
استان کرمانشاه
پیشینه تاریخی شواهد و مدارک باستان شناختی نشان می دهد این منطقه از اولین زیستگاههای انسان به شمار می رفته و یکی از مراکز مهم جمعیتی در زاگرس میانی محسوب می شده است تمامی ادوار زندگی انسان از عهد حجر تا دوره های تمدنی پیش از تاریخ و سپس تا تشکیل حکومتهای بزرگ سیر تحول خود را در این محدوده طی کرده است . در هزاره چهارم ق . م استان کرمانشاه یکی از مراکز مهم تجاری و بازرگانی است . بازرگانان این منطقه با بازرگانان شوشی و بین النهرینی داد و ستد و تبادل کالا داشتند . در دوره ساسانی ، استان کرمانشاه بیش از هر دوره دیگری از اعتبار و رونق خاصی برخوردار بود . شهر یاران ساسانی به علت نزدیکی این منطقه به پایتخت آنها یعنی تیسفون ایام تابستان را در قصرهای ییلاقی این منطقه می گذراندند . موقعيت جغرافيايي استان كرمانشاه با مساحتي معادل 434,24 كيلومتر مربع در غرب ايران واقع شده است . براساس آخرين تقسيمات اداري و كشوري در سال 1375، شهرستانهاي استان كرمانشاه عبارتند از : اسلام آباد غرب ، پاوه ، جوانرود ، سرپل ذهاب ، سنقر ، صحنه ، قصر شيرين ، كرمانشاه ، كنگاور ، گيلان غرب و هرسين . اين استان از شمال به استان كردستان ، از جنوب به استانهاي لرستان و ايلام ، از شرق به استان همدان و از غرب به كشور عراق محدود شده است . جمعیت استان براساس سرشماری عمومی نفوس و مسکن سال 1375 ، جمعیت استان کرمانشاه بالغ بر 1778596 نفر است و حدود سه درصد از جمعیت کل کشور را تشکیل می دهد . از این تعداد 35/59 درصد در نقاط شهری و 30/39 درصد در نقاط روستایی زندگی می کنند و بقیه غیر ساکن هستند . از جمعیت این استان 14/4 درصد در گروه سنی 65 ساله و بیشتر قرار دارند . 14/55 درصد بین 15 تا 64 ساله و 71/40 درصد کم تر از 15 ساله هستند . تاريخ و فرهنگ اقوام مهاجر "گوتي يا كاسي" در هزاره سوم و چهارم قبل از ميلاد در كوهساران زاگرس سكونت داشتند و سرانجام بين النهرين را تصرف كردند . به استناد كتيبههاي بابل ، آشور و عيلام ، طوايفي به نامهاي لولوبي ، گوتي ، فايري ، آمودا و پارسفوا نيز در دامنههاي زاگرس ساكن بودهاند . لولوبيها يا لولوها اجداد لرها محسوب ميشوند و در زمانهاي گذشته در ذهاب ، شهرزور و سليمانيه زندگي ميكردهاند . براي نخستين بار نام ماد به صورت "آمادهاي" در حملات آشوريان به نواحي كردستان فعلي ذكر گرديده است . بنابراين ميتوان دريافت كه از هزار سال قبل از ميلاد قوم ماد در دامنههاي زاگرس سكونت داشته است . غير از مادها ، دو طايفه ديگر به نام پارسها و كردها نيز در شمار ساكنان دامنههاي زاگرس ذكر شده است . ساخت شهر كرمانشاه به بهرام ، شاه ساساني منسوب است كه در روزگار پدر فرمانروايي ايالت كرمان را داشت و بدين جهت به «كرمانشاه» لقب يافته بود . كرمانشاه پس از شكست ايرانيان در نهاوند به تصرف عربها درآمد . در قرن چهارم هجري قمري سلسله كوچكي از اكراد به نام حسنويه در ولايت غرب استقلال يافتند . مؤسس اين سلسله ، نزديك 50 سال حكمفرمايي كرد و قلعه بزرگ سرماج را در مجاورت دينور به عنوان مقر و محل دفاين و نفايس خود قرار داد . در سال 441 ه . ق سلطان طغرل سلجوقي صد هزار سپاهي به تسخير قلعه سرماج فرستاد و پس از 4 سال آن را تسخير كرد . در دوره سلجوقيان ، كرمانشاه