
استان قم
استان قم با وسعتي معادل 631,14 كيلومتر مربع در جنوب پايتخت واقع شده است . براساس آخرين تقسيمات سياسي و اداري در سال 1375 ، شهرستان قم تنها شهرستان استان و شهر قم مركز شهرستان و استان قم ميباشد . اين استان از شمال به جلگه ورامين و شهرري از استان تهران و ساوه از استان مركزي ، از جنوب به شهرستانهاي محلات و دليجان از استان مركزي و كاشان از استان اصفهان و كوير نمك ، از غرب به شهرستانهاي آشتيان و تفرش از استان مركزي محدود است . استان قم در قلمرو كوير مركزي ايران واقع شده است . ناهمواريهاي استان قم مشتمل بر نواحي كوهستاني ، پايكوهي و دشتي است . شهر قم به علّت مجاورت با بيابان و دوري از دريا ، اقليمي خشك و كم رطوبت و بارشي اندك و نامناسب دارد . بيشتر زمينهاي اين استان قابليت كشاورزي ندارند و به حاشيه درياچه نمك يا مسيله معروفاند . این استان در سال 1375 ، حدود 853044 نفر جمعّيت داشته است كه از اين تعداد 16/91 درصد در نقاط شهري و 82/8 درصد در نقاط روستايي سكونت داشتهاند . گفته ميشود كه شهر قم پيش از دوره اسلامي نيز وجود داشته است ولي گروهي اعتقاد دارند كه شهر قم بعد از اسلام بنا گرديده است . «كفم» نام حصار باستاني شهر قم بود و به همين لحاظ عربها اين شهر را قم ناميدند . در زمان حمله عربها به ايران ، قم از توابع اصفهان بود و همزمان با اصفهان فتح گرديد . در سال 24-23 هجري قمري ، ابوموسي اشعري بخشي از سپاه تحت فرماندهي خود را روانه فتح قم نمود و اين شهر در زمان عمر - خليفه دوّم - به دست مسلمين فتح شد . با مهاجرت قبيله اشعري از كوفه به قم و اسكان آنها در اين ناحيه ، قم به تدريج به شهر تبديل شد . بين اعراب اشعري و ساكنان زرتشتي قم پيوسته نزاع و درگيري در ميگرفت كه به شكست قطعي زرتشتيان و تسلط اشعريان مسلمان بر قم منجر شد . در قرون اوّليه اسلام ، علويان با بيرحمانهترين وضع ، تحت آزار و تعقيب حكام عباسي و اموي بودند . در ميان شهرهاي ايران ، قم از مناطق مهمّي بود كه علويان پيوسته به سوي آن هجرت ميكردند . با حضور علويان در قم ، اين شهر به يك شهر علوي نشين تبديل شد . مردم قم ، مأموران را قاتل امام هشتم علي بن موسي الرضا (ع) ميدانستند و به خواهر آن حضرت در قم فوت و مدفون است عشق ميورزيدند و لذا با حكومت آن ناسازگاري ميكردند و خراج نميپرداختند . مأمون ، «علي بن هشام» را با لشكر نيرومند به سوي شهر قم روانه كرد كه به قتل عام مردم و تخريب شهر منجر شد . مردم قم پس از شنيدن خبر فوت مأمون دست به شورش زدند و با هجوم به دار الحكومه در سال 216 ه.ق عامل خليفه را از شهر بيرون كردند . پس از مأمون ، معتصم به خلافت رسيد و سپاهي را براي دفع شورش به قم روانه كرد . اين سپاه نيز شهر را به آتش كشيد . بعد از اين سركوبي ، «محمدبن عيسي بادغيسي» به حكومت قم گماشته شد . اين شخص سياست آرامش با مردم را در پيش گرفت . با روي كار آمدن متوكل عباسي سياست ضد علوي تشديد شد و مردم قم نيز به حمايت از «حسين كوكبي» شتافتند تا دولت علوي در محدوده طالقان ، قزوين ، زنجان و ابهر توسط وي تشكيل شود . پس از متوكل ، معتمد خليفه عباسي ، «موسي