندج ، هه لوخان اردلان حاکم قدرتمند کردستان در زمان شاه عباس صفوی .اقلیم کردستان متاثر از توده‌های هوای گرم و مرطوب مدیترانه‌ای است که این توده‌ها موجب بارندگی‌هایی در بهار و ریزش برف در زمستانها شده است . این توده‌های هوایی که از اقیانوس اطلس و دریای مدیترانه با برخورد به ارتفاعات زاگرس بخش قابل توجهی از رطوبت را بصورت بارش‌های پراکنده برف و باران در این منطقه نشان می‌دهند . تعداد روزهای یخبندان 109 روز و میزان بارندگی سالانه در شرایط عادی اقلیمی معادل ۵00 میلی متر می‌باشد . بیشترین میزان بارندگی مربوط به شهرهای مریوان و بانه حدود 800 میلی متر در سال و کم‌ترین میزان بارندگی در ناحیه شرق حدود ۴00 میلی متر و در قسمت مرکزی استان یعنی سنندج نزدیک به ۵00 میلی متر در سال است . نفوذ توده‌های مرطوب زمستانی و بهاری در مریوان و دریاچه زریوار تأثیر فراوانی در مرطوب و معتدل شدن هوای این ناحیه دارد . میزان رطوبت و بارش مناسب باعث ایجاد جنگل‌های انبوه بلوط و گونه‌های مختلف درختان جنگلی شده است .