شهري آباد بود و خليفه عباسي براي مقابله با مسعود سلجوقي بدين شهر لشكر كشيد . در دوره مغول و در حمله هلاكو به بغداد ، اين شهر آسيب فراوان ديد . اين منطقه در دوره تيموريان ، در شمار بلاد همدان به شمار ميآمد و در قرون نهم و دهم هجري ، بارها مورد تهاجم عثمانيها قرار گرفت . به گفته سياحان خارجي ، در روزگار صفويه ، كرمانشاه شهري پرنعمت و آباد بود و كاروانسراها و پلهاي متعدد داشت . خاصه آن كه به علّت علاقه شديد صفويه به اماكن متبركه و اهميّت ارتباطي آن با كربلا و نجف ، اين شهر رونق فراوان يافت . در زمان حكومت نادر ، قلعه قديمي شهر ويران و قلعهاي ديگر ساخته شد . كريمخان زند ، كرمانشاه را تصرف كرد و بالاخره كرمانشاه در عهد قاجار مركز ولايات غرب و والينشين شد . محمّد علي ميرزاي دولتشاه ، فرزند فتحعليشاه ، براي مقابله با عثمانيها در شهر كرمانشاه استقرار گرفت . مردم استان كرمانشاه همانند ديگر شهرهاي ايران ، در جنبش مشروطيت ، نقش فعالي داشتند . كرمانشاه در جنگهاي جهاني اوّل و دوم به تصرف قواي بيگانه درآمد . كرمانشاه امروزي استاني آباد است و مركز آن شهر كرمانشاه ميباشد . استان كرمانشاه از مناطق كردنشين سرزمين ايران است . زبان كردي از خويشاوندان نسبي زبان فارسي است و مشابهتهاي فراوان با قواعد دستوري و ديگر خصوصيات زبان فارسي دارد . زبان كردي گويشهاي متفاوتي دارد كه از مهّمترين آنها ميتوان به گويشهاي كلهري ، اورامي ، سوراني (جافي) ، لكي و گويش فارسي اشاره كرد . نژاد مردم استان كرمانشاه آريايي است . بر بستر خصوصيات قومي ، نژادي ، زباني و باورهاي مذهبي مردم كرمانشاه نظام فرهنگي مردم استان شكل گرفته و شاعران و نويسندگان مشهوري از آن برخواستهاند . نژاد کردهای کرمانشاه همچون کردهای کردستان آریایی تبار و از ساکنان قدیم فلات ایران هستند . در متون سومری و آشوری برخی از ساکنان زاگرس را (کرتی) (کارتی) و (کارد) یاد کرده اند و در منابع ارمنی واژه (کردوخ) بر آنها اطلاق شده است . برخی نیز بر این اعتقادند که این قوم یکی از شعبه های نژاد آریایی است که در هزاره دوم ق . م وارد ایران شدند و در کوه های زاگرس سکنی گزیدند . زبان اهالی کرمانشاه کردی است . زبان کردی که شاخه ای از زبان شمال غربی ایرانی میانه است . به دلیل داشتن ادبیات مکتوب اهمیت خاصی دارد . با این حال از زبانهای دیگر از جمله زبانهای عربی ، ارمنی ، ترکی و فارسی لغات بسیار در آن راه یافته است . سابقه تاریخی کردها موجب پیدایش گویشهای بی شماری شده است که برخی از آنها عبارتند از : گویش کردی کلهری ، گویش کردی اورامی ، گویش کردی سورانی ، گویش لکی مذهب اکثر قریب به اتفاق جمعیت استان کرمانشاه را مسلمانان شیعه تشکیل می دهند و در صدر نیز خواهران و برادران اهل تسنن هستند . گروهی نیز زیر پوشش بدعتهای دینی با نام اهل حق با حفظ آداب و مناسک و معتقدات دین کهن ایران باستان یعنی زردشتی و همچنین با التقاطی از اسلام به حیاط دینی خود ادامه میدهند . آب و هوا استان كرمانشاه در معرض جبهههاي مرطوب مديترانهاي قرار دارد كه در برخورد با هواي سرد ارتفاعات زاگرس ، به برف و باران تبديل ميشوند . در استان كرمانشاه چهار اقليم متفاوت قابل تشخيص است اوّل : "زمستان ملايم و تابستان گرم و خشك" كه شهرستانهاي