بن بغا» را مأمور نمود تا هم حسين كوكبي را سركوب كند و هم طغيان قم را فرو نشاند و مردم از ظلم و ستم خلفا و عاملان آنها به امام يازدهم امام حسن عسكري (ع) توسل جستند . به طور كلي شورش و سركوب مداوم مردم قم تا زمان به قدرت رسيدن آل بويه كه خود از علويان بودند ، ادامه يافت . در دوران اين سلسله ، شهر قم در ابعاد مختلف رشد و توسعه يافت . در دوره سلجوقيان تصدي امور مهّم سلجوقي توسط فرزانگان قمي ، در عمران و ترقي شهر قم مؤثر شد . در حمله مغول شهر قم به كلي منهدم شد ولي پس از گرايش بعضي از حكام به اسلام مانند "سلطان محمد اولجايتو" شهر قم مورد توجه قرار گرفت . اين شهر در دهههاي پاياني قرن هشتم ه.ق مورد تهاجم "تيمور گوركاني" قرار گرفت و مردم شهر قتل عام شدند . مقارن ظهور حكومت خاندانهاي "قراقويونلو" و "آق قويونلو" و به ويژه در دوره صفويان قم مورد توجه قرار گرفت و به تدريج رو به شكوفايي نهاد . قم در سال909 ه.ق از مراكز مهّم فرهنگي و فقهي شيعه گرديد و علماي بزرگي در اين شهر كرسي تدريس و تحقيق بنا نهادند و اهميّت زيارتي و مذهبي اين شهر فزوني يافت . در حمله افغانها ، شهر قم خسارات سنگيني را متحمل شد و مردم قم نيز از نظر اقتصادي تحت فشار شديدي قرار گرفتند . در دوره نادر شاه افشار نيز شهر قم متحمل خسارات فراوان شد و همچنين زماني كه خاندانهاي زند و قاجار براي تسلط بر ايران با يكديگر جدال ميكردند ، شهر و مردم قم آسيب فراوان ديدند . در سال 1208 هجري قمري ، قم تحت تسلط آغا محمّدخان قاجار در آمد . فتحعلي شاه پس از پيروزي بر دشمنان ، به مرمت حرم و بارگاه حضرت معصومه (س) پرداخت . وي نذر كرده بود كه اگر بر دشمنان پيروز شود به عمران بارگاه آن حضرت بپردازد . در سال 1294 هجري شمسي ، هنگامي كه قشون روس وارد كرج شد ، بسياري از مردم تهران به قم مهاجرت كردند و موضوع انتقال پايتخت به قم نيز مطرح گرديد ، ولي سفارت خانههاي روسيه و انگليس با تحت فشار قرار دادن احمدشاه ، طرح انتقال پايتخت را خنثي كردند . در همين زمان ، توسط مهاجرين قم ، «كميته دفاع ملي» براي دفاع از ميهن تشكيل شد . بدين ترتيب اين شهر به يك مركز سياسي و نظامي عليه روس و انگليس تبديل شد ، ولي پس از درگيريهاي متعددي ، در سال 1294 هجري شمسي به اشغال نيروهاي روس درآمد . در حال حاضر ، قم يكي از مراكز مهّم تشيع ايران و جهان است . وجود بارگاه با عظمت حضرت معصومه (س) و حوزه علميه قم اهميت مذهبي اين شهر را بيش از پيش فزوني بخشيده و حوزههاي علمي و آموزشي آن نيز توسعه يافته است . استان قم از نظر آب و هوا ، اقليم نيمه بياباني دارد و ميزان بارش سالانه آن در اطراف حوض سلطان كمتر از 100 ميلي متر است كه عمدتاً در فصول سرد سال (پاييز و زمستان) صورت ميگيرد . در حالي كه در فصول گرم به ويژه تابستان ، نزولات جوي آن بسيار نادر است . طبق گزارش ايستگاههاي سينوپتيك استان در سال 1373 ، بيشترين درجه حرارت ثبت شده با ۶/31 درجه به مرداد ماه و كمترين آن با 2/۵ درجه سانتيگراد به دي ماه مربوط است . همچنين ماههاي ارديبهشت ، خرداد ، شهريور و مهر مناسبترين زمان براي مسافرت به استان است .