استان گیلان

استان گیلان

قبل از مهاجرت اقوام آریائی به ایران صفحات شمالی ایران ، یعنی نواحی جنوب دریای مازندران ، مسکن اقوامی مانند کادوسیان ، آماردها کاسپیان و تپوریها و ... بود . قدیمی ترین سندی که از قوم کاسی ها یاد می کند مربوط به سده 24 قبل از میلاد و متعلق به (پوزوراین شوشیناک) است هرودوت مورخ یونانی این قسمت را حاکم نشین پانزدهم بر شمرده که ساس ها و کاسپی های ساکن آن دویست تالان خراج به داریوش می پرداختند . استرابن که در 40 ق . م تا 40 میلادی می زیست اقوام گلامی ، کادوس ، ماردی و بعضی قبائل گرگانی را ساکنان نواحی شمال کوه البرز دانسته اند . در گذر زمان اعراب کادوسیان را طیلسان خواندند . بعدها این نام نیز تغیر یافت و امروزه آنها را تالش یا تالشیان می نامند . (پلوتارک) مورخ یونانی درباره جنگ کادوسیان با اردشیر ساسانی در 384 میلادی سخن گفته است . پیرنیا با توجه به نوشته های کتزیاس درباره کادوس ها می گوید مادها ابتدا گیلان و حوالی آن را در اختیار داشتند ولی در اواخر دوره مادها به سبب پاره ای اختلافات آن را از دست دادند چنانکه در اواخر عصر هخامنشی نیز کادوسی ها به صورت نیمه مستقل می زیستند نزاع میان مادها و کادوسیان از وقایع مهم اواخر حکومت مادها است . موقعيت جغرافيايي استان‌ گيلان‌ با پهنه‌اي‌ به‌ مساحت‌ 14711 كيلومتر مربع‌ در ميان‌ رشته‌ كوه‌هاي‌ البرز و تالش‌ در ساحل‌ درياي‌ خزر و شمال‌ ايران‌ قرار گرفته‌ است ‌. براساس‌ آخرين‌ تقسيمات‌ سياسي‌ و اداري‌ سال‌ 1375 ، شهرستان‌هاي‌ استان‌ گيلان‌ عبارتند از : آستارا ، آستانه‌ اشرفيه ‌، بندر انزلي ‌، رشت‌ ، رودبار ، رودسر ، شفت‌ ، صومعه‌ سرا ، طالش ‌، فومن ‌، لاهيجان‌ و لنگرود . شهر رشت‌ مركز استان‌ گيلان‌ است‌ . استان‌ گيلان‌ با استان‌هاي ‌اردبيل‌ در غرب‌ ، مازندران‌ در شرق ‌، زنجان‌ در جنوب‌ و كشور تازه‌ استقلال‌ يافته‌ آذربايجان‌ و درياي‌ خزر در شمال‌ هم‌ مرز و همسايه‌ است ‌. جمعیت استان اين‌ استان‌ در سال‌ 1375 ، حدود 2241896 نفر جمعيّت‌ داشته‌ است‌ كه‌ 83/۴۶ درصد آن‌ در نقاط‌ شهري‌ و 15/53 درصد بقيه‌ در نقاط‌ روستايي‌ سكونت‌ داشته‌اند . ناهمواري‌هاي‌ استان‌ از غرب‌ به‌ شرق‌ شامل ‌: طالش‌ ، ماسوله‌ و پشته‌ كوه‌ و رشته‌ كوه‌ البرز است‌ كه‌ از سه‌ بخش‌ غربي‌ ، مركزي‌ و شرقي‌ تشكيل‌ شده‌ است ‌. البرز غربي ‌مانند حصاري‌ استان‌ گيلان‌ را در بر گرفته‌ است‌ و بلندترين‌ قله‌ آن‌ در گيلان‌ فك‌ يا دلفك‌ (آشيانه‌ عقاب‌) نام‌ دارد . جلگه‌هاي‌ استان‌ گيلان‌ در ميان‌ دريا و كوهستان‌ تا ارتفاع‌ يكصد متري‌ سطح‌ دريا گسترش‌ يافته‌اند كه‌ به‌ سه ‌قسمت‌ عمده‌ تالش ‌، گيلان‌ غرب‌ و گيلان‌ شرق‌ تقسيم‌ مي‌شوند . تاريخ‌ گيلان تا شش‌ قرن‌ پيش‌ از ميلاد ، يعني‌ تا زماني‌ كه‌ تاريخ‌ نگاران‌ يونان ‌، گوشه‌هايي‌ از تاريخ‌ ايران‌ را روشن‌ كرده‌اند ، تاريك‌ و مبهم‌ است‌ و تنها با تكيه‌ بر پاره‌اي‌ كاوش‌هاي‌ باستان‌ شناختي‌ مي‌توان ‌گوشه‌هايي‌ از آن‌ را روشن‌ كرد .آثار به‌ دست‌ آمده‌ از سرزمين‌هاي‌ سواحل‌ جنوب‌ درياي‌ خزر به‌ دوره ‌پيش‌ از آخرين‌ يخ‌بندان‌ (بين‌ 50 تا 150 هزار سال‌ پيش‌) تعلّق‌ دارند . پيشينه‌ تمدن‌ گيلان‌ به‌ چند هزار سال‌ پيش‌ از ميلاد مسيح‌ مي‌رسد . در آن‌ دوره‌ «كاسي‌»ها براي‌ دستيابي‌ به‌ زمين‌هاي‌ بهتر به‌ نواحي‌ ديگر مهاجرت‌ كردند . در همين‌ زمان‌ ، گروهي‌ از قوم‌هاي‌ مهاجر از‌ جمله‌ آريايي‌ها به‌ علّت‌ تغيير آب‌ و هوا و افزايش‌ سرماي‌ قطبي‌ به‌ اين‌ منطقه‌ كوچ‌ كردند و از آميزش‌ مهاجران‌ و ساكنان‌ بومي‌ منطقه ‌، چندين‌ قوم‌ جديد تشكيل‌ شد كه‌ در اين‌ ميان‌ دو قوم‌ «گيل‌» و «ديلم‌» اكثريت‌ داشته‌اند . در سده‌ ششم‌ پيش‌ از ميلاد ، گيلانيان‌ با كوروش‌ هخامنشي‌ متفق‌ شدند و دولت‌ ماد را سرنگون‌ كردند . زمانيكه‌ سلسله‌ هخامنشي‌ سرنگون‌ شد ، كشور به‌ تصرف‌ اسكندر و سپس‌ سلوكي‌ها در آمد . در زمان‌ سلوكيان‌ ، فرمانروايان‌ محلي‌ گيلان ‌، با استقلال‌ كامل‌ حكومت‌ مي‌كردند . در زمان‌ ساسانيان‌ ، گيلان‌ تا اندازه‌اي‌ استقلال‌ خود را از دست‌ داد . در زمان‌ خلفاي‌ عباسي ‌، علويان‌ در كوهستان‌هاي‌ ديلم‌ زندگي‌ مي‌كردند و مي‌كوشيدند دست‌ خلفاي‌ عباسي‌ را از ديگر نقاط‌ ايران‌ كوتاه‌ كنند . چنين‌ بود كه‌ بناي‌ اتحاد ديلميان‌ و علويان‌ پي‌ريزي‌ شد . در حدود سال‌ 290 هجري‌ قمري ‌، مردم‌ گيلان‌ و ديلم‌ به‌ مذهب‌ شيعه‌ روي ‌آوردند . از همين‌ دوره‌ در تاريخ‌ ايران‌ سلسله‌هايي‌ با منشاء گيلاني‌ و ديلمي‌ پديد آمدند . يكي‌ از مهمترين‌ اين ‌سلسله‌ها «آل‌ بويه‌» بود . در قرن‌ هشتم‌ هجري‌ «اولجايتو» مغول‌ موفق‌ شد به‌ طور موقت‌ بر اين‌ سرزمين‌ پيروز شود . گيلانيان‌ در روي‌ كار آمدن‌ خاندان‌ صفوي‌ نقش‌ مهمي‌ ايفا كردند ولي‌ در زمان‌ سلطنت‌ شاه ‌عباس‌ اوّل ‌، گيلان‌ استقلال‌ خود را از دست‌ داد . در سال‌ 1071 هجري‌ قمري‌ شماري‌ از قزاقان‌ روس‌ به‌ قصد غارت‌ به‌ گيلان‌ هجوم ‌برده‌ و دست‌ به‌ چپاول‌ زدند . نادر شاه‌ به‌ علّت‌ علاقه‌ زياد به‌ افزايش‌ قدرت‌ نيروي‌ دريايي ‌، گيلان‌ را مورد توجه‌ جدي‌ قرار داد . گيلك‌ها در پيروزي‌ انقلاب‌ مشروطه‌ نيز سهي‌ عمده‌ داشتند و آنان‌ در سال‌ 1287 ه.ق‌ پس‌ از دو روز پيكار عليه‌ قزاقان‌ محّمد عليشاه ‌، تهران‌ را فتح‌ كردند . نقش‌ مردم‌ گيلان‌ در نهضت‌ مشروطه‌ و جنبش‌ ميرزا كوچك‌ خان‌جنگلي‌ از نمونه‌هاي‌ درخشان‌ تاريخ‌ اين‌ خطه‌ است ‌. استان‌ گيلان‌ از نظر فرهنگي‌ نيز يكي‌ از مناطق‌ ويژه‌ ايران‌ است‌ كه‌ مجموعه‌اي‌ از سنن‌ ديرين‌ و باستاني‌ را پديد آورده‌ است‌ . زبان‌ مردم‌ گيلان‌ نيز تحت‌ تأثير تنوع‌ قومي ‌، گويش‌هاي‌ گوناگون‌ دارد كه‌ مهّم‌ترين‌ آن‌ها گيلكي‌ ، تالشي‌ و ديلمي‌ است ‌. درباره نژاد اقوام ساکن گیلان قبل از ورود آریائی ها نظریه های مختلفی وجود دارد . اغلب پژوهشگران از جمله (هنری فیلد) بر آنند که سومری ها مظاهر تمدن خود را از ناحیه جنوب شرقی دریای مازندران که در آنجا گنجینه ای از اشکال و سفال سومری کشف شده با خود به جلگه بین النهرین آورده اند . در پهلوان نامه گیل گمش از قول پروفسور آمده است : این گونه می توان گفت که ریشه نژادی سومریان با آریائی های کوهپایه نشین کوهستان های خاوری همگن باشد و افسانه های کهن این مردم نیز اشاره به کوچ آنان از فرازهای سخت به سوی آبرفت های زندگی بخش بین النهرین می کند زبان گویش گیلکی وابسته به زبانهای آریائی است که قرنها و هزاره ها در برابر نفوذ فرهنگ اقوام بیگانه موجودیت خود را حفظ کرده است . گویش گیلکی خود به دو شاخه کلی گیلکی رشتی و لاهیجانی تقسیم می شود . شاید بتوان رودخانه سفید رود را مرز مشخص کننده محدوده های این دو گویش محسوب کرد . مردم گیلان در آغاز به خدایان متعدد اعتقاد داشتند و در زمان ساسانیان بیشتر مردم گیلان زرتشتی شدند . در روزگار قباد گروهی از گیلانیان به این ایین گرویدند . جنگهای خونینی بین دیلمیان و اعراب باعث شد تا مردم گیلان کم کم با اعتقادات اعراب آشنا شوند و به دین اسلام بگروند . اقليم‌ سرزمين‌ گيلان به‌ آب‌ و هواي‌ معتدل‌ خزري‌ معروف‌ است‌ . كوهستان‌ تالش‌ با جهت‌ شمالي ‌، جنوبي‌ و كوهستان‌ البرز با امتداد غربي‌ - شرقي‌ ، مانند سدي‌ از عبور بخار آب‌ درياي‌ خزر‌ و بادهاي ‌مرطوب‌ شمال‌ غربي‌ به‌ داخل‌ ايران‌ جلوگيري‌ مي‌كند و به‌ علّت‌ ارتفاع‌ زياد موجب‌ بارندگي‌هاي‌ فراوان‌ در استان ‌گيلان‌ مي‌شود . تبخير گسترده‌ درياي‌ مازندران‌ ضمن‌ افزايش‌ رطوبت‌ هوا در تابستان‌ و كاهش‌ آن‌ در زمستان ‌، مي‌انجامد . از اين‌ رو ، يخ‌ بندان‌ زمستاني‌ در نواحي‌ كناره‌اي‌ دريا بسيار كم‌ گزارش‌ شده‌ است ‌. ميزان‌ بارندگي‌ در استان‌ گيلان‌ به‌ بادهاي‌ مرطوبي‌ بستگي‌ دارد كه‌ در زمستان‌ از شمال‌ غرب‌ در بهار از شرق‌ و در تابستان‌ و پاييز از غرب‌ مي‌وزند . اين‌ بادها ، هواي‌ مرطوب‌ دريا را به‌ سوي‌ جلگه‌ گيلان‌ مي‌رانند و موجب‌ بارندگي‌هاي‌ فراوان‌ و طولاني‌ مي‌شوند . در سال‌ 1375 ، ميزان‌ بارندگي‌ در رشت‌ ۴/1015 ميليمتر و تعداد روزهاي‌ يخبندان‌ سالانه‌ آن ‌20 روز و روزهاي‌ باراني‌ آن‌ 156 روز گزارش‌ شده‌ است ‌. متوسط‌ حداقل‌ دماي‌ رشت‌ 3/۶ درجه‌ سانتي‌گراد و متوسط‌ حداكثر دماي‌ آن‌ 9/20 درجه‌ ثبت‌ شده‌ است ‌.

