
استان اصفهان

استان گلستان
استان گلستان با مساحتي 22000 كيلومتر مربع در ناحيه جنوب شرقي درياي خزر واقع شده است . براساس آخرين تقسيمات كشوري در سال 1375 ، شهرستانهاي استان گلستان عبارتند از : بندر تركمن ، عليآباد ، بندر گز ، كردكوي ، گرگان ، گنبد كاووس و مينودشت . شهر گرگان مركز استان گلستان ميباشد . استان گلستان از لحاظ ناهمواري به دو قسمت جلگهاي و كوهستاني تقسيم ميشود . امتداد و جهت رشته كوههاي البرز ، مانند ديواري مرتفع و طولاني ، خط ساحلي و جلگههاي كنارهاي درياي خزر را محصور كرده است و شيب زمين از ارتفاعات به سوي جلگه و درياي خزر كاهش مييابد . در قسمت جلگههاي سواحل جنوبي و شرقي درياي خزر ، در اثر حركات زمين ساختي و بادهاي محلي ، تپههاي ماسهاي ساحلي تشكيل شده و سد طبيعي و كم ارتفاعي بين جلگه و دريا پديد آمده است . در البرز شرقي ، جهت و امتداد رشته كوهها به سوي شمال شرق است و به تدريج از ارتفاع آنها كاسته ميشود . رشته كوه جنوبي ، آن "ابر كوه" است كه بلندترين نقطه آن در "قله شاوار" به 3945 متر ميرسد . رشته كوه شمالي آن "شاهكوه" است كه به صورت ديواري در مقابل جلگه گرگان قرار دارد و ارتفاع آن در قله "پيرگرد" به حدود 3204 متر ميرسد . استان گلستان در سال مذكور ، حدود 1426000 نفر جمعيّت داشته است . كه از اين تعداد 29/41 درصد در نقاط شهري و 71/58 درصد در نقاط روستايي و عشايري سكونت داشتهاند . سابقه سكونت و استقرار جماعتهاي انساني در ناحيه گرگان به هزاره قبل از ميلاد ميرسد . شهر باستاني جرجان كه اينك آثار آن در نزديكي شهر گرگان فعلي به جا مانده است ، در گذشته يكي از شهرهاي مهم ايران بود كه در مسير جاده ابريشم نيز قرار داشته است . گرگان امروزي كه در گذشته استرآباد نام داشت . يكي از شهرهاي قديمي ايران است . تركمنها در شمال استان بويژه در شهرهاي گنبد و بندرتركمن زندگي ميكنند . اقدام ديگري از جمله بلوچ ، ترك ، افغان و ارمني نيز در استان گلستان زندگي ميكنند كه بسياري خصايص قومي و فرهنگي خود را حفظ كردهاند . مردم اين استان در شهرستانهاي گنبد و بندر تركمن اكثراً سني مذهب و در ساير شهرستانها شيعه دوازده امامي هستند . استان گلستان ، با توجه به موقعيت جغرافيايي ، تحت تأثير عرض و ارتفاع جغرافيايي ، رشته كوههاي البرز ، دوري و نزديكي به دريا ، بيابانهاي جنوبي تركمنستان ، وزش بادهاي محلي و ناحيهاي و پوشش متراكم جنگلي قرار دارد و آب و هواي گوناگوني دارد . شمال شرقي استان ، به ويژه در شرق درياي خزر و حد فاصل گرگان رود تا مرز تركمنستان ، به علت دوري از اثرات درياي خزر ، كاهش ارتفاعات البرز شرقي ، وسعت جلگه ساحلي و نزديكي به بيابانهاي قره قوم و قزل قوم (در جمهوريهاي آسياي ميانه) خشكي و گرماي هوا مواجه است و دورترها به نيمه خشك (نيمه بياباني) تبديل ميشود . در اين منطقه ، ميزان بارندگي سالانه اندك است و به علت كاهش رطوبت هوا ، گرماي آن افزايش مييابد و اختلاف شديدي بين دماي شب و روز و دماي سردترين و گرمترين ماههاي سال به وجود ميآيد . در منطقه جنوب غرب استان به علّت نزديكي به ارتفاعات ، از جمله در شهرهاي كلاله و مينودشت ، تغييرات ديگري در آب و هواي استان ايجاد ميشود و با افزايش و اعتدال دما ، شرايطي مشابه آب و هواي معتدل مرطوب خزري پديد ميآيد .