استان خراسان جنوبی
استان خراسان جنوبى ، با مساحتى معادل 90000 كيلومتر مربع در شرق ايران قرار دارد . اين استان از شمال به خراسان رضوى ، از شرق به كشور افغانستان ، از جنوب شرقى به استان سيستان و بلوچستان ، از جنوب غربى به استان كرمان و از غرب به استان يزد محدود مي باشد . خراسان جنوبى 4 شهرستان دارد كه عبارتند از : بيرجند ، قاينات ، سربيشه و نهبندان . براساس آخرين آمار (1375) جمعيت اين استان 600000 نفر برآورد شده است . خراسان جنوبى در گذشته بخشى از سرزمين قهستان (معرب كوهستان) بود . قهستان در گذشته به ولايات جنوب خراسان اطلاق مى شد ، كه از شمال شرق تا هرات و از غرب و جنوب تا كوير لوت و سيستان امتداد داشت و مركز آن «قاين» بود . در روايات اساطيرى بناى قهستان را به سام ابن نريمان نسبت داده اند و آن را بخشى از قلمرو فريدون پيشدادى مى دانند . در اين منطقه روستاهايى با نام هاى سلم آباد ، فريدون ، گيو و ... وجود دارند كه مؤيد اين روايات هستند . براساس كتيبه هاى به جا مانده از دوره هخامنشى و به گفته بعضى از مورخان يونانى ، قهستان سكونت گاه قوم ساگارت ، از اقوام آريايى بود . هرودوت مورخ يونانى مى نويسد : آن ها در رديف اقوام شرقى هستند و از سكنه ساتراپ چهاردهم هخامنشيان به شمار مى روند . از اواخر قرن پنجم هجرى قهستان به يكى از مراكز مهم فعاليت فرقه اسماعيليه به رهبرى حسن صباح تبديل شد . زيرا از آنجايى كه اين ناحيه از موقعيت مناسب اقليمى و طبيعى برخوردار نبود و مورد بى توجهى حكومت هاى مركزى بود ، براى فعاليت هاى فرقه اسماعيليه داراى شرايط مساعدى بود . لذا ، بعد از منطقه الموت ، قهستان به مهم ترين مركز فعاليت اسماعيليان تبديل شد ، كه قلمروى در حدود ترشيز (كاشمر) تا نه (نهبندان) را در برمى گرفت . صفويان ، كه به امر تجارت اهميت زيادى مى دادند ، باعث رونق و گسترش تجارت در اين منطقه شدند و همچنين امنيت نسبتاً پايدارى در آن حوالى ايجاد كردند . در آن زمان بيرجند ، كه قصبه اى بيش نبود به عنوان حاكم نشين قاينات برگزيده شد و خاندان اميريه علم كه خود را به حازم بن خزيمه منتسب مى كردند ، در رأس آن قرار گرفتند و بعدها در كليه تحولات صفحات شرقى و جنوب شرقى ايران نقش فعالى را ايفا نمودند . خراسان جنوبى تا 1383، بخشى از استان پهناور خراسان بود ، ولى در اين سال براساس تقسيمات جديد كشورى ، از آن منفك شد و خود مستقلاً به استان مجزايى تبديل گرديد . استان خراسان جنوبى ، ناحيه اى خشك و گرم است ، كه از نظر موقعيت طبيعى به دو منطقه كوهستانى و دشتى تقسيم مى شود . مناطق كوهستانى عمدتاً در شمال و شمال شرقى آن قرار دارند ، و مناطق دشتى و هموار آن در قسمت هاى جنوب ، غرب و جنوب شرقى قرار گرفته اند . استان خراسان جنوبى جزو ناحيه گرم و خشك محسوب مى شود و بيش تر نواحى آن اقليمى خشك دارد و تنها نواحى كوهستانى آن از آب و هواى معتدل برخوردار است . آب و هواى استان را مى توان به شرح زير تقسيم بندى نمود : آب و هواى نيمه بيابانى معتدل ، كه مناطق شمالى و شمال شرقى استان را در برمى گيرد . آب و هواى گرم و خشك بيابانى ، كه مناطق جنوب و غرب استان را در برمى گيرد . بيش ترين درجه حرارت استان در تابستان ها 40 درجه سانتى گراد بالاى صفر و كم ترين آن در زمستان ها 10 درجه زير صفر است . متوسط بارندگى استان نيز در حدود 200 ميليمتر در سال است .

