
استان گیلان
قبل از مهاجرت اقوام آریائی به ایران صفحات شمالی ایران ، یعنی نواحی جنوب دریای مازندران ، مسکن اقوامی مانند کادوسیان ، آماردها کاسپیان و تپوریها و ... بود . قدیمی ترین سندی که از قوم کاسی ها یاد می کند مربوط به سده 24 قبل از میلاد و متعلق به (پوزوراین شوشیناک) است هرودوت مورخ یونانی این قسمت را حاکم نشین پانزدهم بر شمرده که ساس ها و کاسپی های ساکن آن دویست تالان خراج به داریوش می پرداختند . استرابن که در 40 ق . م تا 40 میلادی می زیست اقوام گلامی ، کادوس ، ماردی و بعضی قبائل گرگانی را ساکنان نواحی شمال کوه البرز دانسته اند . در گذر زمان اعراب کادوسیان را طیلسان خواندند . بعدها این نام نیز تغیر یافت و امروزه آنها را تالش یا تالشیان می نامند . (پلوتارک) مورخ یونانی درباره جنگ کادوسیان با اردشیر ساسانی در 384 میلادی سخن گفته است . پیرنیا با توجه به نوشته های کتزیاس درباره کادوس ها می گوید مادها ابتدا گیلان و حوالی آن را در اختیار داشتند ولی در اواخر دوره مادها به سبب پاره ای اختلافات آن را از دست دادند چنانکه در اواخر عصر هخامنشی نیز کادوسی ها به صورت نیمه مستقل می زیستند نزاع میان مادها و کادوسیان از وقایع مهم اواخر حکومت مادها است . موقعيت جغرافيايي استان گيلان با پهنهاي به مساحت 14711 كيلومتر مربع در ميان رشته كوههاي البرز و تالش در ساحل درياي خزر و شمال ايران قرار گرفته است . براساس آخرين تقسيمات سياسي و اداري سال 1375 ، شهرستانهاي استان گيلان عبارتند از : آستارا ، آستانه اشرفيه ، بندر انزلي ، رشت ، رودبار ، رودسر ، شفت ، صومعه سرا ، طالش ، فومن ، لاهيجان و لنگرود . شهر رشت مركز استان گيلان است . استان گيلان با استانهاي اردبيل در غرب ، مازندران در شرق ، زنجان در جنوب و كشور تازه استقلال يافته آذربايجان و درياي خزر در شمال هم مرز و همسايه است . جمعیت استان اين استان در سال 1375 ، حدود 2241896 نفر جمعيّت داشته است كه 83/۴۶ درصد آن در نقاط شهري و 15/53 درصد بقيه در نقاط روستايي سكونت داشتهاند . ناهمواريهاي استان از غرب به شرق شامل : طالش ، ماسوله و پشته كوه و رشته كوه البرز است كه از سه بخش غربي ، مركزي و شرقي تشكيل شده است . البرز غربي مانند حصاري استان گيلان را در بر گرفته است و بلندترين قله آن در گيلان فك يا دلفك (آشيانه عقاب) نام دارد . جلگههاي استان گيلان در ميان دريا و كوهستان تا ارتفاع يكصد متري سطح دريا گسترش يافتهاند كه به سه قسمت عمده تالش ، گيلان غرب و گيلان شرق تقسيم ميشوند . تاريخ گيلان تا شش قرن پيش از ميلاد ، يعني تا زماني كه تاريخ نگاران يونان ، گوشههايي از تاريخ ايران را روشن كردهاند ، تاريك و مبهم است و تنها با تكيه بر پارهاي كاوشهاي باستان شناختي ميتوان گوشههايي از آن را روشن كرد .آثار به دست آمده از سرزمينهاي سواحل جنوب درياي خزر به دوره پيش از آخرين يخبندان (بين 50 تا 150 هزار سال پيش) تعلّق دارند . پيشينه تمدن گيلان به چند هزار سال پيش از ميلاد مسيح ميرسد . در آن دوره «كاسي»ها براي دستيابي به زمينهاي بهتر به نواحي ديگر مهاجرت كردند . در همين زمان ، گروهي از قومهاي مهاجر از جمله آرياييها به علّت تغيير آب و هوا و افزايش سرماي قطبي به اين منطقه كوچ كردند و از آميزش مهاجران و ساكنان بومي منطقه ، چندين قوم جديد تشكيل شد كه در اين ميان دو قوم «گيل» و «ديلم» اكثريت داشتهاند . در سده ششم پيش از ميلاد ، گيلانيان با كوروش هخامنشي متفق شدند و دولت ماد را سرنگون كردند . زمانيكه سلسله هخامنشي سرنگون شد ، كشور به تصرف اسكندر و سپس سلوكيها در آمد . در زمان سلوكيان ، فرمانروايان محلي گيلان ، با استقلال كامل حكومت ميكردند . در زمان ساسانيان ، گيلان تا اندازهاي استقلال خود را از دست داد . در زمان خلفاي عباسي ، علويان در كوهستانهاي ديلم زندگي ميكردند و ميكوشيدند دست خلفاي عباسي را از ديگر نقاط ايران كوتاه كنند . چنين بود كه بناي اتحاد ديلميان و علويان پيريزي شد . در حدود سال 290 هجري قمري ، مردم گيلان و ديلم به مذهب شيعه روي آوردند . از همين دوره در تاريخ ايران سلسلههايي با منشاء گيلاني و ديلمي پديد آمدند . يكي از مهمترين اين سلسلهها «آل بويه» بود . در قرن هشتم هجري «اولجايتو» مغول موفق شد به طور موقت بر اين سرزمين پيروز شود . گيلانيان در روي كار آمدن خاندان صفوي نقش مهمي ايفا كردند ولي در زمان سلطنت شاه عباس اوّل ، گيلان استقلال خود را از دست داد . در سال 1071 هجري قمري شماري از قزاقان روس به قصد غارت به گيلان هجوم برده و دست به چپاول زدند . نادر شاه به علّت علاقه زياد به افزايش قدرت نيروي دريايي ، گيلان را مورد توجه جدي قرار داد . گيلكها در پيروزي انقلاب مشروطه نيز سهي عمده داشتند و آنان در سال 1287 ه.ق پس از دو روز پيكار عليه قزاقان محّمد عليشاه ، تهران را فتح كردند . نقش مردم گيلان در نهضت مشروطه و جنبش ميرزا كوچك خانجنگلي از نمونههاي درخشان تاريخ اين خطه است . استان گيلان از نظر فرهنگي نيز يكي از مناطق ويژه ايران است كه مجموعهاي از سنن ديرين و باستاني را پديد آورده است . زبان مردم گيلان نيز تحت تأثير تنوع قومي ، گويشهاي گوناگون دارد كه مهّمترين آنها گيلكي ، تالشي و ديلمي است . درباره نژاد اقوام ساکن گیلان قبل از ورود آریائی ها نظریه های مختلفی وجود دارد . اغلب پژوهشگران از جمله (هنری فیلد) بر آنند که سومری ها مظاهر تمدن خود را از ناحیه جنوب شرقی دریای مازندران که در آنجا گنجینه ای از اشکال و سفال سومری کشف شده با خود به جلگه بین النهرین آورده اند . در پهلوان نامه گیل گمش از قول پروفسور آمده است : این گونه می توان گفت که ریشه نژادی سومریان با آریائی های کوهپایه نشین کوهستان های خاوری همگن باشد و افسانه های کهن این مردم نیز اشاره به کوچ آنان از فرازهای سخت به سوی آبرفت های زندگی بخش بین النهرین می کند زبان گویش گیلکی وابسته به زبانهای آریائی است که قرنها و هزاره ها در برابر نفوذ فرهنگ اقوام بیگانه موجودیت خود را حفظ کرده است . گویش گیلکی خود به دو شاخه کلی گیلکی رشتی و لاهیجانی تقسیم می شود . شاید بتوان رودخانه سفید رود را مرز مشخص کننده محدوده های این دو گویش محسوب کرد . مردم گیلان در آغاز به خدایان متعدد اعتقاد داشتند و در زمان ساسانیان بیشتر مردم گیلان زرتشتی شدند . در روزگار قباد گروهی از گیلانیان به این ایین گرویدند . جنگهای خونینی بین دیلمیان و اعراب باعث شد تا مردم گیلان کم کم با اعتقادات اعراب آشنا شوند و به دین اسلام بگروند . اقليم سرزمين گيلان به آب و هواي معتدل خزري معروف است . كوهستان تالش با جهت شمالي ، جنوبي و كوهستان البرز با امتداد غربي - شرقي ، مانند سدي از عبور بخار آب درياي خزر و بادهاي مرطوب شمال غربي به داخل ايران جلوگيري ميكند و به علّت ارتفاع زياد موجب بارندگيهاي فراوان در استان گيلان ميشود . تبخير گسترده درياي مازندران ضمن افزايش رطوبت هوا در تابستان و كاهش آن در زمستان ، ميانجامد . از اين رو ، يخ بندان زمستاني در نواحي كنارهاي دريا بسيار كم گزارش شده است . ميزان بارندگي در استان گيلان به بادهاي مرطوبي بستگي دارد كه در زمستان از شمال غرب در بهار از شرق و در تابستان و پاييز از غرب ميوزند . اين بادها ، هواي مرطوب دريا را به سوي جلگه گيلان ميرانند و موجب بارندگيهاي فراوان و طولاني ميشوند . در سال 1375 ، ميزان بارندگي در رشت ۴/1015 ميليمتر و تعداد روزهاي يخبندان سالانه آن 20 روز و روزهاي باراني آن 156 روز گزارش شده است . متوسط حداقل دماي رشت 3/۶ درجه سانتيگراد و متوسط حداكثر دماي آن 9/20 درجه ثبت شده است .

