عضویت در خبرنامه

سیستم پکیج همکاران

تبدیل تاریخ

هتل ها

معرفی ایران

استان البرز

استان البرز

استان گیلان

استان گیلان

استان یزد

استان یزد

استان بوشهر

استان بوشهر

استان کرمان

استان کرمان

استان مازندران

استان مازندران

استان البرز

استان البرز

استان البرز سی و یکمین استان ایران است . در جلسهٔ هیئت دولت در تاریخ 12 بهمن 1388 لایحهٔ تأسیس این استان تصویب و به مجلس شورای اسلامی فرستاده شد . در ادامه با تصویب نمایندگان مجلس شورای اسلامی در تاریخ 1389/۴/7 استان البرز بطور رسمی شکل گرفت . در این طرح پیشنهادی کرج به عنوان مرکز استان درنظر گرفته شده‌ است . این شهر در 20 کیلومتری غرب تهران و در حوزهٔ استحفاظی استان تهران قرار گرفته بود که با جمعیتی بالغ بر 1٬614٬626 نفر ، چهارمین شهر پرجمعیت ایران پس از شهرهای تهران ، مشهد و اصفهان محسوب می‌گردد . همچنین محمود احمدی‌نژاد رئیس‌جمهور در تاریخ 22 مرداد 1389 در نامه‌ای به وزارت کشور قانون تأسیس استان البرز که در جلسهٔ علنی دوم تیر 1389 به تصویب مجلس شورای اسلامی رسیده بود و شورای نگهبان نیز آن را تأیید کرده بود ، جهت اجرا ابلاغ کرد . نام این استان از رشته‌ کوه البرز گرفته شده‌ است که بخش مهمی از آن از شمال این استان می‌گذرد . در تاریخ 22 شهریور 1389 با حضور وزیر کشور ، استانداری البرز رسماً شروع به فعالیت نمود . عیسی فرهادی به‌ عنوان نخستین استاندار البرز انتخاب شده‌ بود . در آبان 91 پخش آزمایشی شبکه استانی البرز با روزانه 3 ساعت برنامه آغاز بکار کرد و با شروع سال 92 به روزانه 8 ساعت رسید . شبکه استانی البرز در روز چهارم خرداد 92 بصورت رسمی و با روزانه 10 ساعت برنامه بصورت رسمی افتتاح گردید . به دلیل اینکه در استان البرز از همه اقوام ایرانی ساکن هستند ، این شبکه به شبکه وحدت و همدلی لقب گرفت .