قصرشيرين ، سرپل ذهاب و دهستان از گله در جنوب غربي جوانرود را شامل ميشود . دوّم : "زمستان و تابستان خنك" كه شهرستانهاي پاوه و جوانرود و بخش كرند از توابع شهرستان اسلامآباد غرب را در بر ميگيرد . سوم : اقليم "نيمه خشك و استپي خنك" كه شهرستانهاي سنقر و دهستان پشت دربند از توابع شهرستان كرمانشاه را در برميگيرد . چهارم : اقليم "نيمه خشك و استپي گرم" كه شهرستانهاي كنگاور صحنه و هرسين را شامل ميشود . به طور كلي استان كرمانشاه از نظر آب و هوايي به دو منطقه گرمسير (غرب) و سردسير در ساير نواحي تقسيم ميشود بادهاي مهّم استان كرمانشاه عبارتند از : "بادهاي غربي" كه رطوبت نسبي اقيانوس اطلس و مديترانه را به قلمرو اين استان منتقل ميكند و موجب بارندگي ميشود . اين باد بيشتر در فصلهاي زمستان و بهار ميوزد . "بادهاي شمال" كه در فصل تابستان ميوزند و در اعتدال آب و هواي بخشي از استان و كاهش گرماي آن مؤثراند و "باد سام يا سموم" كه تنها در منطقه نوار مرزي ميوزد و هواي آن را در تابستانها بسيار گرم و غير قابل تحمل ميسازد و زيانهاي بسياري به بار ميآورد .

استان لرستان
استان لرستان با 28559 كيلومتر مربع مساحت در غرب ايران قرار دارد . براساس آخرين تقسيمات سياسي و اداري در سال 1375، شهرستانهاي استان عبارتند از : خرم آباد ، بروجرد ، اليگودرز ، دورود ، كوهدشت ، ازنا ، دلفان ، سلسله و پلدختر ، شهرستان خرمآباد مركز استان لرستان است . اين استان از شمال به استانهاي مركزي و همدان ، از جنوب به استان خوزستان ، از شرق به استان اصفهان و از غرب به استانهاي كرمانشاه و ايلام محدود است . استان لرستان سرزمين كوهستاني است . اشترانكوه با 4050 متر ارتفاع بلندترين نقطه استان لرستان است و پستترين نقطه آن در جنوبيترين ناحيه استان واقع شده و حدود 500 متر از سطح درياي آزاد ارتفاع دارد . اين استان در سال 1375 حدود 1584434 نفر جمعيّت داشته است كه 56/53 درصد آن در نقاط شهري و 26/45 درصد آن در نقاط روستايي سكونت داشتهاند . استان لرستان از مناطق باستاني ايران است و آثار ديرينهاي را در خود جاي داده است . اقوام مهاجر در هزاره سوم و چهارم پيش از ميلاد در كوهساران زاگرس اسكان يافته و سرزمين بينالنهرين (دو رود نواحي امروزي) را تصرف كردند . به استناد نوشتههاي كتيبههاي بابلي ، آشوري و ايلامي ، ساكنان كوهساران زاگرس طايفههايي مانند : لولوبي ، مانايي ، كاسي ، گوتي ، آمادا و پارسوا بودهاند . انقراض كاسيها در هزاره دوّم پيش از ميلاد ، با يورش دولت مقتدر ايلام صورت گرفت . اسكندر مقدوني در حمله به ايران اين نواحي را تصرف كرد . در دوره ساسانيان ، پشتكوه و پيشكوه را شخصي از خاندان معروف هرمزان اداره ميكرد . اعراب در سال 21 هجري قمري ، پس از فتح حلوان نواحي شمالي را گرفتند و در سال 21 هجري قمري ، نهاوند و قسمت جنوبي لرستان را نيز به تصرف خود در آوردند . در سال 22 هجري قمري ، حسنويه كرد اين منطقه را به تصرف خود درآورد و خاندان او تا سال 500 هجري قمري بر لرستان تسلط داشتند . همزمان با استلاي مغول بر ايران ، لرستان به دو قسمت لر بزرگ و لر كوچك تقسيم شد . اتابكان لر بزرگ كه اصلاً از كردان شام بودند ، از حدود نيمه اول قرن هشتم تا نيمه اول قرن نهم هجري قمري حكومت كردند . اتابكان لر كوچك (1006 - 508 ه . ق) كه چندين امير معتبر داشتند ، موقعيت خود را تا دوره صفويه حفظ كردند و در سال 1006 هجري قمري توسط شاه عباس اول منقرض شدند . پس از آن حكومت لرستان به خاندان اميري به نام حسين محول شد كه تا اوايل دوره قاجار حكومت كردند . از آن پس ، حكومت لرستان را گاهي حكام بروجرد و زماني حكام شوشتر به عهده داشتهاند . استان لرستان از نظر فرهنگي نيز يكي از مناطق ويژه ايران است كه مجموعهاي از سنن ديرين و باستاني را پديد آورده است . برخي از پژوهشگران ، لران را شاخهاي از نژاد ايراني ميدانند كه در نيمه اوّل هزاره اول پيش از ميلاد از شرق درياي خزر با اين منطقه مهاجرت كردهاند . مردم لرستان كنوني ، با بختياريها و كردها پيوند نژادي دارند . زبان مردم اين استان لفري و لَكي است . لكها بيشتر در كوهدشت و الشتر و لرها در اطراف خرمآباد مستقرند . گويشهاي لري و لكي ، دستوري ويژه و واژههاي بي شماري دارند . استان لرستان داراي سه نوع آب و هواي متفاوت است كه عبارتند از : آب و هواي ناحيه سرد كوهستاني كه زمستانهاي سرد و تابستانهاي معتدل دارد و مناطق بروجرد ، دورود ، ازنا ، نورآباد و الشتر را در بر ميگيرد . آب و هواي ناحيه معتدل مركزي كه بهار آن از اوايل اسفند آغاز و تا ارديبهشت ماه ادامه مييابد و شهرستان خرمآباد در قلمرو اين ناحيه قرار دارد . آب و هواي ناحيه گرم جنوبي كه به علّت تأثير بادهاي گرم خوزستان ، تابستانهاي گرم و زمستانهاي نسبتاً معتدل دارد و پلدختر و ناحيه پايي در قلمرو اين نوع آب و هوا قرار دارند .

استان مازندران
استان مازندران ۶۴۵۴۶ كيلومتر مربع مساحت دارد و از اين نظر يازدهمين استان ايران است . براساس آخرين تقسيمات سياسي و اداري در سال 1375 ، شهرستانهاي استان مازندران عبارتاند از : بهشهر ، ساري ، قائمشهر ، بابل ، بابلسر ، آمل ، نور ، تنكابن ، رامسر ، محمود آباد ، نكا ، چالوس ، نوشهر و سوادكوه . شهرستان ساري مركز استان مازندران است . درياي مازندران (خزر) در شمال ، استان تهران و سمنان در جنوب و استانهاي گيلان و گلستان به ترتيب در غرب و شرق استان مازندران قرار گرفتهاند . استان مازندران از نظر طبيعي به دو قسمت جلگه ساحلي و كوهستاني تقسيم ميشود . رشته كوههاي البرز مانند ديواري مرتفع نوار ساحلي و جلگهاي كنارهاي درياي خزر را محصور كرده است . در اثر نسيم مداوم دريا و بادهاي محلي در سواحل جنوبي و شرقي درياي خزر ، تپههاي ماسهاي تشكيل شده و سدي طبيعي و كم ارتفاع بين دريا و جلگه پديد آمده است . اين استان در سال 1375 ، حدود 2206800 نفر جمعيّت داشته است كه از اين تعداد حدود ۴۶ درصد در نقاط شهري و ۵۴ درصد در نقاط روستايي سكونت داشتهاند . درباره تاريخ باستاني استان مازندران اطلاع زيادي در دست نيست و اساساً وضعيت اقليمي مانع ماندگاري ابنيه و آثار تاريخي شده است . در جلگههاي ساحلي مازندران آثار معتبري از ادوار قبل از اسلام به دست نيامده و حتي از شهرهاي معتبر صدر اسلام هم به جز آمل ، ساري و لاهيجان يادگاري به جا نمانده است . بعد از غلبه آرياييها و مهاجرت بوميان ، ساكنان جديد پس از مدّتها زير فرمان هخامنشيان قرار گرفتند . در سال 30 هجري قمري ، در زمان خلافت عثمان ، «سعدبن عاص» حاكم كوفه سواحل طبرستان ، رويان و دماوند را به تصرف خود در آورد . در زمان خلافت ابوجعفر منصور (158 - 136 ه.