عضویت در خبرنامه

سیستم پکیج همکاران

تبدیل تاریخ

تورهای داخلی

تورهای خارجی

معرفی ایران

استان مازندران

استان مازندران

استان اصفهان

استان اصفهان

استان البرز

استان البرز

استان سیستان و بلوچستان

استان سیستان و بلوچستان

استان گیلان

استان گیلان

استان کهگیلویه و بویراحمد

استان کهگیلویه و بویراحمد

استان مازندران

استان مازندران

استان‌ مازندران‌ ۶۴۵۴۶ كيلومتر مربع‌ مساحت‌ دارد و از اين‌ نظر يازدهمين‌ استان‌ ايران‌ است ‌. براساس‌ آخرين‌ تقسيمات‌ سياسي‌ و اداري‌ در سال‌ 1375 ، شهرستان‌هاي‌ استان‌ مازندران‌ عبارت‌اند از : بهشهر ، ساري‌ ، قائم‌شهر ، بابل ‌، بابلسر ، آمل‌ ، نور ، تنكابن‌ ، رامسر ، محمود آباد ، نكا ، چالوس ‌، نوشهر و سوادكوه ‌. شهرستان‌ ساري‌ مركز استان‌ مازندران‌ است ‌. درياي‌ مازندران‌ (خزر) در شمال ‌، استان‌ تهران‌ و سمنان‌ در جنوب‌ و استان‌هاي‌ گيلان ‌و گلستان‌ به‌ ترتيب‌ در غرب‌ و شرق‌ استان‌ مازندران‌ قرار گرفته‌اند .  استان‌ مازندران‌ از نظر طبيعي‌ به‌ دو قسمت‌ جلگه‌ ساحلي‌ و كوهستاني‌ تقسيم‌ مي‌شود . رشته‌ كوههاي‌ البرز مانند ديواري‌ مرتفع‌ نوار ساحلي‌ و جلگه‌اي‌ كناره‌اي‌ درياي‌ خزر را محصور كرده‌ است ‌. در اثر نسيم‌ مداوم‌ دريا و بادهاي‌ محلي‌ در سواحل‌ جنوبي‌ و شرقي‌ درياي‌ خزر ، تپه‌هاي‌ ماسه‌اي‌ تشكيل‌ شده‌ و سدي‌ طبيعي‌ و كم‌ ارتفاع ‌بين‌ دريا و جلگه‌ پديد آمده‌ است ‌. اين‌ استان‌ در سال‌ 1375 ، حدود 2206800 نفر جمعيّت‌ داشته‌ است‌ كه‌ از اين‌ تعداد حدود ۴۶ درصد در نقاط‌ شهري‌ و ۵۴ درصد در نقاط‌ روستايي‌ سكونت‌ داشته‌اند .  درباره‌ تاريخ‌ باستاني‌ استان‌ مازندران‌ اطلاع‌ زيادي‌ در دست‌ نيست‌ و اساساً وضعيت‌ اقليمي‌ مانع‌ ماندگاري‌ ابنيه ‌و آثار تاريخي‌ شده‌ است ‌. در جلگه‌هاي‌ ساحلي‌ مازندران‌ آثار معتبري‌ از ادوار قبل‌ از اسلام‌ به‌ دست‌ نيامده‌ و حتي‌ از شهرهاي‌ معتبر صدر اسلام‌ هم‌ به‌ جز آمل ‌، ساري‌ و لاهيجان‌ يادگاري‌ به‌ جا نمانده‌ است ‌. بعد از غلبه‌ آريايي‌ها و مهاجرت‌ بوميان ‌، ساكنان‌ جديد پس‌ از مدّتها زير فرمان‌ هخامنشيان‌ قرار گرفتند . در سال‌ 30 هجري‌ قمري ‌، در زمان‌ خلافت‌ عثمان ‌، «سعدبن‌ عاص‌» حاكم‌ كوفه‌ سواحل‌ طبرستان ‌، رويان‌ و دماوند را به‌ تصرف‌ خود در آورد .  در زمان‌ خلافت‌ ابوجعفر منصور (158 - 136 ه.ق‌) دوّمين‌ خليفه‌ عباسي ‌، مردم ‌طبرستان‌ براي‌ چندين‌ بار سر به‌ شورش‌ برداشتند . سرانجام‌ در سال‌ ۱۶۷ هجري‌ قمري‌ ونداد هرمز سلسله‌ مستقلي‌ در طبرستان‌ تأسيس‌ كرد . در سال‌ 426 هجري‌ قمري‌ ، سلطان‌ مسعود غزنوي‌ از طريق‌ گرگان‌ وارد طبرستان‌ شد و صدمات‌ فراواني‌ به‌ آن‌ سامان‌ وارد آورد . در سال‌ 606 هجري‌ قمري‌ طبرستان‌ به‌ دست‌ سلطان‌ محمّد خوارزمشاه‌ تصرف‌ شد .  سپس‌ مغولان‌ بر اين ‌ناحيه‌ حكومت‌ كردند و سرانجام‌ توسط‌ تيموريان‌ بساط‌ حكمراني‌ آنان‌ برچيده‌ شد . بعد از درگذشت‌ امير تيمور ، سادات‌ مرعشي‌ (850 - 807 ه.