استان بوشهر
استان بوشهر حدود 27۶۵3 كيلومتر مربع مساحت و 60 كيلومتر ساحل دارد و در شمال خليج فارس در جنوب ايران واقع شده و اهميت سوق الجيشي و اقتصادي قابل توجهي دارد . شهرستانهاي بوشهر ، تنگستان ، دشتستان ، دشتي ، دير ، ديلم ، كنگان و گناوه در اين استان قرار دارند و مركز سياسي - اداري آن ، شهر بوشهر است . استان بوشهر از نظر موقعيت طبيعي از دو قسمت جلگهاي و كوهستاني تشكيل شده است . قسمت جلگهاي آن در امتداد خليج فارس كشيده شده است . اكثر شهرها و مراكز جمعيتي استان در محدوده اين جلگهها استقرار يافتهاند . قسمت كوهستاني استان ، از دو رشته كوه گچترش و نوكند تشكيل شده كه در سراسر طول استان به موازات هم امتداد يافتهاند . استان بوشهر در سال 1375 حدود 743675 نفر جمعيت داشته است . از اين تعداد 05/53 درصد در نقاط شهري و 76/۴۴ درصد در نقاط روستايي سكونت داشتند و بقيه غير ساكن بودهاند . استان بوشهر به علت موقعيت استراتژيكي مناسب براي احداث پايگاه دريايي و بندرگاه ، مورد استفاده پادشاهان عيلام قرار گرفته بود . در زمان هخامنشيان سرزمين بوشهر جزو ساتراپ پارس بود . خليج فارس و به تبع آن استان بوشهر ، به دليل موقعيت سوق الجيشي و اهميت اقتصادي و بازرگاني ، در طول تاريخ همواره از سوي كشورها و دولتها براي تبادل علم و ثروت و گسترش قدرت سياسي مورد توجه قرار گرفته است . اولين يورش دولتهاي اروپايي به سواحل خليج فارس در سال 1506 ميلادي با حمله پرتغالي براي مقابله با تجار مصري و ونيزي صورت گرفت . در سال 1031 هجري قمري شاه عباس صفوي با انگليسيها متحد شد و دست پرتغاليها را از خليج فارس كوتاه كرد . از سال 1148 ه.ق نادر شاه بوشهر را كه دهكدهاي بيش نبود ، مورد توجه قرار داد و بوشهر را به يك بندر با اسكله كشتي سازي تبديل كرد . در اواخر سلطنت نادر شاه افشار ، ايران 23 تا 25 فروند كشتي در خليج فارس مستقر كرده بود . در دوره حكومت سلسله زند نيز اين منطقه محل كشمكشهاي سياسي بود . سلسله قاجاريه كه پس از زنديه به روي كار آمد چندان نفوذي در خليج فارس نداشت . به همين دليل رفته رفته نفوذ انگليسيها در خليج فارس بيشتر شد و زمام امور خليج فارس و درياي عمان به دست آنها افتاد و ژنرال كنسول انگليس در بوشهر مدت 20 سال بر خليج فارس حكمراني كرد . اين حكمراني تا سالهاي بعد از 1913 ميلادي نيز ادامه داشت و در جنگهايي مابين سپاه ايران و قشون متجاوز انگليسي در زمان ناصرالدين شاه روي داد . سپاه ايران در سال 1857 مغلوب شد و سلطه انگليسيها بر خليج فارس و استانهاي ساحلي كماكان ادامه يافت . اين شكست در سال 1913 ميلادي نيز كه رهبري جنبش استقلال طلبانه را رئيس علي دلواري و دليران تنگستان بر عهده داشتند ، مجدداً تكرار شد . آب و هواي استان در نوار ساحلي گرم و مرطوب و در قسمتهاي داخلي ، گرم و خشك صحرايي است . در اين استان دو فصل محسوس وجود دارد ؛ زمستان نسبتاً خنك شامل ماههاي آذر ، دي ، بهمن و اسفند و تابستان گرم و خشك كه ساير ماههاي سال را در بر ميگيرد . فصول پاييز و بهار اين استان بسيار زودگذر است . متوسط دماي سالانه استان 24 درجه سانتي گراد گزارش شده است كه بيشترين مقدار آن در تابستان با 50 درجه و كمترين مقدار آن در زمستان با ۶ درجه سانتيگراد ثبت شده است . گرماي متوسط خنكترين ماه اين استان ، در دي ماه با 15 درجه سانتيگراد گزارش شده است . در اين استان مابين دهم ارديبهشت تا دهم مهرماه (حدود 140روز) ميزان گرما به بيش از 40 درجه سانتيگراد ميرسد .