ق) دوّمين خليفه عباسي ، مردم طبرستان براي چندين بار سر به شورش برداشتند . سرانجام در سال ۱۶۷ هجري قمري ونداد هرمز سلسله مستقلي در طبرستان تأسيس كرد . در سال 426 هجري قمري ، سلطان مسعود غزنوي از طريق گرگان وارد طبرستان شد و صدمات فراواني به آن سامان وارد آورد . در سال 606 هجري قمري طبرستان به دست سلطان محمّد خوارزمشاه تصرف شد . سپس مغولان بر اين ناحيه حكومت كردند و سرانجام توسط تيموريان بساط حكمراني آنان برچيده شد . بعد از درگذشت امير تيمور ، سادات مرعشي (850 - 807 ه.ق) به مازندران برگشتند و بعنوان اميران باج گزار اين نواحي سلطنت كردند و در زمان سلطنت شاه عباس اوّل بطور كلي قدرت سادات مرعشي از بين رفت . با برچيده شدن بساط حكمراني حكومت ملوك الطوايفي طبرستان كه تا سال 1006 هجري قمري ادامه داشت ، امنيت اين منطقه به وسيله شاه عباس اوّل و سلاطين بعدي سلسله صفوي تأمين گرديد . در زمان نادرشاه براي مقابله با دشمنان ، به ويژه دشمنان شمالي و روسها ، در مازندران يك كارخانه كشتيسازي داير گرديد . در زمان فتحعلي شاه قاجار ، به منطقه سرسبز و دلانگيز مازندران ، به عنوان يك منطقه استراحتي - تفريحي توجه گرديد . در زمان سلطنت پهلوي منطقه مازندران مانند ساير مناطق كشور از راههاي ارتباطي برخوردار شد . شرايط مناسب محيطي و آب و هواي معتدل ، چشم اندازهاي زيباي طبيعي و نزديكي آن به تهران اين استان را به محل استراحت و تفريح بخش اعظم مردم كشور درآورده است . استان مازندران علاوه بر مردم بومي ، اقليتهاي بلوچ ، ترك ، كرد ، لر ، افغان ، گرجي و ارمني را نيز در خود جاي داده است كه هنوز كاملاً با اكثريت محلي تركيب نشده و بسياري از خصايص قومي و فرهنگي خود را حفظ كردهاند . از جمله بعضي تيرههاي ترك كه در قرون گذشته به منظور جلوگيري از هجوم تركمنها به اين نواحي كوچانيده شدهاند ، هم اكنون در مازندران حضور دارند . زبان طبري يا مازندراني ، بازمانده زبان ايرانيان قديم (پارسي ميانه) است كه ديرتر و كمتر از ساير زبانها تحت تأثير زبانهاي بيگانهاي چون مغول ، عربي و تاتاري قرار گرفته است . زبان مازندراني با لهجههاي مختلف در تمامي نواحي استان متداول است . ادبيات فولك مردم استان مازندران بسيار غني و جالب توجه است . دانشمندان و شاعران مشهوري از اين استان برخاستهاند كه از آن ميان به نيما شاعر معروف معاصر ايران و مازندران ميتوان اشاره كرد . استان مازندران تحت تأثير عرض جغرافيايي ، سلسله جبال البرز ، ارتفاع از سطح دريا ، دوري و نزديكي به دريا ، بيابانهاي جنوبي تركمنستان ، وزش بادهاي محلي و ناحيهاي و پوشش گياهي و جنگلي قرار دارد . به همين جهت آب و هواي مازندران در كانونهاي مختلف جغرافيايي متفاوت و گوناگون است و انواع آن عبارتند از : آب و هواي معتدل خزري ، كه تابستانهاي گرم و مرطوب و زمستانهاي معتدل و مرطوب دارد . آب و هواي معتدل كوهستاني ، كه زمستانهاي سرد با يخبندان و تابستانهاي معتدل و كوتاه دارد . آب و هواي سرد كوهستاني ، كه يخبندانهاي طولاني و زمستانهاي سرد و تابستانهاي كوتاه و خنك دارد . ريزشهاي جوي نواحي كوهستاني غالباً به صورت برف است كه تا اواسط دوره گرما نيز دوام ميآورد .