ق‌) به‌ مازندران‌ برگشتند و بعنوان‌ اميران‌ باج گزار اين‌ نواحي‌ سلطنت‌ كردند و در زمان‌ سلطنت‌ شاه‌ عباس‌ اوّل‌ بطور كلي‌ قدرت‌ سادات‌ مرعشي‌ از بين‌ رفت ‌. با برچيده‌ شدن‌ بساط‌ حكمراني‌ حكومت‌ ملوك‌ الطوايفي‌ طبرستان‌ كه‌ تا سال‌ 1006 هجري‌ قمري‌ ادامه ‌داشت ‌، امنيت‌ اين‌ منطقه‌ به‌ وسيله‌ شاه‌ عباس‌ اوّل‌ و سلاطين‌ بعدي‌ سلسله‌ صفوي‌ تأمين‌ گرديد .  در زمان‌ نادرشاه‌ براي‌ مقابله‌ با دشمنان‌ ، به‌ ويژه‌ دشمنان‌ شمالي‌ و روس‌ها ، در مازندران‌ يك‌ كارخانه‌ كشتي‌سازي‌ داير گرديد . در زمان‌ فتحعلي‌ شاه‌ قاجار ، به‌ منطقه‌ سرسبز و دل‌انگيز مازندران ‌، به‌ عنوان‌ يك‌ منطقه ‌استراحتي‌ - تفريحي‌ توجه‌ گرديد . در زمان‌ سلطنت‌ پهلوي‌ منطقه‌ مازندران‌ مانند ساير مناطق‌ كشور از راه‌هاي ‌ارتباطي‌ برخوردار شد . شرايط‌ مناسب‌ محيطي‌ و آب‌ و هواي‌ معتدل‌ ، چشم‌ اندازهاي‌ زيباي‌ طبيعي‌ و نزديكي‌ آن ‌به‌ تهران‌ اين‌ استان‌ را به‌ محل‌ استراحت‌ و تفريح‌ بخش‌ اعظم‌ مردم‌ كشور درآورده‌ است ‌.  استان‌ مازندران‌ علاوه‌ بر مردم‌ بومي ‌، اقليت‌هاي‌ بلوچ ‌، ترك ‌، كرد ، لر ، افغان ‌، گرجي‌ و ارمني‌ را نيز در خود جاي‌ داده‌ است‌ كه‌ هنوز كاملاً با اكثريت‌ محلي‌ تركيب‌ نشده‌ و بسياري‌ از خصايص‌ قومي‌ و فرهنگي‌ خود را حفظ ‌كرده‌اند . از جمله‌ بعضي‌ تيره‌هاي‌ ترك‌ كه‌ در قرون‌ گذشته‌ به‌ منظور جلوگيري‌ از هجوم‌ تركمن‌ها به‌ اين‌ نواحي‌ كوچانيده‌ شده‌اند ، هم‌ اكنون‌ در مازندران‌ حضور دارند . زبان‌ طبري‌ يا مازندراني ‌، بازمانده‌ زبان‌ ايرانيان‌ قديم‌ (پارسي‌ ميانه‌) است‌ كه‌ ديرتر و كمتر از ساير زبان‌ها تحت‌ تأثير زبان‌هاي‌ بيگانه‌اي‌ چون‌ مغول ‌، عربي‌ و تاتاري‌ قرار گرفته‌ است ‌.  زبان‌ مازندراني‌ با لهجه‌هاي‌ مختلف ‌در تمامي‌ نواحي‌ استان‌ متداول‌ است ‌. ادبيات‌ فولك‌ مردم‌ استان‌ مازندران‌ بسيار غني‌ و جالب‌ توجه‌ است ‌. دانشمندان‌ و شاعران‌ مشهوري‌ از اين‌ استان‌ برخاسته‌اند كه‌ از آن‌ ميان‌ به‌ نيما شاعر معروف‌ معاصر ايران‌ و مازندران‌ مي‌توان‌ اشاره‌ كرد . استان‌ مازندران‌ تحت‌ تأثير عرض‌ جغرافيايي ‌، سلسله‌ جبال‌ البرز ، ارتفاع‌ از سطح‌ دريا ، دوري‌ و نزديكي‌ به‌ دريا ، بيابان‌هاي‌ جنوبي‌ تركمنستان ‌، وزش‌ بادهاي‌ محلي‌ و ناحيه‌اي‌ و پوشش‌ گياهي‌ و جنگلي‌ قرار دارد .  به‌ همين‌ جهت‌ آب‌ و هواي‌ مازندران‌ در كانون‌هاي‌ مختلف‌ جغرافيايي‌ متفاوت‌ و گوناگون‌ است‌ و انواع‌ آن ‌عبارتند از : آب‌ و هواي‌ معتدل‌ خزري ‌، كه‌ تابستان‌هاي‌ گرم‌ و مرطوب‌ و زمستان‌هاي‌ معتدل‌ و مرطوب‌ دارد . آب‌ و هواي‌ معتدل‌ كوهستاني‌ ، كه‌ زمستان‌هاي‌ سرد با يخبندان‌ و تابستان‌هاي‌ معتدل‌ و كوتاه‌ دارد . آب‌ و هواي‌ سرد كوهستاني‌ ، كه‌ يخبندان‌هاي‌ طولاني‌ و زمستان‌هاي‌ سرد و تابستان‌هاي‌ كوتاه‌ و خنك‌ دارد . ريزش‌هاي‌ جوي نواحي‌ كوهستاني‌ غالباً به‌ صورت‌ برف‌ است‌ كه‌ تا اواسط‌ دوره‌ گرما نيز دوام‌ مي‌آورد .