استان اصفهان

استان اصفهان

استان خوزستان

استان خوزستان

استان‌ خوزستان‌ با مساحتي‌ بالغ‌ بر 64664 كيلومتر مربع‌ در جنوب‌ غربي‌ ايران‌ واقع‌ شده‌ است ‌. براساس‌ آخرين‌ تقسيمات‌ كشوري‌ در سال‌ 1375 ، شهرستان‌هاي‌ استان‌ خوزستان‌ عبارتند از : آبادان ‌، انديمشك ‌، اهواز ، ايذه‌ ، باغملك‌ ، بندر ماهشهر ، بهبهان ‌، خرمشهر ، دزفول ‌، دشت‌ آزادگان ‌، رامهرمز ، شادگان‌ ، شوش‌ ، شوشتر و مسجد سليمان ‌. استان‌ خوزستان‌ از نظر ناهمواري‌ها به‌ دو قسمت‌ جلگه‌اي‌ و كوهستاني‌ تقسيم‌ مي‌شود . ناحيه‌ جلگه‌اي ‌خوزستان‌ در قسمت‌ جنوب‌ و غرب‌ استان‌ از آبرفتهاي‌ رودهاي‌ كارون ‌، كرخه‌ و جراحي‌ تشكيل‌ شده‌ است ‌. ناحيه ‌كوهستاني‌ خوزستان‌ در قسمت‌ شمال‌ و شرق‌ استان‌ واقع‌ شده‌ و جزء بخش‌ جنوبي‌ رشته‌ كوه‌ زاگرس‌ مي‌باشد . استان‌ خوزستان‌ در سال‌ 1375 ، حدود 3746700 نفر جمعيّت‌ داشت‌ كه‌ از اين‌ تعداد 52/62 درصد در نقاط‌ شهري‌ و 51/36 درصد در نقاط‌ روستايي‌ سكونت‌ داشته‌اند . استان‌ خوزستان‌ يكي‌ از كهن‌ترين‌ كانون‌هاي‌ تمدن‌ بشري‌ است ‌كه‌ قدمت‌ آن‌ در شوش‌ به‌ 6000 سال‌ پيش‌ مي‌رسد .  در هزاره‌ چهارم‌ قبل‌ از ميلاد دولت‌ مقتدر عيلام‌ در شوش‌ پايه‌ گذاري‌ شد و در هزاره‌ اوّل ‌پيش‌ از ميلاد ، توسط‌ آشوريان‌ منقرض‌ گرديد در سال‌ 640 ق‌.م‌ شوش‌ به‌ دست‌ آشوري‌ها تسخير و به‌ دو بخش‌ تقسيم‌ شد . قسمت‌ شمالي‌ يعني‌ "انزان‌" به‌ دست‌ پارس‌ها افتاد كه‌ از مدّت‌ها پيش‌ در اين‌ ناحيه‌ مسكن‌ گزيده‌ بودند و قسمت‌ جنوبي‌ آن‌ به‌ تصرف‌ آشور درآمد . در سال‌ 538 ق‌.م‌ كوروش‌ هخامنشي‌ به‌ بابل‌ لشكر كشيد و سرزمين‌ عيلام‌ را تصرف‌ كرد و شهر شوش‌ را به‌ عنوان‌ يكي‌ از پايتخت‌هاي‌ هخامنشي‌ برگزيد . داريوش‌ در سال‌ 521 ق‌.م‌ شوش‌ را مورد توجه‌ قرار داد و در آن‌ كاخ‌ باشكوهي‌ به‌ نام‌ "هديش‌" احداث‌ كرد . با حمله‌ اسكندر دوران‌ اوج‌ و شكوه‌ سلطنت‌ خيره‌ كننده‌ هخامنشيان‌ به ‌پايان‌ رسيد . پس‌ از اسكندر دولت‌ سلوكي‌ به‌ قدرت‌ رسيد . در سال‌ 187 قبل‌ از ميلاد در اثر ضعف‌ دولت‌ سلوكي ‌، پارس‌ و خوزستان‌ متحد شد و از دولت‌ سلوكي‌ جدا شدند مهرداد اوّل‌ اشكاني‌ (164 - 140 ق‌.م‌) شاه‌ سلوكي‌ را در جنگي‌ شكست‌ داد و شخصي‌ از خاندان‌ اشكاني‌ را به‌ حكومت‌ خوزستان‌ منصوب‌ كرد .  