استان کهگیلویه و بویراحمد
استان كهگيلويه و بويراحمد با 16264 كيلومتر مربع وسعت در جنوب غربي مركز ايران واقع شده است . براساس آخرين تقسيمات سياسي و اداري در سال 1375 ، شهرستانهاي استان عبارتند از : كهگيلويه با مركزيت دهدشت ، بويراحمد با مركزيت ياسوج و گچساران . شهر ياسوج مركز استان كهگيلويه و بويراحمد ميباشد . اين استان ، از شمال با استان چهارمحال و بختياري ، از جنوب با استانهاي فارس و بوشهر ، از شرق با استانهاي اصفهان و فارس و از غرب با استان خوزستان همسايه است . اين استان در سال 1375، حدود 544 هزار نفر جمعيّت داشته كه از اين تعداد 23/39 درصد در نقاط شهري و 20/60 درصد در نقاط روستايي سكونت داشتهاند و بقيه غير ساكن بودهاند . استان كهگيلويه و بويراحمد منطقهاي ناهموار و كوهستاني است كه در حدود 45 مساحت آن از ارتفاعات و تپه ماهورها تشكيل شده است و 15 بقيه مساحت آن را دشتها و درهها در بر گرفتهاند . بلندترين نقطه استان ، قلّه دنا به ارتفاع 4409 متر و پستترين ناحيه آن بيشتر با ارتفاع 500 متر از سطح دريا ميباشد . در مناطق سردسير ، ارتفاعات بلندتر و تپه ماهورها بيشتر است و در مناطق گرمسير ارتفاعات كوتاهتر و تپه ماهور نيز كمتر است . عمده اراضي كشاورزي استان در دشتها واقع شده است . آب و هوا ، کهگيلويه و بويراحمد در امتداد رشته كوههاي اصلي زاگرس از شمال شرقي به جنوب غربي در استان كهگيلويه و بويراحمد ، از ارتفاع كوهها و مقدار بارندگي و رطوبت هوا به طور محسوسي كاسته شده و مشخصات اقليمي دوگانهاي را پديد ميآورد . بدين ترتيب اين استان به دو منطقه سردسيري و گرمسيري تقسيم شده است منطقه گرمسيري در قسمت جنوب و غرب استان واقع شده و آب و هوايي گرم و خشك دارد و بادهاي موسمي (فصلي) و محلي متعددي در اين ناحيه ميوزند . باران اين منطقه از آبان ماه آغاز شده و تا ارديبهشت به تناوب ادامه مييابد . در اين مناطق يخبندان بندرت اتفاق ميافتد . منطقه سردسيري در شمال و شرق استان قرار دارد . بارش اين ناحيه معمولاً از آبان ماه شروع و تا ارديبهشت ماه به تناوب و معمولاً به صورت برف ادامه مييابد . اين قسمت از استان كه در واقع جنوبيترين بخش زاگرس مرطوب است با جنگلهاي وسيع و زيباي بلوط پوشيده شده و سرچشمه رودهاي بزرگي است . در اين استان بادهايي با جهات مختلف ميوزند كه مهّمترين آنها عبارتند از : بادهاي موسمي كه به نام باد شمال و باد جنوب معروف هستند . باد شمال از طرف شمال غربي از درياي مديترانه و آبهاي اطراف آن و گاهي از اقيانوس اطلس به داخل منطقه نفوذ ميكند و موجب بارندگي ميشود . باد جنوب از سمت جنوب و جنوب غربي به ويژه در اواخر بهار و تابستان به داخل منطقه نفوذ ميكند و معمولاً با گرما همراه است بادهاي محلي در نواحي مختلف نسبتاً محدود و كم وسعت استان ميوزند كه مهّمترين آنها عبارتند از : باد آشوب ، باد زير روز ، كوه باد ، باد حيران ، باد چوغان ، باد او و باد درخترو . استان كهگيلويه و بويراحمد در گذشتهاي نه چندان دور جزء يكي از بلوكهاي مملكت فارس و مشتمل بر دو قسمت شمال