استان اصفهان

استان اصفهان

استان البرز

استان البرز

استان البرز سی و یکمین استان ایران است . در جلسهٔ هیئت دولت در تاریخ 12 بهمن 1388 لایحهٔ تأسیس این استان تصویب و به مجلس شورای اسلامی فرستاده شد . در ادامه با تصویب نمایندگان مجلس شورای اسلامی در تاریخ 1389/۴/7 استان البرز بطور رسمی شکل گرفت . در این طرح پیشنهادی کرج به عنوان مرکز استان درنظر گرفته شده‌ است . این شهر در 20 کیلومتری غرب تهران و در حوزهٔ استحفاظی استان تهران قرار گرفته بود که با جمعیتی بالغ بر 1٬614٬626 نفر ، چهارمین شهر پرجمعیت ایران پس از شهرهای تهران ، مشهد و اصفهان محسوب می‌گردد . همچنین محمود احمدی‌نژاد رئیس‌جمهور در تاریخ 22 مرداد 1389 در نامه‌ای به وزارت کشور قانون تأسیس استان البرز که در جلسهٔ علنی دوم تیر 1389 به تصویب مجلس شورای اسلامی رسیده بود و شورای نگهبان نیز آن را تأیید کرده بود ، جهت اجرا ابلاغ کرد . نام این استان از رشته‌ کوه البرز گرفته شده‌ است که بخش مهمی از آن از شمال این استان می‌گذرد . در تاریخ 22 شهریور 1389 با حضور وزیر کشور ، استانداری البرز رسماً شروع به فعالیت نمود . عیسی فرهادی به‌ عنوان نخستین استاندار البرز انتخاب شده‌ بود . در آبان 91 پخش آزمایشی شبکه استانی البرز با روزانه 3 ساعت برنامه آغاز بکار کرد و با شروع سال 92 به روزانه 8 ساعت رسید . شبکه استانی البرز در روز چهارم خرداد 92 بصورت رسمی و با روزانه 10 ساعت برنامه بصورت رسمی افتتاح گردید . به دلیل اینکه در استان البرز از همه اقوام ایرانی ساکن هستند ، این شبکه به شبکه وحدت و همدلی لقب گرفت .