با قدرت‌ گرفتن ‌ساسانيان‌ اين‌ ناحيه‌ به‌ صورت‌ خيره‌ كننده‌اي‌ رو به‌ عمران‌ و آبادي‌ گذاشت ‌. حكومت‌ ساساني‌ بناهاي‌ زيادي‌ در اهواز ، شوشتر و شمال‌ انديمشك‌ ايجاد كرد . پس‌ از شكست‌ ايران‌ بدست‌ عرب‌هاي‌ مسلمان‌ حكومت‌ خوزستان ‌به‌ دست‌ خلفاي‌ اموي‌ و عباسيان‌ افتاد . در اواسط‌ سده‌ سوم‌ ه.ق‌ دولت‌ عباسيان‌ رو به‌ انحطاط‌ گذاشت ‌. يعقوب ‌ليث‌ از سيستان‌ علم‌ استقلال‌ برافراشت‌ و سرانجام‌ در شوش‌ و شوشتر استقرار يافت ‌. در سال‌ 326 ه.ق‌ معزالدوله‌ ديلمي‌ كرمان‌ و خوزستان‌ را تصرف‌ كرد . از سال‌ 443 ه.ق‌ تا سال‌ 845 ه.ق‌ به‌ ترتيب ‌خوارزمشاهيان ‌، خاندان‌ شلمه‌ افشار ، اتابكان‌ فارس ‌، آل‌ مظفر ، آل‌ جلاير ، تيموريان‌ بر تمام‌ يا قسمتي‌ از خوزستان‌ حكومت‌ كردند در سال‌ 845 ه.ق‌ جنبش‌ مذهبي‌ مشعشعيان‌ در اين‌ نواحي‌ شكل‌ گرفت ‌. پادشاهان ‌صفوي‌ چندين‌ بار براي‌ سركوب‌ مشعشعيان‌ و افشار لشكر كشيدند . نادرشاه‌ افشار در سال‌ 1142 ه.ق‌ روانه ‌خوزستان‌ شد .  پس‌ از درگذشت‌ كريم‌خان‌ زند خوزستان‌ دچار هرج‌ و مرج‌ شد . در زمان‌ فتحعلي‌ شاه‌ قاجار خوزستان‌ به‌ دو بخش‌ تقسيم‌ شد پس‌ از جنگ‌ ايران‌ و انگليس‌ در سال‌ 1273 ه.ق‌ تا چهل‌ سال‌ خوزستان‌ آرام‌ بود . در اين‌ زمان‌ عشاير عرب ‌به‌ چند بخش‌ تقسيم‌ شده‌ و هر بخش‌ شيخي‌ جداگانه‌ داشت ‌. طي‌ 80 سال‌ گذشته‌ استان‌ خوزستان‌ - غير از دوران‌ جنگ‌ تحميلي‌ عراق‌ بر ايران‌ - همواره‌ توسعه‌ يافته‌ و امروزه‌ يكي‌ از نواحي‌ استراتژيك‌ ايران‌ به‌ حساب ‌مي‌آيد . استان‌ خوزستان‌ در مناطق‌ كوهستاني‌ و مرتفع‌ تابستان‌هاي‌ معتدل‌ و زمستان‌هاي‌ سرد و در نواحي‌ كوهپايه‌اي‌ آب‌ و هواي‌ نيمه‌ بياباني‌ دارد . در نواحي‌ پست‌ و جلگه‌اي‌ به‌ طرف‌ جنوب‌ و جنوب‌ شرقي ‌خصوصيات‌ آب‌ و هوا از نيمه‌ بياباني‌ به‌ بياباني‌ كناره‌اي‌ تبديل‌ مي‌شود . زمستان‌هاي‌ اين‌ ناحيه ‌، كوتاه‌ و معتدل‌ و تابستان‌هاي‌ آن‌ طولاني‌ و گرم‌ است‌ . خوزستان‌ تحت‌ تأثير سه‌ نوع‌ باد قرار دارد : اوّل ‌، جريان‌ سرد نواحي‌ كوهستاني‌ كه‌ در زمستان‌ به‌ طرف‌ خليج‌فارس‌ مي‌وزد و هواي‌ سردي‌ را همراه‌ مي‌آورد . دوّم ‌، بادهاي‌ ساحلي‌ كه‌ گاهگاهي‌ در تابستان‌ از طرف‌ خليج‌ فارس‌ همراه‌ با رطوبت‌ زياد و گرما به‌ سوي‌ جلگه‌ها مي‌وزد و به‌ باد شرجي‌ معروف‌ است ‌. سوم ‌، بادي‌ است‌ كه‌ از طرف ‌عربستان‌ به‌ نام‌ "سموم‌" مي‌وزد و هميشه‌ مقداري‌ غبار خاك‌ و شن‌ همراه‌ دارد و هنگام‌ عبور از روي‌ خليج‌ فارس‌ رطوبت‌ زيادي‌ را در خود ذخيره‌ مي‌كند .