استان گیلان

استان گیلان

قبل از مهاجرت اقوام آریائی به ایران صفحات شمالی ایران ، یعنی نواحی جنوب دریای مازندران ، مسکن اقوامی مانند کادوسیان ، آماردها کاسپیان و تپوریها و ... بود . قدیمی ترین سندی که از قوم کاسی ها یاد می کند مربوط به سده 24 قبل از میلاد و متعلق به (پوزوراین شوشیناک) است هرودوت مورخ یونانی این قسمت را حاکم نشین پانزدهم بر شمرده که ساس ها و کاسپی های ساکن آن دویست تالان خراج به داریوش می پرداختند . استرابن که در 40 ق . م تا 40 میلادی می زیست اقوام گلامی ، کادوس ، ماردی و بعضی قبائل گرگانی را ساکنان نواحی شمال کوه البرز دانسته اند . در گذر زمان اعراب کادوسیان را طیلسان خواندند . بعدها این نام نیز تغیر یافت و امروزه آنها را تالش یا تالشیان می نامند . (پلوتارک) مورخ یونانی درباره جنگ کادوسیان با اردشیر ساسانی در 384 میلادی سخن گفته است . پیرنیا با توجه به نوشته های کتزیاس درباره کادوس ها می گوید مادها ابتدا گیلان و حوالی آن را در اختیار داشتند ولی در اواخر دوره مادها به سبب پاره ای اختلافات آن را از دست دادند چنانکه در اواخر عصر هخامنشی نیز کادوسی ها به صورت نیمه مستقل می زیستند نزاع میان مادها و کادوسیان از وقایع مهم اواخر حکومت مادها است . موقعيت جغرافيايي استان‌ گيلان‌ با پهنه‌اي‌ به‌ مساحت‌ 14711 كيلومتر مربع‌ در ميان‌ رشته‌ كوه‌هاي‌ البرز و تالش‌ در ساحل‌ درياي‌ خزر و شمال‌ ايران‌ قرار گرفته‌ است ‌. براساس‌ آخرين‌ تقسيمات‌ سياسي‌ و اداري‌ سال‌ 1375 ، شهرستان‌هاي‌ استان‌ گيلان‌ عبارتند از : آستارا ، آستانه‌ اشرفيه ‌، بندر انزلي ‌، رشت‌ ، رودبار ، رودسر ، شفت‌ ، صومعه‌ سرا ، طالش ‌، فومن ‌، لاهيجان‌ و لنگرود . شهر رشت‌ مركز استان‌ گيلان‌ است‌ . استان‌ گيلان‌ با استان‌هاي ‌اردبيل‌ در غرب‌ ، مازندران‌ در شرق ‌، زنجان‌ در جنوب‌ و كشور تازه‌ استقلال‌ يافته‌ آذربايجان‌ و درياي‌ خزر در شمال‌ هم‌ مرز و همسايه‌ است ‌. جمعیت استان اين‌ استان‌ در سال‌ 1375 ، حدود 2241896 نفر جمعيّت‌ داشته‌ است‌ كه‌ 83/۴۶ درصد آن‌ در نقاط‌ شهري‌ و 15/53 درصد بقيه‌ در نقاط‌ روستايي‌ سكونت‌ داشته‌اند . ناهمواري‌هاي‌ استان‌ از غرب‌ به‌ شرق‌ شامل ‌: طالش‌ ، ماسوله‌ و پشته‌ كوه‌ و رشته‌ كوه‌ البرز است‌ كه‌ از سه‌ بخش‌ غربي‌ ، مركزي‌ و شرقي‌ تشكيل‌ شده‌ است ‌. البرز غربي ‌مانند حصاري‌ استان‌ گيلان‌ را در بر گرفته‌ است‌ و بلندترين‌ قله‌ آن‌ در گيلان‌ فك‌ يا دلفك‌ (آشيانه‌ عقاب‌) نام‌ دارد . جلگه‌هاي‌ استان‌ گيلان‌ در ميان‌ دريا و كوهستان‌ تا ارتفاع‌ يكصد متري‌ سطح‌ دريا گسترش‌ يافته‌اند كه‌ به‌ سه ‌قسمت‌ عمده‌ تالش ‌، گيلان‌ غرب‌ و گيلان‌ شرق‌ تقسيم‌ مي‌شوند . تاريخ‌ گيلان تا شش‌ قرن‌ پيش‌ از ميلاد ، يعني‌ تا زماني‌ كه‌ تاريخ‌ نگاران‌ يونان ‌، گوشه‌هايي‌ از تاريخ‌ ايران‌ را روشن‌ كرده‌اند ، تاريك‌ و مبهم‌ است‌ و تنها با تكيه‌ بر پاره‌اي‌ كاوش‌هاي‌ باستان‌ شناختي‌ مي‌توان ‌گوشه‌هايي‌ از آن‌ را روشن‌ كرد .آثار به‌ دست‌ آمده‌ از سرزمين‌هاي‌ سواحل‌ جنوب‌ درياي‌ خزر به‌ دوره ‌پيش‌ از آخرين‌ يخ‌بندان‌ (بين‌ 50 تا 150 هزار سال‌ پيش‌) تعلّق‌ دارند . پيشينه‌ تمدن‌ گيلان‌ به‌ چند هزار سال‌ پيش‌ از ميلاد مسيح‌ مي‌رسد . در آن‌ دوره‌ «كاسي‌»ها براي‌ دستيابي‌ به‌ زمين‌هاي‌ بهتر به‌ نواحي‌ ديگر مهاجرت‌ كردند . در همين‌ زمان‌ ، گروهي‌ از قوم‌هاي‌ مهاجر از‌ جمله‌ آريايي‌ها به‌ علّت‌ تغيير آب‌ و هوا و افزايش‌ سرماي‌ قطبي‌ به‌ اين‌ منطقه‌ كوچ‌ كردند و از آميزش‌ مهاجران‌ و ساكنان‌ بومي‌ منطقه ‌، چندين‌ قوم‌ جديد تشكيل‌ شد كه‌ در اين‌ ميان‌ دو قوم‌ «گيل‌» و «ديلم‌» اكثريت‌ داشته‌اند . در سده‌ ششم‌ پيش‌ از ميلاد ، گيلانيان‌ با كوروش‌ هخامنشي‌ متفق‌ شدند و دولت‌ ماد را سرنگون‌ كردند . زمانيكه‌ سلسله‌ هخامنشي‌ سرنگون‌ شد ، كشور به‌ تصرف‌ اسكندر و سپس‌ سلوكي‌ها در آمد . در زمان‌ سلوكيان‌ ، فرمانروايان‌ محلي‌ گيلان ‌، با استقلال‌ كامل‌ حكومت‌ مي‌كردند . در زمان‌ ساسانيان‌ ، گيلان‌ تا اندازه‌اي‌ استقلال‌ خود را از دست‌ داد . در زمان‌ خلفاي‌ عباسي ‌، علويان‌ در كوهستان‌هاي‌ ديلم‌ زندگي‌ مي‌كردند و مي‌كوشيدند دست‌ خلفاي‌ عباسي‌ را از ديگر نقاط‌ ايران‌ كوتاه‌ كنند . چنين‌ بود كه‌ بناي‌ اتحاد ديلميان‌ و علويان‌ پي‌ريزي‌ شد . در حدود سال‌ 290 هجري‌ قمري ‌، مردم‌ گيلان‌ و ديلم‌ به‌ مذهب‌ شيعه‌ روي ‌آوردند . از همين‌ دوره‌ در تاريخ‌ ايران‌ سلسله‌هايي‌ با منشاء گيلاني‌ و ديلمي‌ پديد آمدند . يكي‌ از مهمترين‌ اين ‌سلسله‌ها «آل‌ بويه‌» بود . در قرن‌ هشتم‌ هجري‌ «اولجايتو» مغول‌ موفق‌ شد به‌ طور موقت‌ بر اين‌ سرزمين‌ پيروز شود . گيلانيان‌ در روي‌ كار آمدن‌ خاندان‌ صفوي‌ نقش‌ مهمي‌ ايفا كردند ولي‌ در زمان‌ سلطنت‌ شاه ‌عباس‌ اوّل ‌، گيلان‌ استقلال‌ خود را از دست‌ داد . در سال‌ 1071 هجري‌ قمري‌ شماري‌ از قزاقان‌ روس‌ به‌ قصد غارت‌ به‌ گيلان‌ هجوم ‌برده‌ و دست‌ به‌ چپاول‌ زدند . نادر شاه‌ به‌ علّت‌ علاقه‌ زياد به‌ افزايش‌ قدرت‌ نيروي‌ دريايي ‌، گيلان‌ را مورد توجه‌ جدي‌ قرار داد . گيلك‌ها در پيروزي‌ انقلاب‌ مشروطه‌ نيز سهي‌ عمده‌ داشتند و آنان‌ در سال‌ 1287 ه.ق‌ پس‌ از دو روز پيكار عليه‌ قزاقان‌ محّمد عليشاه ‌، تهران‌ را فتح‌ كردند . نقش‌ مردم‌ گيلان‌ در نهضت‌ مشروطه‌ و جنبش‌ ميرزا كوچك‌ خان‌جنگلي‌ از نمونه‌هاي‌ درخشان‌ تاريخ‌ اين‌ خطه‌ است ‌. استان‌ گيلان‌ از نظر فرهنگي‌ نيز يكي‌ از مناطق‌ ويژه‌ ايران‌ است‌ كه‌ مجموعه‌اي‌ از سنن‌ ديرين‌ و باستاني‌ را پديد آورده‌ است‌ . زبان‌ مردم‌ گيلان‌ نيز تحت‌ تأثير تنوع‌ قومي ‌، گويش‌هاي‌ گوناگون‌ دارد كه‌ مهّم‌ترين‌ آن‌ها گيلكي‌ ، تالشي‌ و ديلمي‌ است ‌. درباره نژاد اقوام ساکن گیلان قبل از ورود آریائی ها نظریه های مختلفی وجود دارد . اغلب پژوهشگران از جمله (هنری فیلد) بر آنند که سومری ها مظاهر تمدن خود را از ناحیه جنوب شرقی دریای مازندران که در آنجا گنجینه ای از اشکال و سفال سومری کشف شده با خود به جلگه بین النهرین آورده اند . در پهلوان نامه گیل گمش از قول پروفسور آمده است : این گونه می توان گفت که ریشه نژادی سومریان با آریائی های کوهپایه نشین کوهستان های خاوری همگن باشد و افسانه های کهن این مردم نیز اشاره به کوچ آنان از فرازهای سخت به سوی آبرفت های زندگی بخش بین النهرین می کند زبان گویش گیلکی وابسته به زبانهای آریائی است که قرنها و هزاره ها در برابر نفوذ فرهنگ اقوام بیگانه موجودیت خود را حفظ کرده است . گویش گیلکی خود به دو شاخه کلی گیلکی رشتی و لاهیجانی تقسیم می شود . شاید بتوان رودخانه سفید رود را مرز مشخص کننده محدوده های این دو گویش محسوب کرد . مردم گیلان در آغاز به خدایان متعدد اعتقاد داشتند و در زمان ساسانیان بیشتر مردم گیلان زرتشتی شدند . در روزگار قباد گروهی از گیلانیان به این ایین گرویدند . جنگهای خونینی بین دیلمیان و اعراب باعث شد تا مردم گیلان کم کم با اعتقادات اعراب آشنا شوند و به دین اسلام بگروند . اقليم‌ سرزمين‌ گيلان به‌ آب‌ و هواي‌ معتدل‌ خزري‌ معروف‌ است‌ . كوهستان‌ تالش‌ با جهت‌ شمالي ‌، جنوبي‌ و كوهستان‌ البرز با امتداد غربي‌ - شرقي‌ ، مانند سدي‌ از عبور بخار آب‌ درياي‌ خزر‌ و بادهاي ‌مرطوب‌ شمال‌ غربي‌ به‌ داخل‌ ايران‌ جلوگيري‌ مي‌كند و به‌ علّت‌ ارتفاع‌ زياد موجب‌ بارندگي‌هاي‌ فراوان‌ در استان ‌گيلان‌ مي‌شود . تبخير گسترده‌ درياي‌ مازندران‌ ضمن‌ افزايش‌ رطوبت‌ هوا در تابستان‌ و كاهش‌ آن‌ در زمستان ‌، مي‌انجامد . از اين‌ رو ، يخ‌ بندان‌ زمستاني‌ در نواحي‌ كناره‌اي‌ دريا بسيار كم‌ گزارش‌ شده‌ است ‌. ميزان‌ بارندگي‌ در استان‌ گيلان‌ به‌ بادهاي‌ مرطوبي‌ بستگي‌ دارد كه‌ در زمستان‌ از شمال‌ غرب‌ در بهار از شرق‌ و در تابستان‌ و پاييز از غرب‌ مي‌وزند . اين‌ بادها ، هواي‌ مرطوب‌ دريا را به‌ سوي‌ جلگه‌ گيلان‌ مي‌رانند و موجب‌ بارندگي‌هاي‌ فراوان‌ و طولاني‌ مي‌شوند . در سال‌ 1375 ، ميزان‌ بارندگي‌ در رشت‌ ۴/1015 ميليمتر و تعداد روزهاي‌ يخبندان‌ سالانه‌ آن ‌20 روز و روزهاي‌ باراني‌ آن‌ 156 روز گزارش‌ شده‌ است ‌. متوسط‌ حداقل‌ دماي‌ رشت‌ 3/۶ درجه‌ سانتي‌گراد و متوسط‌ حداكثر دماي‌ آن‌ 9/20 درجه‌ ثبت‌ شده‌ است ‌.