استان سیستان و بلوچستان

استان سیستان و بلوچستان

استان‌ سيستان‌ و بلوچستان‌ با 179۵۵79 كيلومتر مربع‌ مساحت ‌، پس‌ از استان‌ خراسان‌ بزرگترين‌ استان ‌كشور است‌ و شهرستان‌هاي‌ آن‌ عبارتند از : ايرانشهر ، چابهار ، خاش ‌، زابل ‌، زاهدان ‌، سراوان‌ و نيك‌ شهر . شهر زاهدان‌ مركز استان‌ است‌ . اين‌ استان‌ از دو ناحيه‌ سيستان‌ و بلوچستان‌ تشكيل‌ شده‌ است‌ و در سمت‌ شرق‌ با كشورهاي‌ پاكستان‌ و افغانستان‌ مرز مشترك‌ دارد . در قسمت‌ جنوب‌ با درياي‌ عمان‌ و از قسمت‌ شمال‌ و شمال‌ غرب‌ با استان‌ خراسان‌ و در قسمت‌ غرب‌ با استان‌ كرمان‌ و استان‌ هرمزگان‌ همجوار است ‌. استان‌ سيستان‌ و بلوچستان‌ از نظر موقعيت‌ طبيعي‌ در اواخر دوران‌ سوم‌ زمين‌ شناسي‌ در اثر جنبش‌هاي ‌كوه ‌زايي‌ از دريا جدا شده‌ و از آن‌ پس‌ ابتدا با رسوبات‌ آهكي‌ از نوع‌ دريايي‌ و سپس‌ از رسوباتي‌ با مواد نسبتاً درشت‌ و نرم‌ روي‌ هم‌ انباشته‌ شده‌ است‌ . قسمت‌ جنوبي‌ استان‌ كه‌ به‌ مكران‌ معروف‌ است ‌، يكي‌ از مناطق‌ در حال‌ فرو نشستن‌ تدريجي‌ است‌ و علّت‌ آن‌ نيز ضخامت‌ زياد رسوبات‌ رس‌ ماسه‌اي‌ دوران‌ سوم‌ است ‌. ارتفاعات ‌استان‌ به‌ دوران‌ دوم‌ و سوم‌ زمين ‌شناسي‌ تعلّق‌ دارد و سنگ‌هاي‌ آن‌ اغلب‌ آهكي‌ و گچي‌ است . بعضي‌ از كوه‌هاي ‌اين‌ استان‌ (مانند آتشفشان‌ تفتان‌) به‌ اواخر دوران‌ سوم‌ و اوايل‌ دوران‌ چهارم‌ تعلّق‌ دارد . ارتفاعات‌ سيستان‌ و بلوچستان‌ جزو رشته‌ كوه‌هاي‌ مركزي‌ ايران‌ و شامل‌ ناهمواريهاي‌ شرق‌ چاله‌ لوت‌ و ارتفاعات‌ ديواره‌ شرقي‌ و جنوبي‌ چاله‌ جازموريان‌ است ‌. پهناي‌ كوهستان‌ها از شمال‌ به‌ جنوب‌ افزايش‌ مي‌يابد و در فاصله‌ ايرانشهر - كوهك‌ به‌ بيشترين‌ حد خود مي‌رسد . اين‌ ناهمواريها شامل‌ دو قسمت‌ كوه‌هاي‌ سيستان‌ و كوه‌هاي‌ بلوچستان ‌است ‌. اين‌ استان‌ در سال‌ 1375 ، حدود 722579 نفر جمعيّت‌ داشته‌ است‌ كه‌ از اين‌ تعداد 12/46 درصد در نقاط ‌شهري‌ و 75/52 درصد در نقاط ‌روستايي‌ سكونت‌ داشته‌ و بقيه‌ غيرساكن‌ بوده‌اند . استان‌ سيستان‌ و بلوچستان‌ به‌ لحاظ‌ خصوصيات‌ طبيعي‌ و پيشينه‌ اسكان ‌، از دو منطقه‌ كاملاً متمايز سيستان‌ و بلوچستان‌ تشكيل‌ شده‌ است ‌. سيستان‌ امروزي‌ قسمت‌ شمال‌ استان‌ است ‌. مورخين‌ بناي ‌سيستان‌ را به‌ گرشاسب‌ يكي‌ از نوادگان‌ كيومرث‌ نسبت‌ داده‌اند . ناحيه‌ مذكور به‌ دليل‌ موقعيت‌ خاص‌ استراتژيكي ‌و جغرافيايي‌ در تمام‌ دوران‌ تاريخي‌ از اهميّت‌ به‌ سزايي‌ برخوردار بوده‌ است ‌. كتيبه‌هاي‌ بيستون‌ و تخت‌ جمشيد سيستان‌ را يكي‌ از ممالك‌ شرقي‌ داريوش‌ ذكر كرده‌اند . نام‌ سيستان‌ از "سكا" كه‌ يكي‌ از اقوام‌ آريايي‌ بود ، گرفته ‌شده‌ است ‌. "سكاها" در حدود سال‌ 128 پيش‌ از ميلاد سيستان‌ را به‌ تصرف‌ خود در آورده‌اند . در عصر ساسانيان ‌تا قرن‌ اوّل‌ اسلام‌ ولايت‌ سيستان‌ موقعيت‌ ممتازي‌ به‌ دست‌ آورده‌ بود . در زمان‌ اردشير بابكان‌ ، سيستان‌ جزو متعلقات‌ دولت‌ ساساني‌ به‌ شمار مي‌آمد و در سال‌ 23 هجري‌ قمري ‌، اعراب‌ مسلمان‌ به‌ اين‌ سرزمين‌ دست‌ يافتند و سرانجام‌ در زمان‌ معاويه‌ مردم‌ اين‌ خطه‌ به‌ اطاعت‌ كامل‌ اعراب‌ درآمدند . اولين‌ فرمانرواي‌ معروف‌ اين‌ سرزمين‌ "يعقوب‌ ليث‌ صفاري" بود . سيستان‌ تا چند قرن‌ تحت‌ سلطه‌ امراي ‌صفاري‌ باقي‌ ماند . صفاريان ‌، سامانيان ‌، غزنويان‌ و سلجوقيان‌ هر يك‌ مدّتي‌ اين‌ سرزمين‌ را تحت‌ سلطه‌ خود