استان چهارمحال و بختیاری

استان چهارمحال و بختیاری

استان‌ چهارمحال‌ و بختياري‌ با 28559 كيلومتر مربع‌ وسعت‌ و در قلمرو مركزي‌ رشته‌ كوههاي‌ زاگرس ‌بين‌ پيشكوه هاي‌ داخلي‌ و استان‌ اصفهان‌ استقرار يافته‌ است ‌. اردل‌ ، بروجن ‌، شهركرد ، فارسان‌ و لردگان‌ 5 شهرستان‌ اين‌ استان‌ مي‌باشند . شهركرد مركز استان‌ چهارمحال‌ و بختياري‌ است ‌. استان‌ چهارمحال‌ و بختياري‌ در سال‌ 1375 حدود 761168 نفر جمعيت‌ داشته‌ است‌ كه‌ 45 درصد آن‌ شهر نشين‌ ، 8/54 درصد روستانشين‌ و بقيه‌ غير ساكن‌ (كوچ‌ رو) بوده‌ است ‌. نسبت‌ جنسي‌ جمعيت‌ استان‌ 102 نفر مي‌باشد . تاريخ‌ سرزمين‌ چهارمحال‌ و بختياري‌ با تاريخ‌ ايل‌ بختياري‌ در هم‌ آميخته‌ است ‌. بختياري‌ها شاخه‌اي‌ از طوايف‌ لر هستند كه‌ در تاريخ‌ ايران‌ به‌ «لر بزرگ‌» مشهور شده‌اند . ايل‌ بختياري‌ به‌ دو دسته‌ بزرگ‌ هفت‌ لنگ‌ و چهار لنگ‌ تقسيم‌ مي‌شود . قلمرو تابستاني‌ يا ييلاقي‌ چهار لنگ‌ها در شمال‌ منطقه‌ و هفت‌ لنگ‌ها در جنوب‌ آن ‌واقع‌ است ‌. منطقه‌ بختياري‌ گاهي‌ جزء استان‌ فارس‌ و زماني‌ جزء حكومت‌ خوزستان‌ بود . حيات‌ عشايري‌ بختياري‌ها و ويژگي‌هاي‌ ناشي‌ از اين‌ نوع‌ زندگي‌ اجتماعي‌ باعث‌ شده‌ است‌ كه‌ آثار تاريخي ‌و باستاني‌ اندكي‌ در استان‌ بوجود آيد ، ولي‌ زيبايي‌هاي‌ طبيعي‌ آن‌ كم‌ نظير و جالب‌ توجه‌ است ‌، بطوريكه‌ هر بيننده‌اي‌ را مجذوب‌ مي‌سازد . تالاب‌هاي‌ دل‌انگيز و زيبا ، تفرجگاههاي‌ مصفا ، حواشي‌ سرسبز رودخانه‌ها ، گلزارهاي‌ بي‌ نظير ، چشمه‌هاي‌ آبگرم‌ و معدني ‌، آبشارهاي‌ فرحبخش‌ ، ارتفاعات‌ بلند ، برف‌ فراوان‌ زمستان‌ و دهها عنصر طبيعي‌ ديگر ، جلوه‌هاي‌ بسيار زيبا و ديدني‌ فراهم‌ آورده‌ و زمينه‌هاي‌ مساعدي‌ را براي‌ بهره‌ برداري‌هاي ‌گردشگاهي‌ و ورزش‌هاي‌ زمستاني‌ بوجود آورده‌ است‌ . استان‌ چهار محال‌ و بختياري‌ از لحاظ‌ آداب‌ و رسوم‌ و كنش‌هاي‌ فرهنگي‌ يكي‌ از جالب‌ترين‌ مناطق‌ عشايري ‌ايران‌ است ‌. مراسم‌ ويژه‌ عشايري‌ در ارتباط‌ با زندگي‌ كوچ‌ و كوچ‌ نشيني ‌، انجام‌ مراسم‌ ويژه‌ در اعياد ملي‌ و مذهبي ‌، نحوه‌ ازدواج‌ و همسرگزيني‌ ، چگونگي‌ انجام‌ سوگ‌ها و عزاهاي‌ خصوصي‌ و مذهبي ‌، موسيقي‌ و رقص ‌بومي ‌، نوع‌ پوشش‌ زنان‌ و مردان‌ و ... از جمله‌ جاذبه‌هاي‌ فرهنگي‌ منطقه‌ محسوب‌ مي‌شوند . استان‌ چهارمحال‌ و بختياري‌ در ناحيه‌ مركزي‌ سلسله‌ جبال‌ زاگرس‌ كه‌ از شمال‌ غربي‌ به‌ جنوب‌ شرقي‌ امتداد دارد واقع‌ شده‌ است ‌. بلندترين‌ استان‌ در ناحيه‌ غربي‌ با 4548 متر ارتفاع‌ در قله‌ زردكوه‌ بختياري‌ و پست‌ترين‌ نقطه‌ آن‌ در ناحيه‌ شرقي ‌چهارمحال‌ است‌ . كوههاي‌ استان‌ سرچشمه‌ اصلي‌ رودخانه‌هاي‌ دائمي‌ زاينده‌ رود و كارون‌ و در سراسر سال‌ پوشيده‌ از برف‌ هستند و جزو حوزه‌هاي‌ آبگير دائمي‌ ايران‌ به‌ شمار مي‌روند . به‌ دليل‌ شيب‌ ارتفاعات‌ بختياري ‌كه‌ از شمال‌ غربي‌ به‌ جنوب‌ شرقي‌ كشيده‌ شده‌اند ، همچنين‌ به‌ دليل‌ بلندي‌ عوارض‌ طبيعي ‌، موقعيت‌ جغرافيايي ‌و توپوگرافي ‌، آب‌ و هواي‌ استان‌ نسبتاً سرد است ‌. در ارتفاعات‌ بالاي‌ 2000 متر كه‌ مساحت‌ عمده‌ استان‌ را در برمي‌گيرد ريزش‌ برف‌ و باران‌ از اواسط‌ پاييز تا فروردين‌ ادامه‌ دارد ، ولي‌ در مناطق‌ پست‌ با بيش‌ از 40 درجه‌ حرارت‌ در تابستان ‌، حجم‌ نزولات‌ جوي‌ كمتر است‌ . فصل‌ سرما از اواسط‌ آبان‌ آغاز و 4 تا 5 ماه‌ ادامه‌ پيدا مي‌يابد . سردترين‌ ماههاي‌ سال‌ ، دي‌ و بهمن‌ است ‌. متوسط‌ درجه‌ حرارت‌ استان‌ 3/10+ درجه‌ سانتي‌گراد ، حداكثر مطلق‌ درجه‌ حرارت‌ 2/35+ و حداقل‌ مطلق‌ آن‌ 6/15- درجه‌ سانتي‌گراد مي‌باشد . ميزان‌ بارندگي‌ سالانه ‌426 ميلي‌متر و تعداد روزهاي‌ يخبندان‌ 127 روز است ‌. از ارديبهشت‌ تا آبان‌ جزو ماههاي‌ خشك‌ و ماههاي‌ آذر ، دي ‌، بهمن‌ و اسفند جزو ماههاي‌ يخبندان‌ به‌ شمار مي‌رود .