استان شیراز
تست

استان ایلام
استان ايلام با 19680 كيلومتر مربع مساحت در غرب كشور واقع شده است . بر اساس آخرين تقسيمات سياسي و اداري در سال 1375 ، شهرستانهاي استان ايلام عبارتند از : آبدانان ، ايلام ، ايوان ، دره شهر ، دهلران ، شيروان و چرداول و مهران . شهر ايلام مركز استان ايلام است . اين استان از جنوب با استان خوزستان ، از شرق با استان لرستان و از شمال با استان كرمانشاه و از سمت غرب با 425 كيلومتر مرز مشترك با كشور عراق همجوار است . ناهمواريهاي استان ايلام ، از چينخوردگيهاي موازي در جهت شمال غربي و جنوب شرقي به وجود آمدهاند . كوههاي استان ايلام عمدتاً به دوران دوم و سوم زمين شناسي مربوط است . نواحي شمالي و شمال شرقي استان ايلام كوهستاني و نواحي غرب و جنوب غربي آن از اراضي پست و كم ارتفاع تشكيل شده است . كبيركوه و ديناركوه مهمترين ارتفاعات استان ميباشد . در نواحي كوهستاني شمال و شمال شرقي استان و بين رشته كوهها ، دشتهاي كم وسعتي مانند : هليلان ، شيروان ، ايلام و غيره قرار دارند و در قسمتهاي جنوب غربي و غرب استان نيز دشتهاي وسيع و گرمسيري دهلران ، دشت عباس واقع شدهاند كه در شرق به جلگه خوزستان متصل ميشوند .اين استان در سال 1375 ، حدود 487800 نفر جمعيّت داشت كه از اين تعداد 23/53 درصد در نقاط شهري و 61/۴۴ درصد در نقاط روستايي سكونت داشتهاند . مطالعات و كشفيات محدود باستان شناسي نشان ميدهد كه قوم «گوتي» در حدود 4000 سال پيش از ميلاد در اين نواحي بسر ميبرده است . قوم «كاسي» يا «كاسيت» بعد از گوتيها احتمالاً از نواحي قفقاز به اين نواحي مهاجرت كردهاند . قوم كاسي يكبار به قصد تصرف بابل به بينالنهرين هجوم برده و شكست خورده است . سپس در حمله ديگري به حكومت بابل پايان داده و نزديك به ۶ قرن حكومت كرده است . كشف آثار برنزي در لرستان ، ايلام و طالش تمدن باستاني اين قوم را به هم مرتبط ساخته است . الهه مورد پرستش «كاسيها» ربالنوع آفتاب به نام «سورياش» بوده كه از ارباب انواع آريايي نيز به شمار ميرود . سرزميني كه اكنون ايلام نام دارد ، بنا به اسناد تاريخي فراوان بخشي از كشور عيلام باستان بوده است در كتيبههاي بابلي ، ايلام را «آلامتو» يا «آلام» خواندهاند كه به قولي به معناي كوهستان يا كشور طلوع خورشيد است . مدّتي پس از سقوط ايلام ، حوزه فرمانروايي آن به دو منطقه تحت نفوذ پارسها در شرق و مادها در غرب تقسيم شد . اقوام ساكن زاگرس در دوره هخامنشي جزئي از امپراطوري هخامنشي بوده است . وجود آثار باستاني فراواني از دوره ساساني در استانهاي ايلام و لرستان ، نشان ميدهد كه اين منطقه در آن زمان اهميّت ويژهاي داشته است . در اواخر قرن چهارم هجري قمري ، حسنويه كرد بر ايلام و لرستان فعلي حكومت ميكرده است و تا اوايل قرن ششم هجري قمري ، حكومت اين خاندان ادامه داشته است . در فاصله سالهاي 570 تا 1006 ه.