استان زنجان
استان زنجان كه آنرا «فلات زنجان» نيز مينامند در ناحيه مركزي شمال غرب ايران واقع شده است . زنجان ، ابهر و خدابنده شهرستان هاي استان زنجان را تشكيل ميدهند . استان زنجان از دو منطقه كوهستاني و جلگهاي تشكيل شده است . مناطق كوهستاني آن كه اغلب قلل مرتفع دارند در نواحي شمالي شهرستان زنجان قرار دارند و مناطق جلگهاي يا دشتهاي آن نيز ساير نقاط استان را در بر ميگيرد . در ناحيه جنوبي زنجان ، دشت آبرفتي نسبتاً مسطح و وسيعي وجود دارد كه به ارتفاعات سلطانيه در شمال و ارتفاعات قيدار در جنوب محدود ميشود . در استان زنجان رودخانههاي متعددي جريان دارند كه مهمترين و پرآبترين آنها رودخانه «قزل اوزن» است . در آبان ماه 1375، استان زنجان 900890 نفر جمعيت داشته است كه از اين تعداد 62/47 درصد در نقاط شهري و 37/52 درصد در نقاط روستايي سكونت داشته و بقيه غير ساكن بودهاند . نسبت جنسي جمعيت استان 3/101 است . تاريخ و فرهنگ استان زنجان يكي از نواحي تاريخي سرزمين ايران است . آثار دوران پيش از تاريخ (هزاره هفتم تا اوايل هزاره سوم قبل از ميلاد) در اين منطقه شناسايي شده است . استقرارهاي انساني منطقه ايجرود زنجان در هزاره سوم و دوم پيش از ميلاد حكايت از شكوفايي و تداوم تمدن فلات مركزي ايران در اين ناحيه دارد . ارزيابي آثار نقوش سياهرنگ در روي سفالهاي نخودي مكشوفه ، ارتباط و ادامه تمدنهاي تپه حصار دامغان ، تپه سيلك كاشان و ايجرود زنجان را نشان ميدهد . بارزترين آثار دوره تاريخي (هزاره دوّم ق.م تا قرن هفتم ميلادي) ، نوعي سفال خاكستري رنگ سياه است كه با همزماني مهاجرت اقوام آريايي به اين منطقه مطابقت دارد . ظروف سفالي قوري مانند با لوله نسبتاً بلندي كه با مراسم تدفين اموات ارتباط داشت ، در كليه قبور اين دوره كشف شده است . طبق مدارك آشوريها ، اين منطقه در قرن نهم ق. م «آنديا» نام داشته و به احتمال ضغيف اقوام ساكن آن با اقوام لولوبيها و گوتيهاي دامنههاي زاگرس ارتباط داشتهاند . سكههاي دريك و ريتون كه در خدابنده كشف شده از آثار دوران حكومت هخامنشي است . در دوران اشكانيان و ساسانيان ، درههاي زنجان رود و قزل اوزن از رونق بيشتري برخوردار بود . از مهمترين اثر اين دوران ميتوان به آتشكده تشوير اشاره نمود . دوران اسلامي (از قرن هفتم تا نوزدهم ميلادي برابر قرن اول تا چهاردهم هجري) با فتح ايران در زمان خلافت عثمان آغاز ميشود . متون و آثار موجود نشان ميدهد كه اين منطقه در سراسر دوران اسلامي به ويژه در قرون چهارم تا هشتم هجري قمري در دوران حكومت لنگريان ، سلجوقيان و ايلخانيان از شكوفايي اقتصادي ، فرهنگي و هنري جالب توجهي برخوردار بوده است . يكي