استان زنجان

استان زنجان

استان‌ زنجان‌ كه‌ آنرا «فلات‌ زنجان‌» نيز مي‌نامند در ناحيه‌ مركزي‌ شمال‌ غرب‌ ايران‌ واقع‌ شده‌ است ‌. زنجان ‌، ابهر و خدابنده‌ شهرستان‌ هاي‌ استان‌ زنجان‌ را تشكيل‌ مي‌دهند . استان‌ زنجان‌ از دو منطقه ‌كوهستاني‌ و جلگه‌اي‌ تشكيل‌ شده‌ است‌ . مناطق‌ كوهستاني‌ آن‌ كه‌ اغلب‌ قلل‌ مرتفع‌ دارند در نواحي‌ شمالي ‌شهرستان‌ زنجان‌ قرار دارند و مناطق‌ جلگه‌اي‌ يا دشت‌هاي‌ آن‌ نيز ساير نقاط‌ استان‌ را در بر مي‌گيرد . در ناحيه‌ جنوبي‌ زنجان‌ ، دشت‌ آبرفتي‌ نسبتاً مسطح‌ و وسيعي‌ وجود دارد كه‌ به‌ ارتفاعات‌ سلطانيه‌ در شمال‌ و ارتفاعات ‌قيدار در جنوب‌ محدود مي‌شود . در استان‌ زنجان‌ رودخانه‌هاي‌ متعددي‌ جريان‌ دارند كه‌ مهم‌ترين‌ و پرآب‌ترين ‌آنها رودخانه‌ «قزل‌ اوزن‌» است‌ . در آبان ماه‌ 1375، استان‌ زنجان‌ 900890 نفر جمعيت‌ داشته‌ است‌ كه‌ از اين‌ تعداد 62/47 درصد در نقاط‌ شهري‌ و 37/52 درصد در نقاط‌ روستايي ‌سكونت‌ داشته‌ و بقيه‌ غير ساكن‌ بوده‌اند . نسبت‌ جنسي‌ جمعيت‌ استان‌ 3/101 است ‌. تاريخ و فرهنگ استان‌ زنجان‌ يكي‌ از نواحي‌ تاريخي‌ سرزمين‌ ايران‌ است ‌. آثار دوران‌ پيش‌ از تاريخ‌ (هزاره‌ هفتم‌ تا اوايل‌ هزاره‌ سوم‌ قبل‌ از ميلاد) در اين‌ منطقه‌ شناسايي‌ شده‌ است ‌. استقرارهاي‌ انساني‌ منطقه‌ ايجرود زنجان‌ در هزاره‌ سوم‌ و دوم‌ پيش‌ از ميلاد حكايت‌ از شكوفايي‌ و تداوم‌ تمدن‌ فلات‌ مركزي‌ ايران‌ در اين‌ ناحيه‌ دارد . ارزيابي ‌آثار نقوش‌ سياهرنگ‌ در روي‌ سفال‌هاي‌ نخودي‌ مكشوفه ‌، ارتباط‌ و ادامه‌ تمدن‌هاي‌ تپه‌ حصار دامغان ‌، تپه‌ سيلك ‌كاشان‌ و ايجرود زنجان‌ را نشان‌ مي‌دهد . بارزترين‌ آثار دوره‌ تاريخي‌ (هزاره‌ دوّم‌ ق‌.م‌ تا قرن‌ هفتم‌ ميلادي‌) ، نوعي‌ سفال‌ خاكستري‌ رنگ‌ سياه‌ است‌ كه ‌با همزماني‌ مهاجرت‌ اقوام‌ آريايي‌ به‌ اين‌ منطقه‌ مطابقت‌ دارد . ظروف‌ سفالي‌ قوري‌ مانند با لوله‌ نسبتاً بلندي‌ كه ‌با مراسم‌ تدفين‌ اموات‌ ارتباط‌ داشت ‌، در كليه‌ قبور اين‌ دوره‌ كشف‌ شده‌ است‌ . طبق‌ مدارك‌ آشوريها ، اين‌ منطقه ‌در قرن‌ نهم‌ ق‌. م‌ «آنديا» نام‌ داشته‌ و به‌ احتمال‌ ضغيف‌ اقوام‌ ساكن‌ آن‌ با اقوام‌ لولوبي‌ها و گوتي‌هاي‌ دامنه‌هاي ‌زاگرس‌ ارتباط‌ داشته‌اند . سكه‌هاي‌ دريك‌ و ريتون‌ كه‌ در خدابنده‌ كشف‌ شده‌ از آثار دوران‌ حكومت‌ هخامنشي‌ است‌ . در دوران‌ اشكانيان‌ و ساسانيان ‌، دره‌هاي‌ زنجان‌ رود و قزل‌ اوزن‌ از رونق‌ بيشتري‌ برخوردار بود . از مهم‌ترين ‌اثر اين‌ دوران‌ مي‌توان‌ به‌ آتشكده‌ تشوير اشاره‌ نمود . دوران‌ اسلامي‌ (از قرن‌ هفتم‌ تا نوزدهم‌ ميلادي‌ برابر قرن‌ اول ‌تا چهاردهم‌ هجري‌) با فتح‌ ايران‌ در زمان‌ خلافت‌ عثمان‌ آغاز مي‌شود . متون‌ و آثار موجود نشان‌ مي‌دهد كه‌ اين ‌منطقه‌ در سراسر دوران‌ اسلامي‌ به‌ ويژه‌ در قرون‌ چهارم‌ تا هشتم‌ هجري‌ قمري‌ در دوران‌ حكومت‌ لنگريان ‌، سلجوقيان‌ و ايلخانيان‌ از شكوفايي‌ اقتصادي ‌، فرهنگي‌ و هنري‌ جالب‌ توجهي‌ برخوردار بوده‌ است ‌. يكي‌ از دلايل‌ انتخاب‌ سلطانيه‌ به‌ پايتختي ‌، رونق‌ اقتصادي‌ اين‌ منطقه‌ در قرون‌ هفتم‌ و هشتم‌ هجري‌ قمري‌ بوده‌ است ‌. اين‌ منطقه‌ در حمله‌ مغول‌ آسيب‌ فراوان‌ ديد ، ولي‌ در دوره‌ سلطان‌ محمد خدابنده ‌، سلطانيه‌ به‌ بزرگترين‌ پايتخت ‌دولت‌ ايلخاني‌ و سرزمين‌ اسلامي‌ تبديل‌ شد . به‌ فرمان‌ اولجاتيو ، بارويي‌ به‌ دور سلطانيه‌ كشيده‌ و در وسط‌ آن ‌، قلعه‌ بزرگي‌ ساخته‌ شد . اولجاتيو گنبد بزرگي‌ بعنوان‌ مقبره‌ خود بنا كرد كه‌ همان‌ گنبد معروف‌ خدابنده‌ است ‌. در زمان‌ اولجاتيو ، شهر سلطانيه‌ بعد از تبريز يكي‌ از مهم‌ترين‌ شهرهاي‌ ايلخانان‌ بود پس‌ از انقراض‌ حكومت‌ ايلخاني‌ به‌ دست‌ سربداران‌ در قرن‌ نهم‌ هجري‌ قمري ‌، منطقه‌ زنجان‌ نيز ، در فتنه‌ تيمور لنگ‌ بشدت‌ تخريب‌ شد . در دوران‌ حكومت‌ صفويه‌ و قاجاريه ‌، بويژه‌ در دوران‌ حكومت‌ شاه‌ طهماسب‌ و آغا محمدخان‌ قاجار ، رونق‌ نسبي‌ اقتصادي‌ و فرهنگي‌ در زنجان‌ برقرار بوده‌ است‌ . استان‌ زنجان‌ تحت‌ تأثير ناهمواريها و تماس‌ غير مستقيم‌ با توده‌هاي‌ هواي‌ مرطوب‌ غربي‌ و شمالي ‌، دو نوع‌ آب‌ و هواي‌ متفاوت‌ دارد : آب‌ و هواي‌ كوهستاني‌ زمستان‌هاي‌ سرد و پر برف‌ و تابستان‌هاي‌ معتدل‌ دارد و آب‌ و هواي‌ گرم‌ و نيمه‌ مرطوب‌ منطقه‌ طارم‌ عليا تابستان‌هاي‌ گرم‌ و زمستان‌هاي‌ ملايم‌ دارد و رطوبت‌ و ميزان ‌بارندگي‌ آن‌ نيز بالا گزارش‌ شده‌ است ‌. ميزان‌ بارندگي‌ در بهار و زمستان‌ بيشتر از ساير فصول‌ است ‌. مدت‌ ماه‌هاي‌ خشك‌ استان‌ نسبتاً زياد و بادهاي‌ سرمه‌ (مه‌) و گرم‌ ، مهم‌ترين‌ بادهاي‌ استان‌ هستند . فصل‌ بهار و تابستان ‌، مناسبترين‌ زمان‌ سفر به‌ اين‌ استان‌ است‌ .

گالری کشورها

Riyadha Mosque in KenyaTossa de MarRock carving of mythical Hindu demon, BatubuaSun-Yat-Sen Park and Gardens, Chinatown, VancTaj MahalLeaning Tower of Pisa and Cathedral of Pisa
برای اطلاع از آخرین تورها کلیک کنید
item آب و هوا
item نرخ ارز
item ساعت کشور ها
item تبدیل تاریخ