ق ، اتابكان لفر بر پشتكوه و لرستان حكومت كردهاند ، اين خاندان بعدها مقر حكومت خود را به پشتكوه «ايلام كنوني» منتقل كردند . آخرين والي پشتكوه پس از كودتاي 1299 شمسي به نحوي مسالمتآميز ، منطقه تحت حكومت خود را رها كرده و در كشور عراق اقامت گزيد از سال 1309 در تقسيمات كشوري ، ايلام جزء استان پنجم يعني كرمانشاه گرديد . سپس به علّت موقعيت مهّم سياسي - مرزي و محروميتهاي فراوان به فرمانداري كل تبديل شد و اكنون يكي از استانهاي مهّم كشور محسوب ميشود . استان ايلام از جمله مناطق عشاير نشين سرزمين ايران است كه در دهههاي اخير ، مناسبات سنتي مبني بر كوچ در بسياري از نواحي آن در حال منسوخ شدن است . ولي در نظام فرهنگي ، اعتقادات ، ارتباطات اجتماعي ، سنتها ، آداب و ديگر رفتارهاي اجتماعي و فرهنگي مردم اين خطه ، آثار اين نوع شيوه معيشت و زندگي اجتماعي هنوز مشاهده ميشود . استان ايلام از نظر شرايط اقليمي جزو مناطق گرمسيري كشور محسوب ميشود ، ولي به علّت وجود ارتفاعات كبيركوه و ديناركوه ، اختلاف درجه حرارت و بارندگي در بخشهاي شمالي ، جنوبي و غربي آن زياد است . به طوري كه مناطق سهگانه سردسيري ، گرمسيري و معتدل در اين استان شكل گرفته است : مناطق كوهستاني شمال و شمال شرقي استان نسبتاً سردسير با زمستانهاي طولاني است ، مناطق جلگهاي غرب و جنوب غربي استان گرمسير است و مناطق مياني آن آب و هواي معتدل دارد . براساس گزارش ايستگاه سينوپتيك ايلام در سال 1375 ، در شهر ايلام حداكثر مطلق حرارت در ماه مرداد 38 درجه سانتيگراد و حداقل آن در بهمن ماه ۴/0 درجه سانتيگراد گزارش شده است . ميزان بارندگي سالانه آن نيز ۴/578 ميليمتر و تعداد روزهاي يخبندان آن در فصل زمستان 27 روز ثبت شده است .

استان خوزستان
استان خوزستان با مساحتي بالغ بر 64664 كيلومتر مربع در جنوب غربي ايران واقع شده است . براساس آخرين تقسيمات كشوري در سال 1375 ، شهرستانهاي استان خوزستان عبارتند از : آبادان ، انديمشك ، اهواز ، ايذه ، باغملك ، بندر ماهشهر ، بهبهان ، خرمشهر ، دزفول ، دشت آزادگان ، رامهرمز ، شادگان ، شوش ، شوشتر و مسجد سليمان . استان خوزستان از نظر ناهمواريها به دو قسمت جلگهاي و كوهستاني تقسيم ميشود . ناحيه جلگهاي خوزستان در قسمت جنوب و غرب استان از آبرفتهاي رودهاي كارون ، كرخه و جراحي تشكيل شده است . ناحيه كوهستاني خوزستان در قسمت شمال و شرق استان واقع شده و جزء بخش جنوبي رشته كوه زاگرس ميباشد . استان خوزستان در سال 1375 ، حدود 3746700 نفر جمعيّت داشت كه از اين تعداد 52/62 درصد در نقاط شهري و 51/36 درصد در نقاط روستايي سكونت داشتهاند . استان خوزستان يكي از كهنترين كانونهاي تمدن بشري است كه قدمت آن در شوش به 6000 سال پيش ميرسد . در هزاره چهارم قبل از ميلاد دولت مقتدر عيلام در شوش پايه گذاري شد و در هزاره اوّل پيش از ميلاد ، توسط آشوريان منقرض گرديد در سال 640 ق.م شوش به دست آشوريها تسخير و به دو بخش تقسيم شد . قسمت شمالي يعني "انزان" به دست پارسها افتاد كه از مدّتها پيش در اين ناحيه مسكن گزيده بودند و قسمت جنوبي آن به تصرف آشور درآمد . در سال 538 ق.