از دلايل انتخاب سلطانيه به پايتختي ، رونق اقتصادي اين منطقه در قرون هفتم و هشتم هجري قمري بوده است . اين منطقه در حمله مغول آسيب فراوان ديد ، ولي در دوره سلطان محمد خدابنده ، سلطانيه به بزرگترين پايتخت دولت ايلخاني و سرزمين اسلامي تبديل شد . به فرمان اولجاتيو ، بارويي به دور سلطانيه كشيده و در وسط آن ، قلعه بزرگي ساخته شد . اولجاتيو گنبد بزرگي بعنوان مقبره خود بنا كرد كه همان گنبد معروف خدابنده است . در زمان اولجاتيو ، شهر سلطانيه بعد از تبريز يكي از مهمترين شهرهاي ايلخانان بود پس از انقراض حكومت ايلخاني به دست سربداران در قرن نهم هجري قمري ، منطقه زنجان نيز ، در فتنه تيمور لنگ بشدت تخريب شد . در دوران حكومت صفويه و قاجاريه ، بويژه در دوران حكومت شاه طهماسب و آغا محمدخان قاجار ، رونق نسبي اقتصادي و فرهنگي در زنجان برقرار بوده است . استان زنجان تحت تأثير ناهمواريها و تماس غير مستقيم با تودههاي هواي مرطوب غربي و شمالي ، دو نوع آب و هواي متفاوت دارد : آب و هواي كوهستاني زمستانهاي سرد و پر برف و تابستانهاي معتدل دارد و آب و هواي گرم و نيمه مرطوب منطقه طارم عليا تابستانهاي گرم و زمستانهاي ملايم دارد و رطوبت و ميزان بارندگي آن نيز بالا گزارش شده است . ميزان بارندگي در بهار و زمستان بيشتر از ساير فصول است . مدت ماههاي خشك استان نسبتاً زياد و بادهاي سرمه (مه) و گرم ، مهمترين بادهاي استان هستند . فصل بهار و تابستان ، مناسبترين زمان سفر به اين استان است .

استان شیراز
تست

استان سمنان
استان سمنان با 95815 كيلومتر مربع وسعت در شرق استان تهران قرار دارد . سمنان ، شاهرود ، دامغان و گرمسار چهار شهر معروف اين استان ميباشند . استان سمنان در دامنههاي جنوبي سلسله جبال البرز واقع شده كه ارتفاع آن از شمال به جنوب كاهش مييابد و به دشت كوير منتهي ميشود . اين استان به دو بخش كوهستاني و دشتهاي پايكوهي تقسيم ميشود . نواحي كوهستاني آن توانهاي معدني و گردشگاهي مناسبي دارد و دشتهاي پايكوهي آن نيز شهرهاي بسيار قديمي ايران را در ميان خود جاي داده است . استان سمنان در سال 1370 حدود 457 هزار نفر جمعيت داشته است كه 1/61 درصد آن شهرنشين و ۴/38 درصد آن روستانشين بوده است . شهر سمنان مركز استان سمنان و شهر شاهرود از نظر جمعيت بزرگترين شهر استان است . نسبت جنسي جمعيت استان 105 ميباشد . استان سمنان از يادگارهاي تقسيمات شانزده گانه اوستايي دوران باستان است . در تمام دوره مادها و هخامنشيان جزو ايالت بزرگ پارت يا پرتو به شمار ميرفت و در زمان ساسانيان نيز اهميت ويژهاي داشته است . ناحيه سمنان در دورههاي بعد از اسلام جزو سرزمين تاريخي قومس (كومش) به شمار ميآمد اين استان با قدمتي بيش از دو هزار سال ، بستر جنگها ، شكستها و پيروزيهاي بيشماري بوده است . جاده ابريشم از وسط استان سمنان عبور ميكرده است و آثار متعدد تاريخي از جمله كاخها ، عمارات ، قلعهها ، كاروانسراها ، آب انبارها ، برجها و باروها و ... در اين استان به جا ماندهاند . كاخهاي آغا محمد خان و فتحعلي شاه در دامغان ، قصرهاي شاه عباس ، عينالرشيد و حرمسراي سلطنتي در گرمسار ، عمارت دختر ناصرالدين شاه در دامغان قلعههاي سارو ، كوشمغان و پاچنار در سمنان ، قلعههاي لاسگرد و بنكوه در گرمسار و ... از جمله اين آثار ديدني و تاريخي است . استان سمنان اماكن و بناهاي مذهبي و زيارتي متعددي را در خود جاي داده است . مسجد سلطاني ، مسجد جامع ، مسجد تاريخانه دامغان ، مسجد جامع بسطام و ... از آن جمله هستند . استان سمنان از نظر جاذبههاي طبيعي يكي از مناطق جالب توجه ايران است . حواشي رودخانهها ، چشمههاي آب معدني و طبيعي ، تفرجگاهها ، جنگلها و فضاهاي سبز ، مناطق حفاظت شده ، قلهها و ارتفاعات ، غارها و جاذبههاي ويژه كويري از جمله اين عناصر زيباي طبيعي هستند . استان سمنان از لحاظ آداب و رسوم و كنشهاي فرهنگي مردم ، كانون گوناگوني هاست . انجام مراسم مربوط به اعياد ملي و مذهبي ، ازدواج و همسر گزيني ، سوگها و عزاهاي خصوصي و مذهبي و ساير كنشهاي فرهنگي مردم عليرغم تفاوتهاي محسوسي كه با ساير نقاط با هم دارند ، بسيار ديدني و جالب توجه است . اين استان مهد شعرا و دانشمنداني همچون منوچهري دامغاني ، ابن يمين فرومدي ، فروغي بسطامي ، يغمايي جندقي ، ذوقي بسطامي و عارفان و دانشمنداني چون بايزيد بسطامي ، شيخ ابوالحسن خرقاني ، شيخ علاءالدوله سمناني ، شيخ سكاك و بيبي منجمه سمناني بوده است . از مشاهير متاخر نيز ميتوان به حاج علي سمناني ، فيض سمناني ، ذبيح الله صفا و علي معلم اشاره كرد . از آداب و رسوم قابل ذكر اهالي استان سمنان ميتوان به نپوشيدن جامه سياه در هنگام عزاداري اشاره كرد . اين موضوع ظاهراً نمايانگر انزجار مردم اين ديار از پرچم سياه عباسيان است . آب و هواي استان سمنان در نواحي كوهستاني سرد ، در دامنه كوهها معتدل و در حواشي كوير گرم است . آب و هواي شهر دامغان به علت وزش بادهاي شديد شمالي و بارندگيهاي ناشي از بادهاي نواحي گرگان و مازندران زمستانهاي سرد و تابستانهاي معتدل دارد . شهر سمنان تابستانهاي گرم و زمستانهاي معتدل دارد . آب و هواي شاهرود در قسمتهاي شمالي سرد و در قسمتهاي مركز معتدل و در قسمتهاي جنوبي گرم است . شهر گرمسار تابستانهاي بسيار گرم و زمستانهاي نسبتاً سرد و باراني دارد . گرمسار در ناحيه صحرايي و خشك قرار دارد .