استان یزد

استان یزد

استان یزد از سرزمینهای کهن و تاریخی ایران زمین است . در بعضی از منابع بنای اولیه برخی از شهرهای این استان چون (میبد) را به سلیمان پیغمبر ، (یزد) را به ضحاک و اسکندر مقدونی و (ابرکوه) را به ابراهیم پیغمبر نسبت داده اند . این بیانگر قدمت و دیرینگی پیشینیه تاریخی و فرهنگی سرزمین و مردم این دیار است . مجموعه آثار باستانی پراکنده موجود در این استان نیز به سهم خود گویای این پیشینه تاریخی است . آثاری چون دست افزارهای سنگی بدست آمده از دره های شیرکوه ، نگاره های روی تخت سنگ کوه ارنان ، تکه سفالهای منقوش نارین قلعه میبد – متعلق به دوره ایلامی ، غارهای استان و آثار معماری و شهر سازی باستانی و ... نشان می دهد مدنیت یزد ، در چهار کانون باستانی (مهریز و فهرج) ، (یزد) ، (رستاق و میبد) و (اردکان) متمرکز بود . پژوهشگران این منطقه را که در مسیر شاهراه های باستانی (ری – کرمان) و (پارس – خراسان) قرار داشت ، جزء سرزمینهای دور دست مادها شمرده اند . سلسله ها و حکامی که بر یزد حکومت کردند عبارتند از : قباد انوشیروان ، یزدگرد اول ، ساسانیان ، آل کاپویه ، اتابکان ، مغولان ، آل مظفر ، تیموریان ، صفویان ، افشاریان و قاجاریه . استان‌ يزد با 120000 كيلومتر مربع‌ وسعت‌ در مركز ايران‌ قرار دارد و براساس‌ آخرين‌ تقسيمات‌ كشوري‌ ، داراي‌ هفت‌ شهرستان‌ به‌ نام‌هاي‌ ابركوه ‌، اردكان‌ ، بافق‌ ، تفت ‌، مهريز ، ميبد و يزد است ‌. استان‌ يزد در سال‌ 1375حدود 800000 نفر جمعيت‌ داشته‌ است ‌. از اين‌ تعداد 15/75 درصد در نقاط‌ شهري‌ و 85/24 درصد در نقاط ‌روستايي‌ ساكن‌ بوده‌اند . شهر يزد پرجمعيت‌ترين‌ شهر و مركز سياسي‌ - اداري‌ استان‌ يزد است ‌. استان‌ يزد در قلمرو سلسله‌ جبال‌ مركزي‌ ايران‌ واقع‌ شده‌ و از پستي‌ و بلندي‌ و چاله‌ها و كفه‌هاي‌ كويري ‌متعددي‌ تشكيل‌ شده‌ است ‌. اين‌ ناهمواري‌ها مشتمل‌ بر تپه‌هاي‌ پاي‌ كوهي ‌، دشت‌ها ، بيابان‌ها ، نواحي‌ كويري‌ و تپه‌هاي‌ ماسه‌اي‌ است ‌. در استان‌ دو رشته‌ كوه‌ متمايز از هم‌ وجود دارد . اولي‌ بخشي‌ از كوههايي‌ است‌ كه‌ در جهت ‌شمال‌ غربي‌ - جنوب‌ شرقي‌ از مركز ايران‌ عبور مي‌كنند و به‌ كوههاي‌ مركزي‌ ايران‌ معروف‌ هستند . دومي‌ شامل ‌رشته‌ كوههايي‌ است‌ كه‌ در مناطق‌ مركزي ‌، شمالي‌ و شرقي‌ استان‌ قرار دارند . رشته‌ شيركوه‌ كه‌ مانند ديواري ‌قسمت‌هاي‌ مركزي‌ استان‌ را از بخش‌ غربي‌ آن‌ (چاله‌ ابرقو) جدا مي‌كند ، همواره‌ از برف‌ و يخ‌ پوشيده‌ شده‌ و در تامين‌ آب‌ شهرهاي‌ يزد ، تفت‌ و مهريز نقش‌ مهم‌ و اساسي‌ دارد . جمعیت استان یزد در حال حاضر بالغ بر 890000 نفر است که 1/4 درصد از جمعیت کل کشور را به خود اختصاص می دهد . از کل جمعیت استان 78 درصد را جمعیت شهری و 22 درصد را جمعیت روستائی تشکیل می دهد . به دلیل وجود بیابانها و کویرهای وسیع تراکم جمعیت در سطح استان کم است . سرزمين‌ يزد جلوه‌هايي‌ از باشكوه‌ترين‌ و درخشانترين‌ ميراث‌ فرهنگي‌ و تمدن‌ كهن‌ ادوار مختلف‌ تاريخي‌ ايران‌ را در خود جاي‌ داده‌ است ‌. تاريخ‌ سكونت‌ انسان‌ در اين‌ خطه‌ از هزاره‌ سوم‌ پيش‌ از ميلاد فراتر رفته‌ است ‌، به‌ طوري‌ كه‌ در عهد پيشداديان‌ طوايف‌ در حال‌ كوچ‌ از بلخ‌ به‌ پارس ‌، اين‌ سرزمين‌ را يزدان ‌، ناميدند و از آن‌ زمان‌ به‌ بعد يزد محل‌ عبادت‌ شد . از مهم‌ترين‌ مراكز اسكان‌ اوليه‌ اين‌ سرزمين‌ به‌ مهرپادين ‌(مهريز) فهرشان ‌، پهره‌ (فهرج‌) ، خورميش ‌، ادر (اردكان‌) ، شواز ، قلاع‌ موبدان‌ (ميبد) ، طرنج ‌، عقدا و اشكذر مي‌توان‌ اشاره‌ كرد . شهر يزد به‌ عنوان‌ محلي‌ پاك‌ و مقدس‌ در رأس‌ تمام‌ آبادي‌هاي‌ مزبور قرار داشته‌ است ‌. دره‌هاي‌ سرسبز و مناطق‌ ييلاقي ‌، چشمه‌ سارها ، ارتفاعات‌ و قله‌ها ، غارها ، حيات‌ وحش‌ و شكارگاهها و به ‌ويژه‌ جاذبه‌هاي‌ كويري‌ از خصوصيات‌ جالب‌ توجه‌ طبيعت‌ يزد است‌ كه‌ برخي‌ از آنها جزء تفرجگاههاي‌ مهم‌ مردم‌ استان‌ به‌ شمار مي‌آيد . استان‌ يزد از لحاظ‌ كنش‌هاي‌ فرهنگي‌ نيز جالب‌ توجه‌ است ‌. اين‌ منطقه‌ از لحاظ‌ رفتارهاي‌ فرهنگي‌ مردم‌ كانون‌ گوناگوني‌هاست‌ و در اين‌ بين‌ خصوصيات‌ فرهنگي‌ زرتشتيان‌ از پيشينه‌ تاريخي‌ درخشاني‌ برخوردار است ‌. زرتشتيان‌ طبق‌ آئين‌ زرتشت‌ مراسم‌ ويژه‌اي‌ را در روزهاي‌ معيني‌ از سال‌ برگزار مي‌كنند كه‌ از ديدگاه‌ جهانگردي ‌براي‌ افراد مسلمان‌ و پيروان‌ ساير اديان‌ جالب‌ توجه‌ و ديدني‌ است ‌. نژاد مردم استان یزد از نژاد آریادی و ایرانی هستند و به علت موقعیت جغرافیائی ویژه این استان ، از آمیختن با نژادهای غیر ایرانی تا اندازه ای مصون مانده اند . در روزگار باستان و آغاز مدنیت و آبادی در این سامان نژادهای دیگری در این ناحیه می زیستند و با نژادهای اصلی آن درآمیختند . این آمیزش بی گمان بعدها در سرگذشت اجتماعی ، فرهنگی و حتی ترکیب نژادی مهاجران تازه رسیده آریائی نیز تأثیر بسیار داشته است . در نیمه هزاره دوم پیش از میلاد آریائی ها به فلات مرکزی ایران از جمله منطقه یزد که در دل این فلات قرار دارد ، روی آوردند . در دوره های بعد نیز ، گروه های عرب ، ترک ، مسیحی و کلیمی به این منطقه آمدند . در سده اخیر نیز اعراب مهاجر به این استان آمده و در آن ساکن شدند . مردم استان یزد به زبان فارسی رایج ، با پاره ای ویژگی های گویشی سخن می گویند . برخی ویژگیهای گویشی در میان شهرستانهای این استان محسوس است . زبان شناسان نیم زبانهای جدید ایرانی را به دو دسته باختری و خاوری تقسیم کرده اند . لهجه یزدی جزء نیم زبانهای مرکزی دسته باختری است که در بخش باختری فلات ایران ، تا حدود مرزهای ایران رواج دارد . در بیشتر نیم زبانهای مرکزی از جمله لهجه شیرین یزدی اثر آمیختگی کمتری با زبان عربی دیده میشود . زرتشتیان یزد به زبان نیاکان خویش ، زبان فارسی دری سخن می گویند . زبان زرتشتیان یزد به دلیل پاره ای عوامل اجتماعی ، فرهنگی و اقتصادی آمیختگی بسیار با زبان فارسی پیدا کرده ، به طوری که آهنگ ناتوان شدن و حتی فراموش شدن آن روز به روز تندتر میشود . مذهب پیش از ورود مسلمانان به ایران ، مردم استان یزد نیز مانند مردم سایر نقاط ایران زرتشتی بودند . با انقراض حکومت ساسانیان در نیمه نخست سده اول ه . ق مردم بیشتر نقاط ایران از جمله استان یزد نیز به دین اسلام گرویدند ؛ ولی برخی از آنان با پرداخت جزیه ، آیین خود را حفظ کردند و زرتشتی باقی ماندند . قریب به اتفاق مردم استان یزد ، مسلمان و پیرو شیعه جعفری هستند . استان‌ يزد به‌ دو علت‌ اساسي‌ خشك‌ است ‌. اول‌ آنكه‌ بر روي‌ كمربند خشك‌ جهاني‌ واقع‌ شده‌ و ديگر آنكه‌ از درياهاي‌ آزاد عمان‌ و خليج‌فارس‌ و درياچه‌هاي‌ داخلي‌ و بادهاي‌ رطوبت‌زاي‌ دريايي‌ بسيار دور است ‌. عامل‌ مهم‌ اعتدال‌ نسبي‌ آب‌ و هواي‌ يزد كه‌ قابليت‌ زيست‌ نسبتاً مناسبي‌ به‌ آن‌ بخشيده‌ است ‌، ارتفاعات ‌مهمي‌ است‌ كه‌ در اطراف‌ آن‌ پديد آمده‌ و به‌ طور موضعي‌ در بهبودي‌ هواي‌ استان‌ اثر مي‌گذارند و لذا مناطقي‌ با ارتفاع‌ بيش‌ از 2500 متر از اعتدال‌ و رطوبت‌ نسبي‌ بيشتري‌ برخوردار هستند . متوسط‌ دماي‌ هواي‌ استان‌ 9/18 درجه‌ سانتي‌گراد است ‌. حداكثر مطلق‌ دما در تيرماه‌ برابر 43 و حداقل‌ آن‌ در دي‌ماه‌ برابر 2/7 درجه‌ سانتي‌گراد مي‌باشند . به‌ استثناي‌ منطقه‌ كوهستاني ‌شيركوه‌ ، ساير نقاط‌ استان‌ يزد اقليم‌ گرم‌ و خشك‌ و بياباني‌ دارد كه‌ از غرب‌ و جنوب‌ غربي‌ به‌ طرف‌ شمال‌ شرقي‌ و شرق‌ خشك‌تر مي‌شود .