شرقي كه آن را سردسير و كوهستاني و پشت كوه و قسمت جنوبي و غرب بود كه آن را نره كوه بهبهان ميناميدند . تا دوّم تيرماه 1342 شمسي ، قسمتي از استان فعلي كهگيلويه و بويراحمد جزء استان خوزستان و قسمتي نيز جزء استان فارس بود . پانزدهم آبان ماه 1338 ، قسمت گرمسير بهبهان به شهرستان كهگيلويه با مركزيت دهدشت تبديل شد . اين شهرستان كماكان جزء استان خوزستان و بقيه منطقه جزء استان فارس بود . به دنبال شورش ايل بويراحمد در 22 تيرماه 1342 ، منطقه كهگيلويه و بويراحمد طبق تصويب نامه مجلس شوراي ملي وقت ، از استانهاي فارس و خوزستان جدا شد و به يك فرمانداري كل تبديل شد و ياسوج كه تا آن زمان خالي از سكنه بود ، به عنوان مركز آن تعيين گرديد . در اسفندماه 1352 شمسي فرمانداري كل كهگيلويه و بويراحمد به استان تبديل شد . به استناد كتاب "ممسني در گذرگاه تاريخ" مردم لرستان ، كهگيلويه و بويراحمد ، ممسني و حتي دشتستان بوشهر با گذشته تاريخي مشترك از يك نژاد هستند و با يك زبان صحبت ميكنند و آداب و رسوم و فرهنگ مشابهيدارند . كنشهاي فرهنگي مردم كهگيلويه و بويراحمد از روابط اجتماعي موجود مبتني بر نظام عشيرهاي متأثر است . در اين نظام فرهنگي تمام رفتارهاي اجتماعي و فرهنگي مردم تحت تأثير مستقيم روابط قبيلهاي و عشيرتي قرار دارند .

استان گلستان
استان گلستان با مساحتي 22000 كيلومتر مربع در ناحيه جنوب شرقي درياي خزر واقع شده است . براساس آخرين تقسيمات كشوري در سال 1375 ، شهرستانهاي استان گلستان عبارتند از : بندر تركمن ، عليآباد ، بندر گز ، كردكوي ، گرگان ، گنبد كاووس و مينودشت . شهر گرگان مركز استان گلستان ميباشد . استان گلستان از لحاظ ناهمواري به دو قسمت جلگهاي و كوهستاني تقسيم ميشود . امتداد و جهت رشته كوههاي البرز ، مانند ديواري مرتفع و طولاني ، خط ساحلي و جلگههاي كنارهاي درياي خزر را محصور كرده است و شيب زمين از ارتفاعات به سوي جلگه و درياي خزر كاهش مييابد . در قسمت جلگههاي سواحل جنوبي و شرقي درياي خزر ، در اثر حركات زمين ساختي و بادهاي محلي ، تپههاي ماسهاي ساحلي تشكيل شده و سد طبيعي و كم ارتفاعي بين جلگه و دريا پديد آمده است . در البرز شرقي ، جهت و امتداد رشته كوهها به سوي شمال شرق است و به تدريج از ارتفاع آنها كاسته ميشود . رشته كوه جنوبي ، آن "ابر كوه" است كه بلندترين نقطه آن در "قله شاوار" به 3945 متر ميرسد . رشته كوه شمالي آن "شاهكوه" است كه به صورت ديواري در مقابل جلگه گرگان قرار دارد و ارتفاع آن در قله "پيرگرد" به حدود 3204 متر ميرسد . استان گلستان در سال مذكور ، حدود 1426000 نفر جمعيّت داشته است . كه از اين تعداد 29/41 درصد در نقاط شهري و 71/58 درصد در نقاط روستايي و عشايري سكونت داشتهاند . سابقه سكونت و استقرار جماعتهاي انساني در ناحيه گرگان به هزاره قبل از ميلاد ميرسد . شهر باستاني جرجان كه اينك آثار آن در نزديكي شهر گرگان فعلي به جا مانده است ، در گذشته يكي از شهرهاي مهم ايران بود كه در مسير جاده ابريشم نيز قرار داشته است . گرگان امروزي كه در گذشته استرآباد