استان مرکزی
استان مركزي با 29530 كيلومتر مربع مساحت ، حدود 82/1 درصد از مساحت كل كشور را در برگرفته است . شهرستانهاي استان عبارتند از : آشتيان ، اراك ، تفرش ، خمين ، دليجان ، ساوه ، سربند و محلات . شهرستان اراك مركز استان مركزي است . اين استان از شمال به استانهاي تهران و قزوين ، از غرب به استان همدان ، از جنوب به استانهاي لرستان و اصفهان و از شرق به استانهاي قم و تهران و اصفهان محدود است . استان مركزي در قلمرو شرقي تقاطع دو رشته كوه البرز و زاگرس واقع شده است . ناهمواريهاي اين استان را قسمتهايي از كوههاي مركزي و پيشكوههاي داخلي زاگرس تشكيل ميدهد . پستترين نقطه استان دشت جنوب ساوه با 1200 متر ارتفاع و بلندترين نقطه آن قلّه شهباز با 2288 متر ارتفاع در رشته كوههاي راسوند ميباشد . اين استان در سال 1375 ، حدود 1228800 نفر جمعيت داشت كه از اين تعداد 1/57 درصد در نقاط شهري و 9/42 درصد در نقاط روستايي سكونت داشتهاند . باستناد منابع تاريخي ، استان مركزي در هزاره اول قبل از ميلاد جزو ايالات ماد بزرگ بود كه بتمام قسمت مركزي و غربي ايران را در بر ميگرفته و از كانونهاي قديم استقرارهاي انساني در فلات ايران به شمار ميرود . در زمان سلوكيان اين منطقه ، مخصوصاً قسمت شمالي آن (دهستان خورهه) مورد توجه حكام يوناني قرار گرفت . در زمان خسرو پرويز - پادشاه ساساني - ايران به چهار بخش به نامهاي باختر (شمال) ، خورآبان (مشرق) ، نيمروز (جنوب) و خوربران (مغرب) تقسيم ميشد . استان مركزي در قلمرو خوربران قرار داشت . در قرون اوليه اسلامي اين منطقه به نام ايالت جبال يا قهستان تغيير نام داد . اين منطقه در قرن دوم هجري قمري همراه با همدان ، ري و اصفهان به نام عراق عجم معروف شد . در آغاز قرن چهارم هجري قمري ، خورهه به عنوان يكي از شهرهاي معروف ايالت جبال بود . در اواخر همين قرن تفرش به عنوان كانون درجه اول شهري و محلات ، خورهه و خمين به عنوان كانونهاي مبادله درجه دوم مطرح بودند . شهرهاي مذكور در دوره صفوي نيز آباد و فعال بودند . در دوره قاجار هسته مركزي اراك فعلي روي به آباداني نهاد . در چند دهه اخير با توسعه راهآهن و احداث كارخانجات متعدد ، به مرور چهره اين منطقه عوض شد و بعد از تقسيمات جديد كشوري و ايجاد استان تهران و مركزي ، اين استان به مركزيت اراك به وجود آمد . استان مركزي به لحاظ فرهنگي و مذهبي يكي از كانونهاي اصلي تربيت و پرورش انديشمندان ، شعرا ، عرفا ، سياستمداران و بزرگان مذهب شيعه است . از مشاهير ادبي و فرهنگي اين سرزمين ميتوان به فخرالدين عراقي ، اديب الممالك فراهاني ، ميرزا ابوالقاسم قائم مقام ، عباس اقبال آشتياني ، ميرزا تقي خان اميركبير ، قائم مقام فراهاني ، پرفسور محمود حسابي ، حضرت آيت الله العظمي امام خميني (ره) ، حضرت آيت الله العظمي اراكي (ره) ، حضرت آيت الله آقا نورالدين حسيني (ره) ، ملا احمد نراقي (ره) ، ملا مهدي نراقي (ره) ، حضرت آيت الله حاج آقا محسن عراقي (ره) و بسياري از علماي طراز اول ، مورخين ، سياستمداران ، شعرا ، عرفا و انديشمندان اشاره كرد . استان مركزي داراي آب و هواي نيمه بياباني ، معتدل كوهستاني و سرد كوهستاني است . اين استان تحت تأثير جريان فشار زياد آسياي مركزي ، برف و سرماي زياد ، جريان فشارهاي اقيانوس هند همراه با طوفانهاي گرد و خاك ، جريان اقيانوس اطلس و درياي مديترانه همراه با رطوبت و باران قرار دارد . به علت تنوع آب و هوايي ، ميزان رطوبت هوا و باران نيز در شهرستانهاي استان متفاوت است . ريزشهاي جوي در مناطق كوهستاني ، اغلب به صورت برف و در مناطق كم ارتفاع بيشتر به صورت باران ظاهر ميشود . شمال استان در ناحيه سربند جزو كم بارانترين نواحي و ارتفاعات شازند در جنوب غرب ، از پر بارانترين مناطق استان بشمار ميآيند . استان مركزي از ارديبهشت تا شهريور دماي مناسبي براي سفر و جهانگردي دارد .