استان بوشهر

استان بوشهر

استان‌ بوشهر حدود 27۶۵3 كيلومتر مربع‌ مساحت‌ و 60 كيلومتر ساحل‌ دارد و در شمال‌ خليج‌ فارس ‌در جنوب‌ ايران‌ واقع‌ شده‌ و اهميت‌ سوق‌ الجيشي‌ و اقتصادي‌ قابل‌ توجهي‌ دارد . شهرستان‌هاي‌ بوشهر ، تنگستان ‌، دشتستان ‌، دشتي‌ ، دير ، ديلم ‌، كنگان‌ و گناوه‌ در اين‌ استان‌ قرار دارند و مركز سياسي‌ - اداري‌ آن‌ ، شهر بوشهر است ‌. استان‌ بوشهر از نظر موقعيت‌ طبيعي‌ از دو قسمت‌ جلگه‌اي‌ و كوهستاني‌ تشكيل‌ شده‌ است ‌. قسمت‌ جلگه‌اي ‌آن‌ در امتداد خليج‌ فارس‌ كشيده‌ شده‌ است ‌. اكثر شهرها و مراكز جمعيتي‌ استان‌ در محدوده‌ اين‌ جلگه‌ها استقرار يافته‌اند . قسمت‌ كوهستاني‌ استان‌ ، از دو رشته‌ كوه‌ گچ‌ترش‌ و نوكند تشكيل‌ شده‌ كه‌ در سراسر طول‌ استان‌ به ‌موازات‌ هم‌ امتداد يافته‌اند . استان‌ بوشهر در سال‌ 1375 حدود 743675 نفر جمعيت‌ داشته‌ است ‌. از اين‌ تعداد 05/53 درصد در نقاط‌ شهري‌ و 76/۴۴ درصد در نقاط‌ روستايي‌ سكونت‌ داشتند و بقيه‌ غير ساكن‌ بوده‌اند . استان‌ بوشهر به‌ علت‌ موقعيت‌ استراتژيكي‌ مناسب‌ براي‌ احداث‌ پايگاه‌ دريايي‌ و بندرگاه ‌، مورد استفاده‌ پادشاهان‌ عيلام‌ قرار گرفته‌ بود . در زمان‌ هخامنشيان‌ سرزمين‌ بوشهر جزو ساتراپ‌ پارس‌ بود . خليج ‌فارس‌ و به‌ تبع‌ آن‌ استان‌ بوشهر ، به‌ دليل‌ موقعيت‌ سوق‌ الجيشي‌ و اهميت‌ اقتصادي‌ و بازرگاني ‌، در طول‌ تاريخ ‌همواره‌ از سوي‌ كشورها و دولت‌ها براي‌ تبادل‌ علم‌ و ثروت‌ و گسترش‌ قدرت‌ سياسي‌ مورد توجه‌ قرار گرفته ‌است ‌. اولين‌ يورش‌ دولت‌هاي‌ اروپايي‌ به‌ سواحل‌ خليج‌ فارس‌ در سال‌ 1506 ميلادي‌ با حمله‌ پرتغالي‌ براي ‌مقابله‌ با تجار مصري‌ و ونيزي‌ صورت‌ گرفت ‌. در سال‌ 1031 هجري‌ قمري‌ شاه‌ عباس‌ صفوي‌ با انگليسي‌ها متحد شد و دست‌ پرتغالي‌ها را از خليج‌ فارس‌ كوتاه‌ كرد . از سال‌ 1148 ه.ق‌ نادر شاه‌ بوشهر را كه‌ دهكده‌اي‌ بيش‌ نبود ، مورد توجه‌ قرار داد و بوشهر را به‌ يك‌ بندر با اسكله‌ كشتي ‌سازي‌ تبديل‌ كرد . در اواخر سلطنت‌ نادر شاه ‌افشار ، ايران‌ 23 تا 25 فروند كشتي‌ در خليج ‌فارس‌ مستقر كرده‌ بود . در دوره‌ حكومت‌ سلسله‌ زند نيز اين‌ منطقه‌ محل‌ كشمكش‌هاي‌ سياسي‌ بود . سلسله‌ قاجاريه‌ كه‌ پس‌ از زنديه ‌به‌ روي‌ كار آمد چندان‌ نفوذي‌ در خليج‌ فارس‌ نداشت ‌. به‌ همين‌ دليل‌ رفته‌ رفته‌ نفوذ انگليسي‌ها در خليج‌ فارس ‌بيشتر شد و زمام‌ امور خليج‌ فارس‌ و درياي‌ عمان‌ به‌ دست‌ آنها افتاد و ژنرال‌ كنسول‌ انگليس‌ در بوشهر مدت‌ 20 سال‌ بر خليج‌ فارس‌ حكمراني‌ كرد . اين‌ حكمراني‌ تا سال‌هاي‌ بعد از 1913 ميلادي‌ نيز ادامه‌ داشت‌ و در جنگ‌هايي‌ مابين‌ سپاه‌ ايران‌ و قشون‌ متجاوز انگليسي‌ در زمان‌ ناصرالدين‌ شاه‌ روي‌ داد . سپاه‌ ايران‌ در سال‌ 1857 مغلوب‌ شد و سلطه‌ انگليسي‌ها بر خليج‌ فارس‌ و استان‌هاي‌ ساحلي‌ كماكان‌ ادامه‌ يافت ‌. اين‌ شكست‌ در سال ‌1913 ميلادي‌ نيز كه‌ رهبري‌ جنبش‌ استقلال‌ طلبانه‌ را رئيس‌ علي‌ دلواري‌ و دليران‌ تنگستان‌ بر عهده‌ داشتند ، مجدداً تكرار شد . آب‌ و هواي‌ استان‌ در نوار ساحلي‌ گرم‌ و مرطوب‌ و در قسمت‌هاي‌ داخلي ‌، گرم‌ و خشك‌ صحرايي ‌است ‌. در اين‌ استان‌ دو فصل‌ محسوس‌ وجود دارد ؛ زمستان‌ نسبتاً خنك‌ شامل‌ ماه‌هاي‌ آذر ، دي ‌، بهمن‌ و اسفند و تابستان‌ گرم‌ و خشك‌ كه‌ ساير ماه‌هاي‌ سال‌ را در بر مي‌گيرد . فصول‌ پاييز و بهار اين‌ استان‌ بسيار زودگذر است ‌. متوسط‌ دماي‌ سالانه‌ استان‌ 24 درجه‌ سانتي‌ گراد گزارش‌ شده‌ است‌ كه‌ بيشترين‌ مقدار آن‌ در تابستان‌ با 50 درجه‌ و كمترين‌ مقدار آن‌ در زمستان‌ با ۶ درجه‌ سانتي‌گراد ثبت‌ شده‌ است ‌. گرماي‌ متوسط‌ خنك‌ترين‌ ماه‌ اين‌ استان ‌، در دي‌ ماه‌ با 15 درجه‌ سانتي‌گراد گزارش‌ شده‌ است ‌. در اين‌ استان‌ مابين‌ دهم‌ ارديبهشت‌ تا دهم‌ مهرماه‌ (حدود 140روز) ميزان‌ گرما به‌ بيش‌ از 40 درجه‌ سانتي‌گراد مي‌رسد .