م كوروش هخامنشي به بابل لشكر كشيد و سرزمين عيلام را تصرف كرد و شهر شوش را به عنوان يكي از پايتختهاي هخامنشي برگزيد . داريوش در سال 521 ق.م شوش را مورد توجه قرار داد و در آن كاخ باشكوهي به نام "هديش" احداث كرد . با حمله اسكندر دوران اوج و شكوه سلطنت خيره كننده هخامنشيان به پايان رسيد . پس از اسكندر دولت سلوكي به قدرت رسيد . در سال 187 قبل از ميلاد در اثر ضعف دولت سلوكي ، پارس و خوزستان متحد شد و از دولت سلوكي جدا شدند مهرداد اوّل اشكاني (164 - 140 ق.م) شاه سلوكي را در جنگي شكست داد و شخصي از خاندان اشكاني را به حكومت خوزستان منصوب كرد . با قدرت گرفتن ساسانيان اين ناحيه به صورت خيره كنندهاي رو به عمران و آبادي گذاشت . حكومت ساساني بناهاي زيادي در اهواز ، شوشتر و شمال انديمشك ايجاد كرد . پس از شكست ايران بدست عربهاي مسلمان حكومت خوزستان به دست خلفاي اموي و عباسيان افتاد . در اواسط سده سوم ه.ق دولت عباسيان رو به انحطاط گذاشت . يعقوب ليث از سيستان علم استقلال برافراشت و سرانجام در شوش و شوشتر استقرار يافت . در سال 326 ه.ق معزالدوله ديلمي كرمان و خوزستان را تصرف كرد . از سال 443 ه.ق تا سال 845 ه.ق به ترتيب خوارزمشاهيان ، خاندان شلمه افشار ، اتابكان فارس ، آل مظفر ، آل جلاير ، تيموريان بر تمام يا قسمتي از خوزستان حكومت كردند در سال 845 ه.ق جنبش مذهبي مشعشعيان در اين نواحي شكل گرفت . پادشاهان صفوي چندين بار براي سركوب مشعشعيان و افشار لشكر كشيدند . نادرشاه افشار در سال 1142 ه.ق روانه خوزستان شد . پس از درگذشت كريمخان زند خوزستان دچار هرج و مرج شد . در زمان فتحعلي شاه قاجار خوزستان به دو بخش تقسيم شد پس از جنگ ايران و انگليس در سال 1273 ه.ق تا چهل سال خوزستان آرام بود . در اين زمان عشاير عرب به چند بخش تقسيم شده و هر بخش شيخي جداگانه داشت . طي 80 سال گذشته استان خوزستان - غير از دوران جنگ تحميلي عراق بر ايران - همواره توسعه يافته و امروزه يكي از نواحي استراتژيك ايران به حساب ميآيد . استان خوزستان در مناطق كوهستاني و مرتفع تابستانهاي معتدل و زمستانهاي سرد و در نواحي كوهپايهاي آب و هواي نيمه بياباني دارد . در نواحي پست و جلگهاي به طرف جنوب و جنوب شرقي خصوصيات آب و هوا از نيمه بياباني به بياباني كنارهاي تبديل ميشود . زمستانهاي اين ناحيه ، كوتاه و معتدل و تابستانهاي آن طولاني و گرم است . خوزستان تحت تأثير سه نوع باد قرار دارد : اوّل ، جريان سرد نواحي كوهستاني كه در زمستان به طرف خليجفارس ميوزد و هواي سردي را همراه ميآورد . دوّم ، بادهاي ساحلي كه گاهگاهي در تابستان از طرف خليج فارس همراه با رطوبت زياد و گرما به سوي جلگهها ميوزد و به باد شرجي معروف است . سوم ، بادي است كه از طرف عربستان به نام "سموم" ميوزد و هميشه مقداري غبار خاك و شن همراه دارد و هنگام عبور از روي خليج فارس رطوبت زيادي را در خود ذخيره ميكند .