استان ایلام
استان ايلام با 19680 كيلومتر مربع مساحت در غرب كشور واقع شده است . بر اساس آخرين تقسيمات سياسي و اداري در سال 1375 ، شهرستانهاي استان ايلام عبارتند از : آبدانان ، ايلام ، ايوان ، دره شهر ، دهلران ، شيروان و چرداول و مهران . شهر ايلام مركز استان ايلام است . اين استان از جنوب با استان خوزستان ، از شرق با استان لرستان و از شمال با استان كرمانشاه و از سمت غرب با 425 كيلومتر مرز مشترك با كشور عراق همجوار است . ناهمواريهاي استان ايلام ، از چينخوردگيهاي موازي در جهت شمال غربي و جنوب شرقي به وجود آمدهاند . كوههاي استان ايلام عمدتاً به دوران دوم و سوم زمين شناسي مربوط است . نواحي شمالي و شمال شرقي استان ايلام كوهستاني و نواحي غرب و جنوب غربي آن از اراضي پست و كم ارتفاع تشكيل شده است . كبيركوه و ديناركوه مهمترين ارتفاعات استان ميباشد . در نواحي كوهستاني شمال و شمال شرقي استان و بين رشته كوهها ، دشتهاي كم وسعتي مانند : هليلان ، شيروان ، ايلام و غيره قرار دارند و در قسمتهاي جنوب غربي و غرب استان نيز دشتهاي وسيع و گرمسيري دهلران ، دشت عباس واقع شدهاند كه در شرق به جلگه خوزستان متصل ميشوند .اين استان در سال 1375 ، حدود 487800 نفر جمعيّت داشت كه از اين تعداد 23/53 درصد در نقاط شهري و 61/۴۴ درصد در نقاط روستايي سكونت داشتهاند . مطالعات و كشفيات محدود باستان شناسي نشان ميدهد كه قوم «گوتي» در حدود 4000 سال پيش از ميلاد در اين نواحي بسر ميبرده است . قوم «كاسي» يا «كاسيت» بعد از گوتيها احتمالاً از نواحي قفقاز به اين نواحي مهاجرت كردهاند . قوم كاسي يكبار به قصد تصرف بابل به بينالنهرين هجوم برده و شكست خورده است . سپس در حمله ديگري به حكومت بابل پايان داده و نزديك به ۶ قرن حكومت كرده است . كشف آثار برنزي در لرستان ، ايلام و طالش تمدن باستاني اين قوم را به هم مرتبط ساخته است . الهه مورد پرستش «كاسيها» ربالنوع آفتاب به نام «سورياش» بوده كه از ارباب انواع آريايي نيز به شمار ميرود . سرزميني كه اكنون ايلام نام دارد ، بنا به اسناد تاريخي فراوان بخشي از كشور عيلام باستان بوده است در كتيبههاي بابلي ، ايلام را «آلامتو» يا «آلام» خواندهاند كه به قولي به معناي كوهستان يا كشور طلوع خورشيد است . مدّتي پس از سقوط ايلام ، حوزه فرمانروايي آن به دو منطقه تحت نفوذ پارسها در شرق و مادها در غرب تقسيم شد . اقوام ساكن زاگرس در دوره هخامنشي جزئي از امپراطوري هخامنشي بوده است . وجود آثار باستاني فراواني از دوره ساساني در استانهاي ايلام و لرستان ، نشان ميدهد كه اين منطقه در آن زمان اهميّت ويژهاي داشته است . در اواخر قرن چهارم هجري قمري ، حسنويه كرد بر ايلام و لرستان فعلي حكومت ميكرده است و تا اوايل قرن ششم هجري قمري ، حكومت اين خاندان ادامه داشته است . در فاصله سالهاي 570 تا 1006 ه.ق ، اتابكان لفر بر پشتكوه و لرستان حكومت كردهاند ، اين خاندان بعدها مقر حكومت خود را به پشتكوه «ايلام كنوني» منتقل كردند . آخرين والي پشتكوه پس از كودتاي 1299 شمسي به نحوي مسالمتآميز ، منطقه تحت حكومت خود را رها كرده و در كشور عراق اقامت گزيد از سال 1309 در تقسيمات كشوري ، ايلام جزء استان پنجم يعني كرمانشاه گرديد . سپس به علّت موقعيت مهّم سياسي - مرزي و محروميتهاي فراوان به فرمانداري كل تبديل شد و اكنون يكي از استانهاي مهّم كشور محسوب ميشود . استان ايلام از جمله مناطق عشاير نشين سرزمين ايران است كه در دهههاي اخير ، مناسبات سنتي مبني بر كوچ در بسياري از نواحي آن در حال منسوخ شدن است . ولي در نظام فرهنگي ، اعتقادات ، ارتباطات اجتماعي ، سنتها ، آداب و ديگر رفتارهاي اجتماعي و فرهنگي مردم اين خطه ، آثار اين نوع شيوه معيشت و زندگي اجتماعي هنوز مشاهده ميشود . استان ايلام از نظر شرايط اقليمي جزو مناطق گرمسيري كشور محسوب ميشود ، ولي به علّت وجود ارتفاعات كبيركوه و ديناركوه ، اختلاف درجه حرارت و بارندگي در بخشهاي شمالي ، جنوبي و غربي آن زياد است . به طوري كه مناطق سهگانه سردسيري ، گرمسيري و معتدل در اين استان شكل گرفته است : مناطق كوهستاني شمال و شمال شرقي استان نسبتاً سردسير با زمستانهاي طولاني است ، مناطق جلگهاي غرب و جنوب غربي استان گرمسير است و مناطق مياني آن آب و هواي معتدل دارد . براساس گزارش ايستگاه سينوپتيك ايلام در سال 1375 ، در شهر ايلام حداكثر مطلق حرارت در ماه مرداد 38 درجه سانتيگراد و حداقل آن در بهمن ماه ۴/0 درجه سانتيگراد گزارش شده است . ميزان بارندگي سالانه آن نيز ۴/578 ميليمتر و تعداد روزهاي يخبندان آن در فصل زمستان 27 روز ثبت شده است .