استان کرمان

استان کرمان

موقعيت جغرافيايي استان‌ كرمان‌ با 175069 كيلومتر مربع‌ وسعت‌ در جنوب‌ شرقي‌ ايران‌ واقع‌ شده‌ است ‌. اين‌ استان‌ بعد از خراسان‌ دومين‌ استان‌ پهناور كشور است‌ و حدود 11 درصد از خاك‌ ايران‌ را در برگرفته‌ است‌ . شهرهاي‌ مهم ‌استان‌ كرمان‌ عبارتند از : بافت‌ ، بردسير ، بم ‌، جيرفت ‌، رفسنجان ‌، زرند ، سيرجان‌ ، شهر بابك ‌، كرمان‌ و كهنوج ‌. ارتفاعات‌ استان‌ كرمان‌ دنباله‌ رشته‌ كوههاي‌ مركزي‌ ايران‌ است‌ كه‌ از چين‌ خوردگيهاي‌ آتش فشاني‌ آذربايجان ‌شروع‌ و با انشعاباتي‌ در فلات‌ مركزي‌ تا بلوچستان‌ امتداد مي‌يابد اين‌ رشته‌ كوهها دشت‌هاي‌ وسيعي‌ را در سطح‌ استان‌ پديد آورده‌اند .  بلندترين‌ اين‌ ارتفاعات‌ كوههاي‌ بشاگرد كوهبنان‌ است‌ كه‌ قلل‌ ديگري‌ از قبيل‌ طغرل‌ الجرد ، پلوار ، سيرچ ‌، ابارق‌ و تهرود را در ميان‌ خود جاي‌ داده‌ است ‌. كوههاي‌ ديگري‌ كه‌ از يزد تا كرمان‌ و چاله ‌جازموريان‌ كشيده‌ شده‌اند ، قله‌هاي‌ مهمي‌ از قبيل‌ مدوار ، شهر بابك ‌، كوه‌ پنج ‌، چهل‌ تن ‌، لاله‌زار ، هزار بحر آسمان ‌و ... در ميان‌ آنان‌ سر بر آسمان‌ كشيده‌اند . جمعیت استان استان ‌كرمان‌ در سال‌ 1375 حدود 2004 هزار نفر جمعيت‌ داشت‌ كه‌ از اين‌ تعداد 9/52 درصد در نقاط‌ شهري ‌، 46 درصد در نقاط‌ روستايي‌ ساكن‌ بوده‌اند . و 1/1 درصد آن‌ نيز غير ساكن‌ بوده‌ است ‌. شهرستان‌ كرمان‌ به‌ عنوان‌ مركز استان‌ با حدود 80 درصد جمعيت‌ شهرنشين ‌، توسعه‌ يافته‌ترين‌ و وسيع‌ترين‌ شهر استان‌ است‌ .  تاريخ و فرهنگ استان‌ كرمان‌ از نظر جاذبه‌هاي‌ طبيعي‌ نيز يكي‌ از مناطق‌ جالب‌ توجه‌ ايران‌ است ‌. چشمه‌هاي‌ آب ‌معدني‌ و گرم‌ ، تفرجگاه‌ها ، فضاهاي‌ سبز ، ارتفاعات‌ و قله‌ها ، درياچه‌ها و آبگيرها ، مناطق‌ حفاظت‌ شده‌ و جاذبه‌هاي‌ ويژه‌ كويري‌ از جمله‌ عناصر زيباي‌ طبيعي‌ استان‌ هستند . نگاهي‌ به‌ سيماي‌ جهانگردي‌ شهرستان‌هاي ‌استان‌ توان‌هاي‌ بالقوه‌ و بالفعل‌ اين‌ استان‌ پهناور را بيش‌ از پيش‌ آشكار مي‌سازد . ذيلاً شهرهاي‌ استان‌ كرمان‌ از نظر موقعيت‌ و جاذبه‌هاي‌ توريستي‌ مورد اشاره‌ قرار مي‌گيرند : سابقه‌ سكونت‌ و استقرار انسان‌ در سرزمين‌ كرمان به‌ هزاره‌ چهارم‌ قبل‌ از ميلاد مي‌رسد . اين‌ منطقه‌ يكي‌ از قديمي‌ترين‌ نواحي‌ ايران‌ به‌ شمار مي‌رود و در گذر زمان‌ گنجينه‌هاي‌ فرهنگي‌ و تاريخي‌ گرانبهايي‌ در آن‌ پديد آمده‌ است‌ كه‌ جلوه‌هايي‌ از تمدن‌ و مدنيت‌ ايراني‌ را به‌ نمايش‌ مي‌گذارد .  هر فضاي‌ تاريخي‌ كرمان‌ بيانگر بخشي‌ از زوايا و ابعاد زندگي‌ مردم‌ و حكومت‌هاي‌ محلي‌ اين‌ مرز و بوم‌ است ‌. آب و هوا ارتفاعات‌ و پستي‌ و بلندي‌هاي‌ استان ‌، شرايط‌ اقليمي‌ ويژه ‌، آب‌ و هواي‌ متفاوتي‌ را در نواحي‌ مختلف ‌استان‌ بوجود آورده‌اند . نواحي‌ شمال ‌، شمال‌ غربي‌ و مركزي‌ ، آب‌ و هواي‌ خشك‌ و معتدل‌ دارد و آب‌ و هواي ‌نواحي‌ جنوبي‌ و جنوب‌ شرقي‌ آن‌ گرم‌ و نسبتاً مرطوب‌ است  . آب‌ و هواي‌ مركز استان‌ (شهر كرمان‌) خشك‌ و نيمه‌ معتدل‌ است‌ و حداكثر مطلق‌ درجه‌ حرارت‌ آن‌ 6/39 درجه‌ و حداقل‌ مطلق‌ درجه‌ حرارت‌ آن‌ 7- درجه‌سانتي‌ گراد گزارش‌ شده‌ است‌ . متوسط‌ درجه‌ حرارت‌ استان‌ در ماه‌هاي‌ فروردين‌ تا تيرماه‌ بين‌ 20 تا 25 درجه‌ سانتي‌گراد مي‌باشد . اين‌ ماهها مطلوب‌ترين‌ زمان‌ مسافرت‌ براي‌ گردش‌ و بازديد از ديدني‌هاي‌ استان‌ است .