نام داشت . يكي از شهرهاي قديمي ايران است . تركمنها در شمال استان بويژه در شهرهاي گنبد و بندرتركمن زندگي ميكنند . اقدام ديگري از جمله بلوچ ، ترك ، افغان و ارمني نيز در استان گلستان زندگي ميكنند كه بسياري خصايص قومي و فرهنگي خود را حفظ كردهاند . مردم اين استان در شهرستانهاي گنبد و بندر تركمن اكثراً سني مذهب و در ساير شهرستانها شيعه دوازده امامي هستند . استان گلستان ، با توجه به موقعيت جغرافيايي ، تحت تأثير عرض و ارتفاع جغرافيايي ، رشته كوههاي البرز ، دوري و نزديكي به دريا ، بيابانهاي جنوبي تركمنستان ، وزش بادهاي محلي و ناحيهاي و پوشش متراكم جنگلي قرار دارد و آب و هواي گوناگوني دارد . شمال شرقي استان ، به ويژه در شرق درياي خزر و حد فاصل گرگان رود تا مرز تركمنستان ، به علت دوري از اثرات درياي خزر ، كاهش ارتفاعات البرز شرقي ، وسعت جلگه ساحلي و نزديكي به بيابانهاي قره قوم و قزل قوم (در جمهوريهاي آسياي ميانه) خشكي و گرماي هوا مواجه است و دورترها به نيمه خشك (نيمه بياباني) تبديل ميشود . در اين منطقه ، ميزان بارندگي سالانه اندك است و به علت كاهش رطوبت هوا ، گرماي آن افزايش مييابد و اختلاف شديدي بين دماي شب و روز و دماي سردترين و گرمترين ماههاي سال به وجود ميآيد . در منطقه جنوب غرب استان به علّت نزديكي به ارتفاعات ، از جمله در شهرهاي كلاله و مينودشت ، تغييرات ديگري در آب و هواي استان ايجاد ميشود و با افزايش و اعتدال دما ، شرايطي مشابه آب و هواي معتدل مرطوب خزري پديد ميآيد .

استان ایلام
استان ايلام با 19680 كيلومتر مربع مساحت در غرب كشور واقع شده است . بر اساس آخرين تقسيمات سياسي و اداري در سال 1375 ، شهرستانهاي استان ايلام عبارتند از : آبدانان ، ايلام ، ايوان ، دره شهر ، دهلران ، شيروان و چرداول و مهران . شهر ايلام مركز استان ايلام است . اين استان از جنوب با استان خوزستان ، از شرق با استان لرستان و از شمال با استان كرمانشاه و از سمت غرب با 425 كيلومتر مرز مشترك با كشور عراق همجوار است . ناهمواريهاي استان ايلام ، از چينخوردگيهاي موازي در جهت شمال غربي و جنوب شرقي به وجود آمدهاند . كوههاي استان ايلام عمدتاً به دوران دوم و سوم زمين شناسي مربوط است . نواحي شمالي و شمال شرقي استان ايلام كوهستاني و نواحي غرب و جنوب غربي آن از اراضي پست و كم ارتفاع تشكيل شده است . كبيركوه و ديناركوه مهمترين ارتفاعات استان ميباشد . در نواحي كوهستاني شمال و شمال شرقي استان و بين رشته كوهها ، دشتهاي كم وسعتي مانند : هليلان ، شيروان ، ايلام و غيره قرار دارند و در قسمتهاي جنوب غربي و غرب استان نيز دشتهاي وسيع و گرمسيري دهلران ، دشت عباس واقع شدهاند كه در شرق به جلگه خوزستان متصل ميشوند .