استان قم
استان قم با وسعتي معادل 631,14 كيلومتر مربع در جنوب پايتخت واقع شده است . براساس آخرين تقسيمات سياسي و اداري در سال 1375 ، شهرستان قم تنها شهرستان استان و شهر قم مركز شهرستان و استان قم ميباشد . اين استان از شمال به جلگه ورامين و شهرري از استان تهران و ساوه از استان مركزي ، از جنوب به شهرستانهاي محلات و دليجان از استان مركزي و كاشان از استان اصفهان و كوير نمك ، از غرب به شهرستانهاي آشتيان و تفرش از استان مركزي محدود است . استان قم در قلمرو كوير مركزي ايران واقع شده است . ناهمواريهاي استان قم مشتمل بر نواحي كوهستاني ، پايكوهي و دشتي است . شهر قم به علّت مجاورت با بيابان و دوري از دريا ، اقليمي خشك و كم رطوبت و بارشي اندك و نامناسب دارد . بيشتر زمينهاي اين استان قابليت كشاورزي ندارند و به حاشيه درياچه نمك يا مسيله معروفاند . این استان در سال 1375 ، حدود 853044 نفر جمعّيت داشته است كه از اين تعداد 16/91 درصد در نقاط شهري و 82/8 درصد در نقاط روستايي سكونت داشتهاند . گفته ميشود كه شهر قم پيش از دوره اسلامي نيز وجود داشته است ولي گروهي اعتقاد دارند كه شهر قم بعد از اسلام بنا گرديده است . «كفم» نام حصار باستاني شهر قم بود و به همين لحاظ عربها اين شهر را قم ناميدند . در زمان حمله عربها به ايران ، قم از توابع اصفهان بود و همزمان با اصفهان فتح گرديد . در سال 24-23 هجري قمري ، ابوموسي اشعري بخشي از سپاه تحت فرماندهي خود را روانه فتح قم نمود و اين شهر در زمان عمر - خليفه دوّم - به دست مسلمين فتح شد . با مهاجرت قبيله اشعري از كوفه به قم و اسكان آنها در اين ناحيه ، قم به تدريج به شهر تبديل شد . بين اعراب اشعري و ساكنان زرتشتي قم پيوسته نزاع و درگيري در ميگرفت كه به شكست قطعي زرتشتيان و تسلط اشعريان مسلمان بر قم منجر شد . در قرون اوّليه اسلام ، علويان با بيرحمانهترين وضع ، تحت آزار و تعقيب حكام عباسي و اموي بودند . در ميان شهرهاي ايران ، قم از مناطق مهمّي بود كه علويان پيوسته به سوي آن هجرت ميكردند . با حضور علويان در قم ، اين شهر به يك شهر علوي نشين تبديل شد . مردم قم ، مأموران را قاتل امام هشتم علي بن موسي الرضا (ع) ميدانستند و به خواهر آن حضرت در قم فوت و مدفون است عشق ميورزيدند و لذا با حكومت آن ناسازگاري ميكردند و خراج نميپرداختند . مأمون ، «علي بن هشام» را با لشكر نيرومند به سوي شهر قم روانه كرد كه به قتل عام مردم و تخريب شهر منجر شد . مردم قم پس از شنيدن خبر فوت مأمون دست به شورش زدند و با هجوم به دار الحكومه در سال 216 ه.ق عامل خليفه را از شهر بيرون كردند . پس از مأمون ، معتصم به خلافت رسيد و سپاهي را براي دفع شورش به قم روانه كرد . اين سپاه نيز شهر را به آتش كشيد . بعد از اين سركوبي ، «محمدبن عيسي بادغيسي» به حكومت قم گماشته شد . اين شخص سياست آرامش با مردم را در پيش گرفت . با روي كار آمدن متوكل عباسي سياست ضد علوي تشديد شد و مردم قم نيز به حمايت از «حسين كوكبي» شتافتند تا دولت علوي در محدوده طالقان ، قزوين ، زنجان و ابهر توسط وي تشكيل شود . پس از متوكل ، معتمد خليفه عباسي ، «موسي بن