داشته‌اند . در زمان‌ مغولان ‌، خرابي‌هاي‌ زيادي‌ در سيستان‌ بوجود آمد . در سال‌ 914 هجري‌ قمري ‌، شاه‌ اسماعيل‌ صفوي‌ سيستان‌ را تصرف‌ نمود و در زمان‌ حكومت‌ نادر شاه ‌، اختلاف‌هاي‌ داخلي‌ سبب‌ خرابي‌هاي‌ زيادي‌ در اين‌ سرزمين‌ شد . قديمترين‌ نام‌ بلوچستان‌ "مكا" است‌ و به‌ مرور مكران‌ تبديل‌ شده‌ است ‌. مكران‌ به‌ قسمت‌ جنوبي‌ بلوچستان‌ گفته‌ مي‌شود . كلمه‌ بلوچستان‌ نيز از زماني‌ به‌ اين ‌سرزمين‌ اطلاق‌ شد كه‌ بلوچ‌ها در آن‌ سكونت‌ اختيار كردند . طبق‌ آثار بدست‌ آمده‌ از تپه‌هاي‌ بلوچستان ‌، تاريخ‌ اين‌ سرزمين‌ به‌ 3000 سال‌ پيش‌ از ميلاد مي‌رسد . در زمان ‌خلافت‌ خليفه‌ دوم ‌، اين‌ سرزمين‌ به‌ وسيله‌ اعراب‌ فتح‌ و يكي‌ از سرداران‌ عرب‌ به‌ حكومت‌ آن‌ منصوب‌ شد . در سال‌ 304 هجري‌ قمري‌ ، بلوچستان‌ به‌ وسيله‌ ديلمان‌ فتح‌ شد . سلجوقيان ‌، بلوچستان‌ را اشغال‌ نمودند و بلوچستان‌ تابع‌ كرمان‌ شد . بعد از حكومت‌ نادر ، بلوچستان‌ اسماً جزو ايران‌ بود و حكومت‌ محلي‌ مستقلي‌ نداشت ‌. در زمان‌ محمّدشاه‌ قاجار ناحيه‌ ايرانشهر به‌ تصرف‌ وي‌ درآمد ، پس‌ از آن‌ رفته‌ رفته‌ تمامي‌ نواحي ‌ساحلي‌ بلوچستان‌ زير سلطه‌ حكومت‌ مركزي‌ قرار گرفت ‌. مجموعه‌ اقوام‌ ساكن‌ در استان‌ سيستان‌ و بلوچستان‌ همراه‌ با سنن‌ و شيوه‌هاي‌ خاص‌ زندگي ‌، به‌ تنهايي‌ يكي ‌از جاذبه‌هاي‌ بي‌ نظير و چشمگير منطقه‌ است ‌. دو ايل‌ مهّم‌ «براهويي‌ و بلوچ‌» در منطقه‌ سيستان‌ و بلوچستان ‌زندگي‌ مي‌كنند . نحوه‌ معيشت‌ و زيست ‌، الگوهاي‌ سكونت ‌، سنت‌ها و آداب‌ و رسوم‌ و سرانجام‌ ايل‌ راه‌ها از جمله‌ جاذبه‌هاي‌ فرهنگي‌ و ديدني‌ اين‌ شيوه‌ زندگي‌ است ‌. گروهي‌ از دانشمندان‌ و سخن‌سرايان‌ به‌ ايالت‌ سيستان‌ منسوب‌اند كه‌ به‌ آنان‌ سنجري‌ و سگزي‌ گويند . شعراي‌ به‌ نام‌ سيستان‌ عبارتند از : ابوالحسن‌ علي‌ بن‌ جولوغ‌ فرخي‌گزي ، ابوالفرج‌ سجزي ، قاضي‌ احمد و ابوسعيد سگزي‌ . در دوران‌ طلايي‌ سيستان‌ مشاهيري‌ از آن‌ برخاسته‌اند كه‌ عبارتند از : فرخي‌ سيستاني ‌، يعقوب‌ ليث‌ و رستم‌ . منطقه‌ سيستان‌ و بلوچستان‌ با توجه‌ به‌ موقعيت‌ جغرافيايي ‌، از يك‌ طرف‌ تحت‌ تأثير جريان‌هاي‌ جوي‌ متعدد و از طرفي‌ ديگر تحت‌ تأثير فشار زياد عرض‌هاي‌ متوسط‌ قرار دارد كه‌ مهّم‌ترين‌ پديده‌ مشهود اقليمي‌ آن‌ گرماست ‌. پديده‌ قابل‌ توجه‌ در وضعيت‌ هوا شناسي‌ اين‌ منطقه ‌، بادهاي‌ شديد موسمي ‌، طوفان‌ شن ‌، رگبارهاي ‌سيل‌آسا ، رطوبت‌ زياد و مه‌ صبحگاهي‌ است ‌. اين‌ استان‌ داراي‌ تابستان‌هاي‌ گرم ‌، طولاني‌ و زمستان‌هاي‌ كوتاه‌ است ‌. سردترين‌ شهر استان‌ ، زاهدان‌ و گرم‌ترين‌ شهر آن‌ ايرانشهر است ‌. نواحي‌ ساحلي‌ درياي‌ عمان‌ به‌ علّت ‌رطوبت‌ ناشي‌ از مجاورت‌ با دريا ، آب‌ و هواي‌ گرم‌ و رطوبت‌ نسبتاً بيشتري‌ دارد . استان‌ سيستان‌ و بلوچستان‌ يكي‌ از خشك‌ترين‌ استان‌هاي‌ كشور محسوب‌ مي‌شود . ميزان‌ بارندگي‌ از شرق ‌به‌ غرب‌ استان‌ افزايش‌ مي‌يابد و در نواحي‌ ساحلي‌ استان‌ ميزان‌ رطوبت‌ نسبي‌ بسيار بالاست ‌. استان‌ سيستان‌ و بلوچستان‌ از جهات‌ مختلف‌ در معرض‌ بادهاي‌ موسمي‌ و فصلي‌ است‌ كه‌ اهم‌ اين‌ جريانات‌ بادي‌ عبارتند از : باد 120 روزه‌ سيستان‌ (لوار) ، باد قوس ‌، باد هفتم‌ (گاوكش‌) ، باد نم‌ بي‌ يا باد جنوب ‌، باد هوشاك‌ ، بادهاي‌ مرطوب‌ و موسمي‌ اقيانوس‌ هند ، باد شمال‌ يا گوريچ‌ و باد غربي‌ يا گرد .