استان سمنان
استان سمنان با 95815 كيلومتر مربع وسعت در شرق استان تهران قرار دارد . سمنان ، شاهرود ، دامغان و گرمسار چهار شهر معروف اين استان ميباشند . استان سمنان در دامنههاي جنوبي سلسله جبال البرز واقع شده كه ارتفاع آن از شمال به جنوب كاهش مييابد و به دشت كوير منتهي ميشود . اين استان به دو بخش كوهستاني و دشتهاي پايكوهي تقسيم ميشود . نواحي كوهستاني آن توانهاي معدني و گردشگاهي مناسبي دارد و دشتهاي پايكوهي آن نيز شهرهاي بسيار قديمي ايران را در ميان خود جاي داده است . استان سمنان در سال 1370 حدود 457 هزار نفر جمعيت داشته است كه 1/61 درصد آن شهرنشين و ۴/38 درصد آن روستانشين بوده است . شهر سمنان مركز استان سمنان و شهر شاهرود از نظر جمعيت بزرگترين شهر استان است . نسبت جنسي جمعيت استان 105 ميباشد . استان سمنان از يادگارهاي تقسيمات شانزده گانه اوستايي دوران باستان است . در تمام دوره مادها و هخامنشيان جزو ايالت بزرگ پارت يا پرتو به شمار ميرفت و در زمان ساسانيان نيز اهميت ويژهاي داشته است . ناحيه سمنان در دورههاي بعد از اسلام جزو سرزمين تاريخي قومس (كومش) به شمار ميآمد اين استان با قدمتي بيش از دو هزار سال ، بستر جنگها ، شكستها و پيروزيهاي بيشماري بوده است . جاده ابريشم از وسط استان سمنان عبور ميكرده است و آثار متعدد تاريخي از جمله كاخها ، عمارات ، قلعهها ، كاروانسراها ، آب انبارها ، برجها و باروها و ... در اين استان به جا ماندهاند . كاخهاي آغا محمد خان و فتحعلي شاه در دامغان ، قصرهاي شاه عباس ، عينالرشيد و حرمسراي سلطنتي در گرمسار ، عمارت دختر ناصرالدين شاه در دامغان قلعههاي سارو ، كوشمغان و پاچنار در سمنان ، قلعههاي لاسگرد و بنكوه در گرمسار و ... از جمله اين آثار ديدني و تاريخي است . استان سمنان اماكن و بناهاي مذهبي و زيارتي متعددي را در خود جاي داده است . مسجد سلطاني ، مسجد جامع ، مسجد تاريخانه دامغان ، مسجد جامع بسطام و ... از آن جمله هستند . استان سمنان از نظر جاذبههاي طبيعي يكي از مناطق جالب توجه ايران است . حواشي رودخانهها ، چشمههاي آب معدني و طبيعي ، تفرجگاهها ، جنگلها و فضاهاي سبز ، مناطق حفاظت شده ، قلهها و ارتفاعات ، غارها و جاذبههاي ويژه كويري از جمله اين عناصر زيباي طبيعي هستند . استان سمنان از لحاظ آداب و رسوم و كنشهاي فرهنگي مردم ، كانون گوناگوني هاست . انجام مراسم مربوط به اعياد ملي و مذهبي ، ازدواج و همسر گزيني ، سوگها و عزاهاي خصوصي و مذهبي و ساير كنشهاي فرهنگي مردم عليرغم تفاوتهاي محسوسي كه با ساير نقاط با هم دارند ، بسيار ديدني و جالب توجه است . اين استان مهد شعرا و دانشمنداني همچون منوچهري دامغاني ، ابن يمين فرومدي ، فروغي بسطامي ، يغمايي جندقي ، ذوقي بسطامي و عارفان و دانشمنداني چون بايزيد بسطامي ، شيخ ابوالحسن خرقاني ، شيخ علاءالدوله سمناني ، شيخ سكاك و بيبي منجمه سمناني بوده است . از مشاهير متاخر نيز ميتوان به حاج علي سمناني ، فيض سمناني ، ذبيح الله صفا و علي معلم اشاره كرد . از آداب و رسوم قابل ذكر اهالي استان سمنان ميتوان به نپوشيدن جامه سياه در هنگام عزاداري اشاره كرد . اين موضوع ظاهراً نمايانگر انزجار مردم اين ديار از پرچم سياه عباسيان است . آب و هواي استان سمنان در نواحي كوهستاني سرد ، در دامنه كوهها