اين استان در سال 1375 ، حدود 487800 نفر جمعيّت داشت كه از اين تعداد 23/53 درصد در نقاط شهري و 61/۴۴ درصد در نقاط روستايي سكونت داشتهاند . مطالعات و كشفيات محدود باستان شناسي نشان ميدهد كه قوم «گوتي» در حدود 4000 سال پيش از ميلاد در اين نواحي بسر ميبرده است . قوم «كاسي» يا «كاسيت» بعد از گوتيها احتمالاً از نواحي قفقاز به اين نواحي مهاجرت كردهاند . قوم كاسي يكبار به قصد تصرف بابل به بينالنهرين هجوم برده و شكست خورده است . سپس در حمله ديگري به حكومت بابل پايان داده و نزديك به ۶ قرن حكومت كرده است . كشف آثار برنزي در لرستان ، ايلام و طالش تمدن باستاني اين قوم را به هم مرتبط ساخته است . الهه مورد پرستش «كاسيها» ربالنوع آفتاب به نام «سورياش» بوده كه از ارباب انواع آريايي نيز به شمار ميرود . سرزميني كه اكنون ايلام نام دارد ، بنا به اسناد تاريخي فراوان بخشي از كشور عيلام باستان بوده است در كتيبههاي بابلي ، ايلام را «آلامتو» يا «آلام» خواندهاند كه به قولي به معناي كوهستان يا كشور طلوع خورشيد است . مدّتي پس از سقوط ايلام ، حوزه فرمانروايي آن به دو منطقه تحت نفوذ پارسها در شرق و مادها در غرب تقسيم شد . اقوام ساكن زاگرس در دوره هخامنشي جزئي از امپراطوري هخامنشي بوده است . وجود آثار باستاني فراواني از دوره ساساني در استانهاي ايلام و لرستان ، نشان ميدهد كه اين منطقه در آن زمان اهميّت ويژهاي داشته است . در اواخر قرن چهارم هجري قمري ، حسنويه كرد بر ايلام و لرستان فعلي حكومت ميكرده است و تا اوايل قرن ششم هجري قمري ، حكومت اين خاندان ادامه داشته است . در فاصله سالهاي 570 تا 1006 ه.ق ، اتابكان لفر بر پشتكوه و لرستان حكومت كردهاند ، اين خاندان بعدها مقر حكومت خود را به پشتكوه «ايلام كنوني» منتقل كردند . آخرين والي پشتكوه پس از كودتاي 1299 شمسي به نحوي مسالمتآميز ، منطقه تحت حكومت خود را رها كرده و در كشور عراق اقامت گزيد از سال 1309 در تقسيمات كشوري ، ايلام جزء استان پنجم يعني كرمانشاه گرديد . سپس به علّت موقعيت مهّم سياسي - مرزي و محروميتهاي فراوان به فرمانداري كل تبديل شد و اكنون يكي از استانهاي مهّم كشور محسوب ميشود . استان ايلام از جمله مناطق عشاير نشين سرزمين ايران است كه در دهههاي اخير ، مناسبات سنتي مبني بر كوچ در بسياري از نواحي آن در حال منسوخ شدن است . ولي در نظام فرهنگي ، اعتقادات ، ارتباطات اجتماعي ، سنتها ، آداب و ديگر رفتارهاي اجتماعي و فرهنگي مردم اين خطه ، آثار اين نوع شيوه معيشت و زندگي اجتماعي هنوز مشاهده ميشود . استان ايلام از نظر شرايط اقليمي جزو مناطق گرمسيري كشور محسوب ميشود ، ولي به علّت وجود ارتفاعات كبيركوه و ديناركوه ، اختلاف درجه حرارت و بارندگي در بخشهاي شمالي ، جنوبي و غربي آن زياد است . به طوري كه مناطق سهگانه سردسيري ، گرمسيري و معتدل در اين استان شكل گرفته است : مناطق كوهستاني شمال و شمال شرقي استان نسبتاً سردسير با زمستانهاي طولاني است ، مناطق جلگهاي غرب و جنوب غربي استان گرمسير است و مناطق مياني آن آب و هواي معتدل دارد . براساس گزارش ايستگاه سينوپتيك ايلام در سال 1375 ، در شهر ايلام حداكثر مطلق حرارت در ماه مرداد 38 درجه سانتيگراد و حداقل آن در بهمن ماه ۴/0 درجه سانتيگراد گزارش شده است . ميزان بارندگي سالانه آن نيز ۴/578 ميليمتر و تعداد روزهاي يخبندان آن در فصل زمستان 27 روز ثبت شده است .