استان گیلان

استان گیلان

قبل از مهاجرت اقوام آریائی به ایران صفحات شمالی ایران ، یعنی نواحی جنوب دریای مازندران ، مسکن اقوامی مانند کادوسیان ، آماردها کاسپیان و تپوریها و ... بود . قدیمی ترین سندی که از قوم کاسی ها یاد می کند مربوط به سده 24 قبل از میلاد و متعلق به (پوزوراین شوشیناک) است هرودوت مورخ یونانی این قسمت را حاکم نشین پانزدهم بر شمرده که ساس ها و کاسپی های ساکن آن دویست تالان خراج به داریوش می پرداختند . استرابن که در 40 ق . م تا 40 میلادی می زیست اقوام گلامی ، کادوس ، ماردی و بعضی قبائل گرگانی را ساکنان نواحی شمال کوه البرز دانسته اند . در گذر زمان اعراب کادوسیان را طیلسان خواندند . بعدها این نام نیز تغیر یافت و امروزه آنها را تالش یا تالشیان می نامند . (پلوتارک) مورخ یونانی درباره جنگ کادوسیان با اردشیر ساسانی در 384 میلادی سخن گفته است . پیرنیا با توجه به نوشته های کتزیاس درباره کادوس ها می گوید مادها ابتدا گیلان و حوالی آن را در اختیار داشتند ولی در اواخر دوره مادها به سبب پاره ای اختلافات آن را از دست دادند چنانکه در اواخر عصر هخامنشی نیز کادوسی ها به صورت نیمه مستقل می زیستند نزاع میان مادها و کادوسیان از وقایع مهم اواخر حکومت مادها است . موقعيت جغرافيايي استان‌ گيلان‌ با پهنه‌اي‌ به‌ مساحت‌ 14711 كيلومتر مربع‌ در ميان‌ رشته‌ كوه‌هاي‌ البرز و تالش‌ در ساحل‌ درياي‌ خزر و شمال‌ ايران‌ قرار گرفته‌ است ‌. براساس‌ آخرين‌ تقسيمات‌ سياسي‌ و اداري‌ سال‌ 1375 ، شهرستان‌هاي‌ استان‌ گيلان‌ عبارتند از : آستارا ، آستانه‌ اشرفيه ‌، بندر انزلي ‌، رشت‌ ، رودبار ، رودسر ، شفت‌ ، صومعه‌ سرا ، طالش ‌، فومن ‌، لاهيجان‌ و لنگرود . شهر رشت‌ مركز استان‌ گيلان‌ است‌ . استان‌ گيلان‌ با استان‌هاي ‌اردبيل‌ در غرب‌ ، مازندران‌ در شرق ‌، زنجان‌ در جنوب‌ و كشور تازه‌ استقلال‌ يافته‌ آذربايجان‌ و درياي‌ خزر در شمال‌ هم‌ مرز و همسايه‌ است ‌. جمعیت استان اين‌ استان‌ در سال‌ 1375 ، حدود 2241896 نفر جمعيّت‌ داشته‌ است‌ كه‌ 83/۴۶ درصد آن‌ در نقاط‌ شهري‌ و 15/53 درصد بقيه‌ در نقاط‌ روستايي‌ سكونت‌ داشته‌اند . ناهمواري‌هاي‌ استان‌ از غرب‌ به‌ شرق‌ شامل ‌: طالش‌ ، ماسوله‌ و پشته‌ كوه‌ و رشته‌ كوه‌ البرز است‌ كه‌ از سه‌ بخش‌ غربي‌ ، مركزي‌ و شرقي‌ تشكيل‌ شده‌ است ‌. البرز غربي ‌مانند حصاري‌ استان‌ گيلان‌ را در بر گرفته‌ است‌ و بلندترين‌ قله‌ آن‌ در گيلان‌ فك‌ يا دلفك‌ (آشيانه‌ عقاب‌) نام‌ دارد . جلگه‌هاي‌ استان‌ گيلان‌ در ميان‌ دريا و كوهستان‌ تا ارتفاع‌ يكصد متري‌ سطح‌ دريا گسترش‌ يافته‌اند كه‌ به‌ سه ‌قسمت‌ عمده‌ تالش ‌، گيلان‌ غرب‌ و گيلان‌ شرق‌ تقسيم‌ مي‌شوند . تاريخ‌ گيلان تا شش‌ قرن‌ پيش‌ از ميلاد ، يعني‌ تا زماني‌ كه‌ تاريخ‌ نگاران‌ يونان ‌، گوشه‌هايي‌ از تاريخ‌ ايران‌ را روشن‌ كرده‌اند ، تاريك‌ و مبهم‌ است‌ و تنها با تكيه‌ بر پاره‌اي‌ كاوش‌هاي‌ باستان‌ شناختي‌ مي‌توان ‌گوشه‌هايي‌ از آن‌ را روشن‌ كرد .آثار به‌ دست‌ آمده‌ از سرزمين‌هاي‌ سواحل‌ جنوب‌ درياي‌ خزر به‌ دوره ‌پيش‌ از آخرين‌ يخ‌بندان‌ (بين‌ 50 تا 150 هزار سال‌ پيش‌) تعلّق‌ دارند . پيشينه‌ تمدن‌ گيلان‌ به‌ چند هزار سال‌ پيش‌ از ميلاد مسيح‌ مي‌رسد . در آن‌ دوره‌ «كاسي‌»ها براي‌ دستيابي‌ به‌ زمين‌هاي‌ بهتر به‌ نواحي‌ ديگر مهاجرت‌ كردند . در همين‌ زمان‌ ، گروهي‌ از قوم‌هاي‌ مهاجر از‌ جمله‌ آريايي‌ها به‌ علّت‌ تغيير آب‌ و هوا و افزايش‌ سرماي‌ قطبي‌ به‌ اين‌ منطقه‌ كوچ‌ كردند و از آميزش‌ مهاجران‌ و ساكنان‌ بومي‌ منطقه ‌، چندين‌ قوم‌ جديد تشكيل‌ شد كه‌ در اين‌ ميان‌ دو قوم‌ «گيل‌» و «ديلم‌» اكثريت‌ داشته‌اند . در سده‌ ششم‌ پيش‌ از ميلاد ، گيلانيان‌ با كوروش‌ هخامنشي‌ متفق‌ شدند و دولت‌ ماد را سرنگون‌ كردند . زمانيكه‌ سلسله‌ هخامنشي‌ سرنگون‌ شد ، كشور به‌ تصرف‌ اسكندر و سپس‌ سلوكي‌ها در آمد . در زمان‌ سلوكيان‌ ، فرمانروايان‌ محلي‌ گيلان ‌، با استقلال‌ كامل‌ حكومت‌ مي‌كردند . در زمان‌ ساسانيان‌ ، گيلان‌ تا اندازه‌اي‌ استقلال‌ خود را از دست‌ داد . در زمان‌ خلفاي‌ عباسي ‌، علويان‌ در كوهستان‌هاي‌ ديلم‌ زندگي‌ مي‌كردند و مي‌كوشيدند دست‌ خلفاي‌ عباسي‌ را از ديگر نقاط‌ ايران‌ كوتاه‌ كنند . چنين‌ بود كه‌ بناي‌ اتحاد ديلميان‌ و علويان‌ پي‌ريزي‌ شد . در حدود سال‌ 290 هجري‌ قمري ‌، مردم‌ گيلان‌ و ديلم‌ به‌ مذهب‌ شيعه‌ روي ‌آوردند . از همين‌ دوره‌ در تاريخ‌ ايران‌ سلسله‌هايي‌ با منشاء گيلاني‌ و ديلمي‌ پديد آمدند . يكي‌ از مهمترين‌ اين ‌سلسله‌ها «آل‌ بويه‌» بود . در قرن‌ هشتم‌ هجري‌ «اولجايتو» مغول‌ موفق‌ شد به‌ طور موقت‌ بر اين‌ سرزمين‌ پيروز شود . گيلانيان‌ در روي‌ كار آمدن‌ خاندان‌ صفوي‌ نقش‌ مهمي‌ ايفا كردند ولي‌ در زمان‌ سلطنت‌ شاه ‌عباس‌ اوّل ‌، گيلان‌ استقلال‌ خود را از دست‌ داد . در سال‌ 1071 هجري‌ قمري‌ شماري‌ از قزاقان‌ روس‌ به‌ قصد غارت‌ به‌ گيلان‌ هجوم ‌برده‌ و دست‌ به‌ چپاول‌ زدند . نادر شاه‌ به‌ علّت‌ علاقه‌ زياد به‌ افزايش‌ قدرت‌ نيروي‌ دريايي ‌، گيلان‌ را مورد توجه‌ جدي‌ قرار داد . گيلك‌ها در پيروزي‌ انقلاب‌ مشروطه‌ نيز سهي‌ عمده‌ داشتند و آنان‌ در سال‌ 1287 ه.ق‌ پس‌ از دو روز پيكار عليه‌ قزاقان‌ محّمد عليشاه ‌، تهران‌ را فتح‌ كردند . نقش‌ مردم‌ گيلان‌ در نهضت‌ مشروطه‌ و جنبش‌ ميرزا كوچك‌ خان‌جنگلي‌ از نمونه‌هاي‌ درخشان‌ تاريخ‌ اين‌ خطه‌ است ‌. استان‌ گيلان‌ از نظر فرهنگي‌ نيز يكي‌ از مناطق‌ ويژه‌ ايران‌ است‌ كه‌ مجموعه‌اي‌ از سنن‌ ديرين‌ و باستاني‌ را پديد آورده‌ است‌ . زبان‌ مردم‌ گيلان‌ نيز تحت‌ تأثير تنوع‌ قومي ‌، گويش‌هاي‌ گوناگون‌ دارد كه‌ مهّم‌ترين‌ آن‌ها گيلكي‌ ، تالشي‌ و ديلمي‌ است ‌. درباره نژاد اقوام ساکن گیلان قبل از ورود آریائی ها نظریه های مختلفی وجود دارد . اغلب پژوهشگران از جمله (هنری فیلد) بر آنند که سومری ها مظاهر تمدن خود را از ناحیه جنوب شرقی دریای مازندران که در آنجا گنجینه ای از اشکال و سفال سومری کشف شده با خود به جلگه بین النهرین آورده اند . در پهلوان نامه گیل گمش از قول پروفسور آمده است : این گونه می توان گفت که ریشه نژادی سومریان با آریائی های کوهپایه نشین کوهستان های خاوری همگن باشد و افسانه های کهن این مردم نیز اشاره به کوچ آنان از فرازهای سخت به سوی آبرفت های زندگی بخش بین النهرین می کند زبان گویش گیلکی وابسته به زبانهای آریائی است که قرنها و هزاره ها در برابر نفوذ فرهنگ اقوام بیگانه موجودیت خود را حفظ کرده است . گویش گیلکی خود به دو شاخه کلی گیلکی رشتی و لاهیجانی تقسیم می شود . شاید بتوان رودخانه سفید رود را مرز مشخص کننده محدوده های این دو گویش محسوب کرد . مردم گیلان در آغاز به خدایان متعدد اعتقاد داشتند و در زمان ساسانیان بیشتر مردم گیلان زرتشتی شدند . در روزگار قباد گروهی از گیلانیان به این ایین گرویدند . جنگهای خونینی بین دیلمیان و اعراب باعث شد تا مردم گیلان کم کم با اعتقادات اعراب آشنا شوند و به دین اسلام بگروند . اقليم‌ سرزمين‌ گيلان به‌ آب‌ و هواي‌ معتدل‌ خزري‌ معروف‌ است‌ . كوهستان‌ تالش‌ با جهت‌ شمالي ‌، جنوبي‌ و كوهستان‌ البرز با امتداد غربي‌ - شرقي‌ ، مانند سدي‌ از عبور بخار آب‌ درياي‌ خزر‌ و بادهاي ‌مرطوب‌ شمال‌ غربي‌ به‌ داخل‌ ايران‌ جلوگيري‌ مي‌كند و به‌ علّت‌ ارتفاع‌ زياد موجب‌ بارندگي‌هاي‌ فراوان‌ در استان ‌گيلان‌ مي‌شود . تبخير گسترده‌ درياي‌ مازندران‌ ضمن‌ افزايش‌ رطوبت‌ هوا در تابستان‌ و كاهش‌ آن‌ در زمستان ‌، مي‌انجامد . از اين‌ رو ، يخ‌ بندان‌ زمستاني‌ در نواحي‌ كناره‌اي‌ دريا بسيار كم‌ گزارش‌ شده‌ است ‌. ميزان‌ بارندگي‌ در استان‌ گيلان‌ به‌ بادهاي‌ مرطوبي‌ بستگي‌ دارد كه‌ در زمستان‌ از شمال‌ غرب‌ در بهار از شرق‌ و در تابستان‌ و پاييز از غرب‌ مي‌وزند . اين‌ بادها ، هواي‌ مرطوب‌ دريا را به‌ سوي‌ جلگه‌ گيلان‌ مي‌رانند و موجب‌ بارندگي‌هاي‌ فراوان‌ و طولاني‌ مي‌شوند . در سال‌ 1375 ، ميزان‌ بارندگي‌ در رشت‌ ۴/1015 ميليمتر و تعداد روزهاي‌ يخبندان‌ سالانه‌ آن ‌20 روز و روزهاي‌ باراني‌ آن‌ 156 روز گزارش‌ شده‌ است ‌. متوسط‌ حداقل‌ دماي‌ رشت‌ 3/۶ درجه‌ سانتي‌گراد و متوسط‌ حداكثر دماي‌ آن‌ 9/20 درجه‌ ثبت‌ شده‌ است ‌.