بغا» را مأمور نمود تا هم حسين كوكبي را سركوب كند و هم طغيان قم را فرو نشاند و مردم از ظلم و ستم خلفا و عاملان آنها به امام يازدهم امام حسن عسكري (ع) توسل جستند . به طور كلي شورش و سركوب مداوم مردم قم تا زمان به قدرت رسيدن آل بويه كه خود از علويان بودند ، ادامه يافت . در دوران اين سلسله ، شهر قم در ابعاد مختلف رشد و توسعه يافت . در دوره سلجوقيان تصدي امور مهّم سلجوقي توسط فرزانگان قمي ، در عمران و ترقي شهر قم مؤثر شد . در حمله مغول شهر قم به كلي منهدم شد ولي پس از گرايش بعضي از حكام به اسلام مانند "سلطان محمد اولجايتو" شهر قم مورد توجه قرار گرفت . اين شهر در دهههاي پاياني قرن هشتم ه.ق مورد تهاجم "تيمور گوركاني" قرار گرفت و مردم شهر قتل عام شدند . مقارن ظهور حكومت خاندانهاي "قراقويونلو" و "آق قويونلو" و به ويژه در دوره صفويان قم مورد توجه قرار گرفت و به تدريج رو به شكوفايي نهاد . قم در سال909 ه.ق از مراكز مهّم فرهنگي و فقهي شيعه گرديد و علماي بزرگي در اين شهر كرسي تدريس و تحقيق بنا نهادند و اهميّت زيارتي و مذهبي اين شهر فزوني يافت . در حمله افغانها ، شهر قم خسارات سنگيني را متحمل شد و مردم قم نيز از نظر اقتصادي تحت فشار شديدي قرار گرفتند . در دوره نادر شاه افشار نيز شهر قم متحمل خسارات فراوان شد و همچنين زماني كه خاندانهاي زند و قاجار براي تسلط بر ايران با يكديگر جدال ميكردند ، شهر و مردم قم آسيب فراوان ديدند . در سال 1208 هجري قمري ، قم تحت تسلط آغا محمّدخان قاجار در آمد . فتحعلي شاه پس از پيروزي بر دشمنان ، به مرمت حرم و بارگاه حضرت معصومه (س) پرداخت . وي نذر كرده بود كه اگر بر دشمنان پيروز شود به عمران بارگاه آن حضرت بپردازد . در سال 1294 هجري شمسي ، هنگامي كه قشون روس وارد كرج شد ، بسياري از مردم تهران به قم مهاجرت كردند و موضوع انتقال پايتخت به قم نيز مطرح گرديد ، ولي سفارت خانههاي روسيه و انگليس با تحت فشار قرار دادن احمدشاه ، طرح انتقال پايتخت را خنثي كردند . در همين زمان ، توسط مهاجرين قم ، «كميته دفاع ملي» براي دفاع از ميهن تشكيل شد . بدين ترتيب اين شهر به يك مركز سياسي و نظامي عليه روس و انگليس تبديل شد ، ولي پس از درگيريهاي متعددي ، در سال 1294 هجري شمسي به اشغال نيروهاي روس درآمد . در حال حاضر ، قم يكي از مراكز مهّم تشيع ايران و جهان است . وجود بارگاه با عظمت حضرت معصومه (س) و حوزه علميه قم اهميت مذهبي اين شهر را بيش از پيش فزوني بخشيده و حوزههاي علمي و آموزشي آن نيز توسعه يافته است . استان قم از نظر آب و هوا ، اقليم نيمه بياباني دارد و ميزان بارش سالانه آن در اطراف حوض سلطان كمتر از 100 ميلي متر است كه عمدتاً در فصول سرد سال (پاييز و زمستان) صورت ميگيرد . در حالي كه در فصول گرم به ويژه تابستان ، نزولات جوي آن بسيار نادر است . طبق گزارش ايستگاههاي سينوپتيك استان در سال 1373 ، بيشترين درجه حرارت ثبت شده با ۶/31 درجه به مرداد ماه و كمترين آن با 2/۵ درجه سانتيگراد به دي ماه مربوط است . همچنين ماههاي ارديبهشت ، خرداد ، شهريور و مهر مناسبترين زمان براي مسافرت به استان است .