معتدل و در حواشي كوير گرم است . آب و هواي شهر دامغان به علت وزش بادهاي شديد شمالي و بارندگيهاي ناشي از بادهاي نواحي گرگان و مازندران زمستانهاي سرد و تابستانهاي معتدل دارد . شهر سمنان تابستانهاي گرم و زمستانهاي معتدل دارد . آب و هواي شاهرود در قسمتهاي شمالي سرد و در قسمتهاي مركز معتدل و در قسمتهاي جنوبي گرم است . شهر گرمسار تابستانهاي بسيار گرم و زمستانهاي نسبتاً سرد و باراني دارد . گرمسار در ناحيه صحرايي و خشك قرار دارد .

استان سیستان و بلوچستان
استان سيستان و بلوچستان با 179۵۵79 كيلومتر مربع مساحت ، پس از استان خراسان بزرگترين استان كشور است و شهرستانهاي آن عبارتند از : ايرانشهر ، چابهار ، خاش ، زابل ، زاهدان ، سراوان و نيك شهر . شهر زاهدان مركز استان است . اين استان از دو ناحيه سيستان و بلوچستان تشكيل شده است و در سمت شرق با كشورهاي پاكستان و افغانستان مرز مشترك دارد . در قسمت جنوب با درياي عمان و از قسمت شمال و شمال غرب با استان خراسان و در قسمت غرب با استان كرمان و استان هرمزگان همجوار است . استان سيستان و بلوچستان از نظر موقعيت طبيعي در اواخر دوران سوم زمين شناسي در اثر جنبشهاي كوه زايي از دريا جدا شده و از آن پس ابتدا با رسوبات آهكي از نوع دريايي و سپس از رسوباتي با مواد نسبتاً درشت و نرم روي هم انباشته شده است . قسمت جنوبي استان كه به مكران معروف است ، يكي از مناطق در حال فرو نشستن تدريجي است و علّت آن نيز ضخامت زياد رسوبات رس ماسهاي دوران سوم است . ارتفاعات استان به دوران دوم و سوم زمين شناسي تعلّق دارد و سنگهاي آن اغلب آهكي و گچي است . بعضي از كوههاي اين استان (مانند آتشفشان تفتان) به اواخر دوران سوم و اوايل دوران چهارم تعلّق دارد . ارتفاعات سيستان و بلوچستان جزو رشته كوههاي مركزي ايران و شامل ناهمواريهاي شرق چاله لوت و ارتفاعات ديواره شرقي و جنوبي چاله جازموريان است . پهناي كوهستانها از شمال به جنوب افزايش مييابد و در فاصله ايرانشهر - كوهك به بيشترين حد خود ميرسد . اين ناهمواريها شامل دو قسمت كوههاي سيستان و كوههاي بلوچستان است . اين استان در سال 1375 ، حدود 722579 نفر جمعيّت داشته است كه از اين تعداد 12/46 درصد در نقاط شهري و 75/52 درصد در نقاط روستايي سكونت داشته و بقيه غيرساكن بودهاند . استان سيستان و بلوچستان به لحاظ خصوصيات طبيعي و پيشينه اسكان ، از دو منطقه كاملاً متمايز سيستان و بلوچستان تشكيل شده است . سيستان امروزي قسمت شمال استان است . مورخين بناي سيستان را به گرشاسب يكي از نوادگان كيومرث نسبت دادهاند . ناحيه مذكور به دليل موقعيت خاص استراتژيكي و جغرافيايي در تمام دوران تاريخي از اهميّت به سزايي برخوردار بوده است . كتيبههاي بيستون و تخت جمشيد سيستان را يكي از ممالك شرقي داريوش ذكر كردهاند . نام سيستان از "سكا" كه يكي از اقوام آريايي بود ، گرفته شده است . "سكاها" در حدود سال 128 پيش از ميلاد سيستان را به تصرف خود در آوردهاند . در عصر ساسانيان تا قرن اوّل اسلام ولايت سيستان موقعيت ممتازي به دست آورده بود . در زمان اردشير بابكان ، سيستان جزو متعلقات دولت ساساني به شمار ميآمد و در سال 23 هجري قمري ، اعراب مسلمان به اين سرزمين دست يافتند و سرانجام در زمان معاويه مردم اين خطه به اطاعت كامل اعراب درآمدند . اولين فرمانرواي معروف اين سرزمين "يعقوب ليث صفاري" بود . سيستان تا چند قرن تحت سلطه امراي صفاري باقي ماند . صفاريان ، سامانيان ، غزنويان و سلجوقيان هر يك مدّتي اين سرزمين را تحت سلطه خود داشتهاند . در زمان مغولان ، خرابيهاي زيادي در سيستان بوجود آمد . در سال 914 هجري قمري ، شاه اسماعيل صفوي سيستان را تصرف نمود و در زمان حكومت نادر شاه ، اختلافهاي داخلي سبب خرابيهاي زيادي در اين سرزمين شد . قديمترين نام بلوچستان "مكا" است و به مرور مكران تبديل شده است . مكران به قسمت جنوبي بلوچستان گفته ميشود . كلمه بلوچستان نيز از زماني به اين سرزمين اطلاق شد كه بلوچها در آن سكونت اختيار كردند . طبق آثار بدست آمده از تپههاي بلوچستان ، تاريخ اين سرزمين به 3000 سال پيش از ميلاد ميرسد . در زمان خلافت خليفه دوم ، اين سرزمين به وسيله اعراب فتح و يكي از سرداران عرب به حكومت آن منصوب شد . در سال 304 هجري قمري ، بلوچستان به وسيله ديلمان فتح شد . سلجوقيان ، بلوچستان را اشغال نمودند و بلوچستان تابع كرمان شد . بعد از حكومت نادر ، بلوچستان اسماً جزو ايران بود و حكومت محلي مستقلي نداشت . در زمان محمّدشاه قاجار ناحيه ايرانشهر به تصرف وي درآمد ، پس از آن رفته رفته تمامي نواحي ساحلي بلوچستان زير سلطه حكومت مركزي قرار گرفت . مجموعه اقوام ساكن در استان سيستان و بلوچستان همراه با سنن و شيوههاي خاص زندگي ، به تنهايي يكي از جاذبههاي بي نظير و چشمگير منطقه است . دو ايل مهّم «براهويي و بلوچ» در منطقه سيستان و بلوچستان زندگي ميكنند . نحوه معيشت و زيست ، الگوهاي سكونت ، سنتها و آداب و رسوم و سرانجام ايل راهها از جمله جاذبههاي فرهنگي و ديدني اين شيوه زندگي است . گروهي از دانشمندان و سخنسرايان به ايالت سيستان منسوباند كه به آنان سنجري و سگزي گويند . شعراي به نام سيستان عبارتند از : ابوالحسن علي بن جولوغ فرخيگزي ، ابوالفرج سجزي ، قاضي احمد و ابوسعيد سگزي . در دوران طلايي سيستان مشاهيري از آن برخاستهاند كه عبارتند از : فرخي سيستاني ، يعقوب ليث و رستم . منطقه سيستان و بلوچستان با توجه به موقعيت جغرافيايي ، از يك طرف تحت تأثير جريانهاي جوي متعدد و از طرفي ديگر تحت تأثير فشار زياد عرضهاي متوسط قرار دارد كه مهّمترين پديده مشهود اقليمي آن گرماست . پديده قابل توجه در وضعيت هوا شناسي اين منطقه ، بادهاي شديد موسمي ، طوفان شن ، رگبارهاي سيلآسا ، رطوبت زياد و مه صبحگاهي است . اين استان داراي تابستانهاي گرم ، طولاني و زمستانهاي كوتاه است . سردترين شهر استان ، زاهدان و گرمترين شهر آن ايرانشهر است . نواحي ساحلي درياي عمان به علّت رطوبت ناشي از مجاورت با دريا ، آب و هواي گرم و رطوبت نسبتاً بيشتري دارد . استان سيستان و بلوچستان يكي از خشكترين استانهاي كشور محسوب ميشود . ميزان بارندگي از شرق به غرب استان افزايش مييابد و در نواحي ساحلي استان ميزان رطوبت نسبي بسيار بالاست . استان سيستان و بلوچستان از جهات مختلف در معرض بادهاي موسمي و فصلي است كه اهم اين جريانات بادي عبارتند از : باد 120 روزه سيستان (لوار) ، باد قوس ، باد هفتم (گاوكش) ، باد نم بي يا باد جنوب ، باد هوشاك ، بادهاي مرطوب و موسمي اقيانوس هند ، باد شمال يا گوريچ و باد غربي يا گرد .







.jpg)
.jpg)
.jpg)