استان مازندران

استان مازندران

استان‌ مازندران‌ ۶۴۵۴۶ كيلومتر مربع‌ مساحت‌ دارد و از اين‌ نظر يازدهمين‌ استان‌ ايران‌ است ‌. براساس‌ آخرين‌ تقسيمات‌ سياسي‌ و اداري‌ در سال‌ 1375 ، شهرستان‌هاي‌ استان‌ مازندران‌ عبارت‌اند از : بهشهر ، ساري‌ ، قائم‌شهر ، بابل ‌، بابلسر ، آمل‌ ، نور ، تنكابن‌ ، رامسر ، محمود آباد ، نكا ، چالوس ‌، نوشهر و سوادكوه ‌. شهرستان‌ ساري‌ مركز استان‌ مازندران‌ است ‌. درياي‌ مازندران‌ (خزر) در شمال ‌، استان‌ تهران‌ و سمنان‌ در جنوب‌ و استان‌هاي‌ گيلان ‌و گلستان‌ به‌ ترتيب‌ در غرب‌ و شرق‌ استان‌ مازندران‌ قرار گرفته‌اند .  استان‌ مازندران‌ از نظر طبيعي‌ به‌ دو قسمت‌ جلگه‌ ساحلي‌ و كوهستاني‌ تقسيم‌ مي‌شود . رشته‌ كوههاي‌ البرز مانند ديواري‌ مرتفع‌ نوار ساحلي‌ و جلگه‌اي‌ كناره‌اي‌ درياي‌ خزر را محصور كرده‌ است ‌. در اثر نسيم‌ مداوم‌ دريا و بادهاي‌ محلي‌ در سواحل‌ جنوبي‌ و شرقي‌ درياي‌ خزر ، تپه‌هاي‌ ماسه‌اي‌ تشكيل‌ شده‌ و سدي‌ طبيعي‌ و كم‌ ارتفاع ‌بين‌ دريا و جلگه‌ پديد آمده‌ است ‌. اين‌ استان‌ در سال‌ 1375 ، حدود 2206800 نفر جمعيّت‌ داشته‌ است‌ كه‌ از اين‌ تعداد حدود ۴۶ درصد در نقاط‌ شهري‌ و ۵۴ درصد در نقاط‌ روستايي‌ سكونت‌ داشته‌اند .  درباره‌ تاريخ‌ باستاني‌ استان‌ مازندران‌ اطلاع‌ زيادي‌ در دست‌ نيست‌ و اساساً وضعيت‌ اقليمي‌ مانع‌ ماندگاري‌ ابنيه ‌و آثار تاريخي‌ شده‌ است ‌. در جلگه‌هاي‌ ساحلي‌ مازندران‌ آثار معتبري‌ از ادوار قبل‌ از اسلام‌ به‌ دست‌ نيامده‌ و حتي‌ از شهرهاي‌ معتبر صدر اسلام‌ هم‌ به‌ جز آمل ‌، ساري‌ و لاهيجان‌ يادگاري‌ به‌ جا نمانده‌ است ‌. بعد از غلبه‌ آريايي‌ها و مهاجرت‌ بوميان ‌، ساكنان‌ جديد پس‌ از مدّتها زير فرمان‌ هخامنشيان‌ قرار گرفتند . در سال‌ 30 هجري‌ قمري ‌، در زمان‌ خلافت‌ عثمان ‌، «سعدبن‌ عاص‌» حاكم‌ كوفه‌ سواحل‌ طبرستان ‌، رويان‌ و دماوند را به‌ تصرف‌ خود در آورد .  در زمان‌ خلافت‌ ابوجعفر منصور (158 - 136 ه.ق‌) دوّمين‌ خليفه‌ عباسي ‌، مردم ‌طبرستان‌ براي‌ چندين‌ بار سر به‌ شورش‌ برداشتند . سرانجام‌ در سال‌ ۱۶۷ هجري‌ قمري‌ ونداد هرمز سلسله‌ مستقلي‌ در طبرستان‌ تأسيس‌ كرد . در سال‌ 426 هجري‌ قمري‌ ، سلطان‌ مسعود غزنوي‌ از طريق‌ گرگان‌ وارد طبرستان‌ شد و صدمات‌ فراواني‌ به‌ آن‌ سامان‌ وارد آورد . در سال‌ 606 هجري‌ قمري‌ طبرستان‌ به‌ دست‌ سلطان‌ محمّد خوارزمشاه‌ تصرف‌ شد .  سپس‌ مغولان‌ بر اين ‌ناحيه‌ حكومت‌ كردند و سرانجام‌ توسط‌ تيموريان‌ بساط‌ حكمراني‌ آنان‌ برچيده‌ شد . بعد از درگذشت‌ امير تيمور ، سادات‌ مرعشي‌ (850 - 807 ه.ق‌) به‌ مازندران‌ برگشتند و بعنوان‌ اميران‌ باج گزار اين‌ نواحي‌ سلطنت‌ كردند و در زمان‌ سلطنت‌ شاه‌ عباس‌ اوّل‌ بطور كلي‌ قدرت‌ سادات‌ مرعشي‌ از بين‌ رفت ‌. با برچيده‌ شدن‌ بساط‌ حكمراني‌ حكومت‌ ملوك‌ الطوايفي‌ طبرستان‌ كه‌ تا سال‌ 1006 هجري‌ قمري‌ ادامه ‌داشت ‌، امنيت‌ اين‌ منطقه‌ به‌ وسيله‌ شاه‌ عباس‌ اوّل‌ و سلاطين‌ بعدي‌ سلسله‌ صفوي‌ تأمين‌ گرديد .  در زمان‌ نادرشاه‌ براي‌ مقابله‌ با دشمنان‌ ، به‌ ويژه‌ دشمنان‌ شمالي‌ و روس‌ها ، در مازندران‌ يك‌ كارخانه‌ كشتي‌سازي‌ داير گرديد . در زمان‌ فتحعلي‌ شاه‌ قاجار ، به‌ منطقه‌ سرسبز و دل‌انگيز مازندران ‌، به‌ عنوان‌ يك‌ منطقه ‌استراحتي‌ - تفريحي‌ توجه‌ گرديد . در زمان‌ سلطنت‌ پهلوي‌ منطقه‌ مازندران‌ مانند ساير مناطق‌ كشور از راه‌هاي ‌ارتباطي‌ برخوردار شد . شرايط‌ مناسب‌ محيطي‌ و آب‌ و هواي‌ معتدل‌ ، چشم‌ اندازهاي‌ زيباي‌ طبيعي‌ و نزديكي‌ آن ‌به‌ تهران‌ اين‌ استان‌ را به‌ محل‌ استراحت‌ و تفريح‌ بخش‌ اعظم‌ مردم‌ كشور درآورده‌ است ‌.  استان‌ مازندران‌ علاوه‌ بر مردم‌ بومي ‌، اقليت‌هاي‌ بلوچ ‌، ترك ‌، كرد ، لر ، افغان ‌، گرجي‌ و ارمني‌ را نيز در خود جاي‌ داده‌ است‌ كه‌ هنوز كاملاً با اكثريت‌ محلي‌ تركيب‌ نشده‌ و بسياري‌ از خصايص‌ قومي‌ و فرهنگي‌ خود را حفظ ‌كرده‌اند . از جمله‌ بعضي‌ تيره‌هاي‌ ترك‌ كه‌ در قرون‌ گذشته‌ به‌ منظور جلوگيري‌ از هجوم‌ تركمن‌ها به‌ اين‌ نواحي‌ كوچانيده‌ شده‌اند ، هم‌ اكنون‌ در مازندران‌ حضور دارند . زبان‌ طبري‌ يا مازندراني ‌، بازمانده‌ زبان‌ ايرانيان‌ قديم‌ (پارسي‌ ميانه‌) است‌ كه‌ ديرتر و كمتر از ساير زبان‌ها تحت‌ تأثير زبان‌هاي‌ بيگانه‌اي‌ چون‌ مغول ‌، عربي‌ و تاتاري‌ قرار گرفته‌ است ‌.  زبان‌ مازندراني‌ با لهجه‌هاي‌ مختلف ‌در تمامي‌ نواحي‌ استان‌ متداول‌ است ‌. ادبيات‌ فولك‌ مردم‌ استان‌ مازندران‌ بسيار غني‌ و جالب‌ توجه‌ است ‌. دانشمندان‌ و شاعران‌ مشهوري‌ از اين‌ استان‌ برخاسته‌اند كه‌ از آن‌ ميان‌ به‌ نيما شاعر معروف‌ معاصر ايران‌ و مازندران‌ مي‌توان‌ اشاره‌ كرد . استان‌ مازندران‌ تحت‌ تأثير عرض‌ جغرافيايي ‌، سلسله‌ جبال‌ البرز ، ارتفاع‌ از سطح‌ دريا ، دوري‌ و نزديكي‌ به‌ دريا ، بيابان‌هاي‌ جنوبي‌ تركمنستان ‌، وزش‌ بادهاي‌ محلي‌ و ناحيه‌اي‌ و پوشش‌ گياهي‌ و جنگلي‌ قرار دارد .  به‌ همين‌ جهت‌ آب‌ و هواي‌ مازندران‌ در كانون‌هاي‌ مختلف‌ جغرافيايي‌ متفاوت‌ و گوناگون‌ است‌ و انواع‌ آن ‌عبارتند از : آب‌ و هواي‌ معتدل‌ خزري ‌، كه‌ تابستان‌هاي‌ گرم‌ و مرطوب‌ و زمستان‌هاي‌ معتدل‌ و مرطوب‌ دارد . آب‌ و هواي‌ معتدل‌ كوهستاني‌ ، كه‌ زمستان‌هاي‌ سرد با يخبندان‌ و تابستان‌هاي‌ معتدل‌ و كوتاه‌ دارد . آب‌ و هواي‌ سرد كوهستاني‌ ، كه‌ يخبندان‌هاي‌ طولاني‌ و زمستان‌هاي‌ سرد و تابستان‌هاي‌ كوتاه‌ و خنك‌ دارد . ريزش‌هاي‌ جوي نواحي‌ كوهستاني‌ غالباً به‌ صورت‌ برف‌ است‌ كه‌ تا اواسط‌ دوره‌ گرما نيز دوام‌ مي‌آورد .

گالری کشورها

Town Square in MoraviaCastlepoint lighthouseCrowd Entering Lotus TempleShining Domes of Jamia MosqueCastleBorj el Kebir
برای اطلاع از آخرین تورها کلیک کنید
item آب و هوا
item نرخ ارز
item ساعت کشور ها
item تبدیل تاریخ