استان بوشهر
استان بوشهر حدود 27۶۵3 كيلومتر مربع مساحت و 60 كيلومتر ساحل دارد و در شمال خليج فارس در جنوب ايران واقع شده و اهميت سوق الجيشي و اقتصادي قابل توجهي دارد . شهرستانهاي بوشهر ، تنگستان ، دشتستان ، دشتي ، دير ، ديلم ، كنگان و گناوه در اين استان قرار دارند و مركز سياسي - اداري آن ، شهر بوشهر است . استان بوشهر از نظر موقعيت طبيعي از دو قسمت جلگهاي و كوهستاني تشكيل شده است . قسمت جلگهاي آن در امتداد خليج فارس كشيده شده است . اكثر شهرها و مراكز جمعيتي استان در محدوده اين جلگهها استقرار يافتهاند . قسمت كوهستاني استان ، از دو رشته كوه گچترش و نوكند تشكيل شده كه در سراسر طول استان به موازات هم امتداد يافتهاند . استان بوشهر در سال 1375 حدود 743675 نفر جمعيت داشته است . از اين تعداد 05/53 درصد در نقاط شهري و 76/۴۴ درصد در نقاط روستايي سكونت داشتند و بقيه غير ساكن بودهاند . استان بوشهر به علت موقعيت استراتژيكي مناسب براي احداث پايگاه دريايي و بندرگاه ، مورد استفاده پادشاهان عيلام قرار گرفته بود . در زمان هخامنشيان سرزمين بوشهر جزو ساتراپ پارس بود . خليج فارس و به تبع آن استان بوشهر ، به دليل موقعيت سوق الجيشي و اهميت اقتصادي و بازرگاني ، در طول تاريخ همواره از سوي كشورها و دولتها براي تبادل علم و ثروت و گسترش قدرت سياسي مورد توجه قرار گرفته است . اولين يورش دولتهاي اروپايي به سواحل خليج فارس در سال 1506 ميلادي با حمله پرتغالي براي مقابله با تجار مصري و ونيزي صورت گرفت . در سال 1031 هجري قمري شاه عباس صفوي با انگليسيها متحد شد و دست پرتغاليها را از خليج فارس كوتاه كرد . از سال 1148 ه.ق نادر شاه بوشهر را كه دهكدهاي بيش نبود ، مورد توجه قرار داد و بوشهر را به يك بندر با اسكله كشتي سازي تبديل كرد . در اواخر سلطنت نادر شاه افشار ، ايران 23 تا 25 فروند كشتي در خليج فارس مستقر كرده بود . در دوره حكومت سلسله زند نيز اين منطقه محل كشمكشهاي سياسي بود . سلسله قاجاريه كه پس از زنديه به روي كار آمد چندان نفوذي در خليج فارس نداشت . به همين دليل رفته رفته نفوذ انگليسيها در خليج فارس بيشتر شد و زمام امور خليج فارس و درياي عمان به دست آنها افتاد و ژنرال كنسول انگليس در بوشهر مدت 20 سال بر خليج فارس حكمراني كرد . اين حكمراني تا سالهاي بعد از 1913 ميلادي نيز ادامه داشت و در جنگهايي مابين سپاه ايران و قشون متجاوز انگليسي در زمان ناصرالدين شاه روي داد . سپاه ايران در سال 1857 مغلوب شد و سلطه انگليسيها بر خليج فارس و استانهاي ساحلي كماكان ادامه يافت . اين شكست در سال 1913 ميلادي نيز كه رهبري جنبش استقلال طلبانه را رئيس علي دلواري و دليران تنگستان بر عهده داشتند ، مجدداً تكرار شد . آب و هواي استان در نوار ساحلي گرم و مرطوب و در قسمتهاي داخلي ، گرم و خشك صحرايي است . در اين استان دو فصل محسوس وجود دارد ؛ زمستان نسبتاً خنك شامل ماههاي آذر ، دي ، بهمن و اسفند و تابستان گرم و خشك كه ساير ماههاي سال را در بر ميگيرد . فصول پاييز و بهار اين استان بسيار زودگذر است . متوسط دماي سالانه استان 24 درجه سانتي گراد گزارش شده است كه بيشترين مقدار آن در تابستان با 50 درجه و كمترين مقدار آن در زمستان با ۶ درجه سانتيگراد ثبت شده است . گرماي متوسط خنكترين ماه اين استان ، در دي ماه با 15 درجه سانتيگراد گزارش شده است . در اين استان مابين دهم ارديبهشت تا دهم مهرماه (حدود 140روز) ميزان گرما به بيش از 40 درجه سانتيگراد ميرسد .