استان کهگیلویه و بویراحمد

استان کهگیلویه و بویراحمد

استان‌ كهگيلويه‌ و بويراحمد با 16264 كيلومتر مربع‌ وسعت‌ در جنوب‌ غربي‌ مركز ايران‌ واقع‌ شده ‌است ‌. براساس‌ آخرين‌ تقسيمات‌ سياسي‌ و اداري‌ در سال‌ 1375 ، شهرستان‌هاي‌ استان‌ عبارتند از : كهگيلويه‌ با مركزيت‌ دهدشت ‌، بويراحمد با مركزيت‌ ياسوج‌ و گچساران ‌. شهر ياسوج‌ مركز استان‌ كهگيلويه‌ و بويراحمد مي‌باشد . اين‌ استان‌ ، از شمال‌ با استان‌ چهارمحال‌ و بختياري ‌، از جنوب‌ با استان‌هاي‌ فارس‌ و بوشهر ، از شرق‌ با استان‌هاي‌ اصفهان‌ و فارس‌ و از غرب‌ با استان‌ خوزستان‌ همسايه‌ است‌ . اين‌ استان‌ در سال‌ 1375، حدود 544 هزار نفر جمعيّت‌ داشته‌ كه‌ از اين‌ تعداد 23/39 درصد در نقاط‌ شهري ‌و 20/60 درصد در نقاط‌ روستايي‌ سكونت‌ داشته‌اند و بقيه‌ غير ساكن‌ بوده‌اند . استان‌ كهگيلويه‌ و بويراحمد منطقه‌اي‌ ناهموار و كوهستاني‌ است‌ كه‌ در حدود 45 مساحت‌ آن‌ از ارتفاعات‌ و تپه‌ ماهورها تشكيل‌ شده‌ است‌ و 15 بقيه‌ مساحت‌ آن‌ را دشت‌ها و دره‌ها در بر گرفته‌اند . بلندترين‌ نقطه‌ استان‌ ، قلّه ‌دنا به‌ ارتفاع‌ 4409 متر و پست‌ترين‌ ناحيه‌ آن‌ بيشتر با ارتفاع‌ 500 متر از سطح‌ دريا مي‌باشد . در مناطق‌ سردسير ، ارتفاعات‌ بلندتر و تپه‌ ماهورها بيشتر است‌ و در مناطق‌ گرمسير ارتفاعات‌ كوتاه‌تر و تپه‌ ماهور نيز كمتر است‌ . عمده‌ اراضي‌ كشاورزي‌ استان‌ در دشت‌ها واقع‌ شده‌ است ‌. آب و هوا ، کهگيلويه و بويراحمد در امتداد رشته‌ كوه‌هاي‌ اصلي‌ زاگرس‌ از شمال‌ شرقي‌ به‌ جنوب‌ غربي‌ در استان‌ كهگيلويه‌ و بويراحمد ، از ارتفاع‌ كوه‌ها و مقدار بارندگي‌ و رطوبت‌ هوا به‌ طور محسوسي‌ كاسته‌ شده‌ و مشخصات‌ اقليمي‌ دوگانه‌اي‌ را پديد مي‌آورد . بدين‌ ترتيب‌ اين‌ استان‌ به‌ دو منطقه‌ سردسيري‌ و گرمسيري‌ تقسيم‌ شده‌ است‌ منطقه‌ گرمسيري‌ در قسمت‌ جنوب‌ و غرب‌ استان‌ واقع‌ شده‌ و آب‌ و هوايي‌ گرم‌ و خشك‌ دارد و بادهاي‌ موسمي‌ (فصلي‌) و محلي‌ متعددي‌ در اين‌ ناحيه‌ مي‌وزند . باران‌ اين‌ منطقه‌ از آبان‌ ماه‌ آغاز شده‌ و تا ارديبهشت‌ به‌ تناوب ‌ادامه‌ مي‌يابد . در اين‌ مناطق‌ يخبندان‌ بندرت‌ اتفاق‌ مي‌افتد . منطقه‌ سردسيري‌ در شمال‌ و شرق‌ استان‌ قرار دارد . بارش‌ اين‌ ناحيه‌ معمولاً از آبان‌ ماه‌ شروع‌ و تا ارديبهشت‌ ماه ‌به‌ تناوب‌ و معمولاً به‌ صورت‌ برف‌ ادامه‌ مي‌يابد . اين‌ قسمت‌ از استان‌ كه‌ در واقع‌ جنوبي‌ترين‌ بخش‌ زاگرس ‌مرطوب‌ است‌ با جنگل‌هاي‌ وسيع‌ و زيباي‌ بلوط‌ پوشيده‌ شده‌ و سرچشمه‌ رودهاي‌ بزرگي‌ است ‌. در اين‌ استان‌ بادهايي‌ با جهات‌ مختلف‌ مي‌وزند كه‌ مهّم‌ترين‌ آن‌ها عبارتند از : بادهاي‌ موسمي‌ كه‌ به‌ نام‌ باد شمال‌ و باد جنوب‌ معروف‌ هستند . باد شمال‌ از طرف‌ شمال‌ غربي‌ از درياي‌ مديترانه‌ و آب‌هاي‌ اطراف‌ آن‌ و گاهي‌ از اقيانوس‌ اطلس‌ به‌ داخل‌ منطقه‌ نفوذ مي‌كند و موجب‌ بارندگي‌ مي‌شود . باد جنوب‌ از سمت‌ جنوب‌ و جنوب‌ غربي‌ به‌ ويژه‌ در اواخر بهار و تابستان‌ به‌ داخل‌ منطقه‌ نفوذ مي‌كند و معمولاً با گرما همراه‌ است‌ بادهاي‌ محلي‌ در نواحي‌ مختلف‌ نسبتاً محدود و كم‌ وسعت‌ استان‌ مي‌وزند كه‌ مهّم‌ترين‌ آن‌ها عبارتند از : باد آشوب ‌، باد زير روز ، كوه‌ باد ، باد حيران ‌، باد چوغان ‌، باد او و باد درخت‌رو . استان‌ كهگيلويه‌ و بويراحمد در گذشته‌اي‌ نه‌ چندان‌ دور جزء يكي‌ از بلوك‌هاي‌ مملكت‌ فارس‌ و مشتمل‌ بر دو قسمت‌ شمال‌ شرقي‌ كه‌ آن‌ را سردسير و كوهستاني‌ و پشت‌ كوه‌ و قسمت‌ جنوبي‌ و غرب‌ بود كه‌ آن‌ را نره‌ كوه‌ بهبهان‌ مي‌ناميدند . تا دوّم‌ تيرماه‌ 1342 شمسي‌ ، قسمتي‌ از استان‌ فعلي‌ كهگيلويه‌ و بويراحمد جزء استان‌ خوزستان‌ و قسمتي‌ نيز جزء استان‌ فارس‌ بود . پانزدهم‌ آبان‌ ماه‌ 1338 ، قسمت‌ گرمسير بهبهان‌ به‌ شهرستان‌ كهگيلويه‌ با مركزيت‌ دهدشت‌ تبديل‌ شد . اين ‌شهرستان‌ كماكان‌ جزء استان‌ خوزستان‌ و بقيه‌ منطقه‌ جزء استان‌ فارس‌ بود . به‌ دنبال‌ شورش‌ ايل‌ بويراحمد در 22 تيرماه‌ 1342 ، منطقه‌ كهگيلويه‌ و بويراحمد طبق‌ تصويب‌ نامه‌ مجلس‌ شوراي‌ ملي‌ وقت ‌، از استان‌هاي‌ فارس ‌و خوزستان‌ جدا شد و به‌ يك‌ فرمانداري‌ كل‌ تبديل‌ شد و ياسوج‌ كه‌ تا آن‌ زمان‌ خالي‌ از سكنه‌ بود ، به‌ عنوان‌ مركز آن‌ تعيين‌ گرديد . در اسفندماه‌ 1352 شمسي‌ فرمانداري‌ كل‌ كهگيلويه‌ و بويراحمد به‌ استان‌ تبديل‌ شد . به‌ استناد كتاب‌ "ممسني‌ در گذرگاه‌ تاريخ‌" مردم‌ لرستان ‌، كهگيلويه‌ و بويراحمد ، ممسني‌ و حتي دشتستان‌ بوشهر با گذشته‌ تاريخي‌ مشترك‌ از يك‌ نژاد هستند و با يك‌ زبان‌ صحبت‌ مي‌كنند و آداب‌ و رسوم‌ و فرهنگ‌ مشابهي‌دارند . كنش‌هاي‌ فرهنگي‌ مردم‌ كهگيلويه‌ و بويراحمد از روابط‌ اجتماعي‌ موجود مبتني‌ بر نظام‌ عشيره‌اي‌ متأثر است ‌. در اين‌ نظام‌ فرهنگي‌ تمام‌ رفتارهاي‌ اجتماعي‌ و فرهنگي‌ مردم‌ تحت‌ تأثير مستقيم‌ روابط‌ قبيله‌اي‌ و عشيرتي‌ قرار دارند .

گالری کشورها

Agricultural Fields in Front of Geologic FormTown Between Shore and CliffIglesia de Nuestra Senora de los Remedios andKalta Minar in KhivaRebuilt Walls of Nebuchadnezzar PalaceRuins of Tower in Nesebar
برای اطلاع از آخرین تورها کلیک کنید
item آب و هوا
item نرخ ارز
item ساعت کشور ها
item تبدیل تاریخ